دسته‌ها
Uncategorized

بهره هوشی یا تطبیق‌پذیری، کدام‌یک برای پیشرفت شغلی مهم‌تر است؟


در گذشته‌های نه‌چندان دور، اگر می‌خواستید توانایی یک فرد در بالا رفتن از نردبان‌های ترقی در حوزه کاری را بسنجید، از او می‌خواستید که یک تست آی‌کیو (بهره هوشی) پشت سر بگذارد. برای سالیان متمادی، این ذهنیت وجود داشت که تست آی‌کیو -که حافظه، تفکر تحلیلی و توانایی‌های ریاضیاتی را می‌سنجد- بهترین راه برای پیش‌بینی ابعاد مختلف شغل آتی شخص است.

مدتی بعد توجه‌ها به EQ یا هوش عاطفی جلب شد که مجموعه‌ای از مهارت‌های ارتباطی، قانون‌گذاری‌های شخصی و روابط بین فردی را شامل می شود. EQ اکنون به عنوان مجموعه‌ای از ابزارها در نظر گرفته می‌شود که نقشی اساسی در موفقیت در ابعاد مختلف زندگی ایفا می‌کنند.

آی‌کیو و EQ فاکتورهایی مهم برای موفقیت شغلی تلقی می‌شوند، اما امروز و درحالی‌که تکنولوژی دارد چگونگی کار کردن ما را از نو تعریف می‌کند، مهارت‌هایی که برای رسیدن به موفقیت در بازار شغلی نیاز داریم نیز در حال تکامل هستند. اینجاست که AQ یا «بهره تطبیق‌پذیری» وارد میدان می‌شود؛ مجموعه‌ای از کیفیت‌های مختلف که تعیین می‌کنند در محیطی که به سرعت و مداوم تغییر می‌کند، چقدر قادر به تغییر مسیر و تطبیق دادن خودمان هستیم.

«آی‌کیو کمینه چیزیست که برای دستیابی به یک شغل به آن نیاز دارید، اما بهره تطبیق‌پذیری نشان می‌دهد که به مرور زمان چقدر موفق خواهید بود». این را ناتالی فراتو، نایب رییس گلدمن ساکس می‌گوید که هنگام سرمایه‌گذاری روی چندین استارتاپ حوزه تکنولوژی، به بهره تطبیق‌پذیری علاقه‌مند شد. بعد از این ماجرا، او یک تد تاک محبوب راجع به این موضوع نیز داشته.

فراتو می‌گوید که بهره تطبیق‌پذیری صرفا ظرفیت دریافت اطلاعات تازه نیست و توانایی کار روی چیزی که بیشترین بازدهی را دارد، کنار گذاشتن آموزه‌های کهنه، فائق آمدن بر چالش‌ها و تلاشی خودآگاهانه برای تغییر را شامل می‌شود. بهره تطبیق‌پذیری راجع به انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، شجاعت، ارتجاع و مهارت‌های حل مسئله نیز هست.

حال سوال این است که همین‌طور که جوامع تغییر می‌کنند، آیا بهره تطبیق‌پذیری از آی‌کیو برای رسیدن به موفقیت شغلی مهم‌تر خواهد بود؟

وفق یافتن

ایمی ادموندسون، پروفسور مدیریت در مدرسه تجاری هاروارد می‌گوید که به خاطر سرعت کمرشکن تغییرات در محیط کاری است که بهره تطبیق‌پذیری ارزشمندتر از بهره هوشی به حساب می‌آید.

تکنولوژی نحوه پیش‌برد برخی مشاغل را به شکل چشمگیری تغییر داده و این اختلال در عملکرد همچنان ادامه خواهد داشت. طی سه سال پیش رو، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ کشور برتر جهان از لحاظ اقتصادی، باید مهارت‌هایی کاملا تازه بیاموزند تا مشاغل خود را به خاطر اتوماسیون از دست ندهند.

دیو کاپلین، مدیرعامل The Envisioners که یک شرکت مشاوره تکنولوژیک در بریتانیا است می‌گوید: «هر شغلی که شامل یافتن الگوهایی خاص در اطلاعات باشد -از وکلایی که مستندات حقوقی را بررسی می‌کنند تا پزشکانی که به تشخیص بیماری در مراجعین می‌پردازند- به راحتی می‌تواند اتومات شود.» این بدان خاطر است که الگوریتم‌های کامپیوتری، همان وظایف را به شکلی سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان انجام می‌دهند.

برای جلوگیری از بی‌کاری، کارگرانی که به این مشاغل روی آورده‌اند باید مهارت‌هایی تازه مانند خلاقیت در حل کردن چالش‌های تازه و استفاده از شهود انسانی برای دریافت اطلاعات تازه از ماشین‌ها را در خود پرورش دهند. «اگر یک الگوریتم بتواند ۳۰ درصد وظایفی که من قبلا انجام داده‌ام را انجام دهد، من چه کاری می‌توانم با این ظرفیت اضافه انجام دهم؟ برنده‌ها افرادی خواهند بود که تصمیم به انجام کارهایی بگیرند که الگوریتم‌ها نمی‌توانند».

ادموندسون می‌گوید هر شغلی نیازمند تطبیق‌پذیری و انعطاف‌پذیری است، از کارهای بانکی گرفته تا هنر. بیایید فرض کنیم شما یک حسابدار هستید. بهره‌ هوشی‌تان باعث می‌شود که در آزمون‌های شغلی موفق باشید و بعد هوش عاطفی باعث می‌شود که ارتباطی سازنده با مصاحبه‌کننده برقرار کنید، شغل مد نظرتان را به دست آورید و روابطی تازه با مشتریان و همکاران شکل دهید. بعد، زمانی که سیستم‌ها تغییر می‌کنند و برخی از حوزه‌های شغلی‌تان اتومات می‌شوند، تطبیق‌پذیری است که به شما در نوآوری و سازگار کردن خودتان با رویه جدید شغلی کمک می‌کند.

ادموندسون می‌گوید هر سه بهره مهم بوده، یکدیگر را به تکامل می‌رسانند و همگی به شما کمک می‌کنند که مشکلات را حل کرده و در نتیجه، تطبیق بیابید. یک کاندیدای شغلی ایده‌آل، هر سه فاکتور را دارد. اما این چیزی نیست که در تمام افراد یافت شود. داشتن بهره هوشی بالا اما ضعف در تطبیق‌پذیری باعث می‌شود که در یافتن راه‌های تازه در شغل‌تان با استفاده از مهارت‌های قبلی به مشکل بخورید.

طرح پرسش «چه می‌شود اگر؟»

بهره تطبیق پذیری

بهره تطبیق‌پذیری اکنون در کشورهای پیشرفته به یکی از فاکتورهای استخدام نیروی کاری تبدیل شده. بنابر تحقیقات شرکت آی‌بی‌ام، ۵۶۷۰ مدیر ارشد در سراسر جهان، مهارت‌های رفتاری را به عنوان «مهم‌ترین فاکتور برای نیروی کاری امروزی» دسته‌بندی کرده‌اند و از میان این مهارت‌ها، «تمایل به انعطاف‌پذیری و تطبیق‌پذیری به هنگام تغییر» بیشترین اهمیت را برای آن‌ها دارند.

ویل گاسلینگ، مشاور شرکت بریتانیایی Deloitte می‌گوید که هیچ متد دقیقی برای اندازه‌گیری میزان تطبیق‌پذیری (مانند یک تست آی‌کیو) وجود ندارد، اما کمپانی‌های مختلف حالا بیش از پیش به ارزش بهره تطبیق‌پذیری پی برده‌اند و رویه‌های استخدام نیروی خود را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که بهتر قادر به تشخیص افراد دارای این مهارت باشند.

Deloitte شروع به استفاده از شبیه‌سازی‌هایی آنلاین کرده تا میزان تطبیق نیروهای احتمالی خود با چالش‌های محیط کار را بسنجند. یکی از آزمون‌های کمپانی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که یک راه برای ترغیب همکاران مردد به پیوستن به تیمی دیگر در شرکت انتخاب کنند. Deloitte ضمنا به دنبال استخدام افرادیست که نشان داده‌اند می‌توانند در حوزه‌ها، صنایع و مناطق مختلف به کار خود ادامه دهند. گاسلینگ می‌گوید این معیارها «اثبات می‌کنند که شخص بسیار چابک بوده و به سرعت یاد می‌گیرد».

فراتو از گلدمن ساکس هم سه راه برای تشخیص بهره تطبیق‌پذیری در نیروهای کاری احتمالی دارد: اینکه کارمندان بتوانند با طرح پرسش «چه می‌شود اگر»، ورژن‌هایی مختلف از آینده را متصور شوند، اینکه بتوانند آموخته‌های قبلی را هنگام مواجهه با یک چالش کنار بگذارند و اینکه از اکتشاف و دستیابی به تجارب تازه لذت ببرند.

او خود می‌گوید که این یک راه حل غایی برای شناسایی بهره تطبیق‌پذیری نیست، اما کارفرمایان باید چنین سوالاتی را مطرح کنند تا شواهد تطبیق‌پذیری را در کاندیداها بیابند. او به صورت خاص، این کار را به موسسین استارتاپ‌ها پیشنهاد می‌کند. «استارتاپ‌ها نوعی روند تکاملی را پشت سر می‌گذارند. اینطور نیست که موسس توضیحاتی دقیق برای یک شغل داشته باشد، آن‌ها به لیستی شامل ۳۰ الی ۵۰ مهارت نیاز دارند تا به موفقیت برسند».

ماموریتی خطیر

نکته خوب راجع به بهره تطبیق‌پذیری -حتی اگر نتوانید آن را اندازه‌گیری کنید- اینست که به گفته متخصصین، می‌توان آن را در خود پرورش داد. پنی لوکاسو، موسس استرالیایی BKindred -یک کمپانی آموزشی که به مردم کمک می‌کند به تطبیق پذیری بیشتر دست یابند- می‌گوید برخی از افراد ذاتا کنجکاوتر و شجاع‌تر هستند و به همین خاطر، تطبیق‌پذیری بهتری نسبت به دیگران از خود نشان می‌دهند. «اما اگر شخص سعی به خروج از حاشیه امن خود نکند، تطبیق‌پذیری‌ای که با آن زاده شده‌اید به مرور زمان کاهش می‌یابد».

او برای بهبود تطبیق پذیری، سه راهکار پیشنهاد می‌کند: نخست باید حواس‌پرتی‌ها را کم کرد و تمرکز کردن را یاد گرفت تا آنچه باید با آن تطبیق یابید شناسایی شود. بعد باید سوالات و خواسته‌هایی را مطرح کنید که معمولا با آن‌ها راحت نیستید، مانند درخواست افزایش درآمد. به این ترتیب شجاعت بیشتری در خود خواهید یافت. در آخر باید راجع به چیزهایی که ذهن‌تان را به خود درگیر می‌کنند کنجکاو باشید و به جای سرچ در گوگل برای رسیدن به پاسخ، درباره آن‌ها مکالمه کنید. به گفته او گوگل باعث می‌شود «ذهن ما تنبل شود» و دیگر قادر به حل چالش‌های دشوار نباشد.

اوتو شارمر، یکی از سخنرانان ارشد انستیتوی ام‌آی‌تی که کتابی راجع آنچه می‌توان از آینده آموخت نوشته، متدهای دیگری را پیشنهاد می‌کند. او در یک تد تاک به مردم پیشنهاد کرده که از فرصت‌های تازه استقبال کنند، سعی کنند وضعیتی خاص را از نگاه شخصی دیگر ببینند و غرور خود را کاهش دهند تا در مواجهه با ناشناخته‌ها احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

یک چیز که به طور یقین می‌دانیم اینست که محیط‌های کاری در آینده کارکردی متفاوت با امروز خواهند داشت. بسیاری از ما ممکن است با این تغییرات راحت نباشیم، اما می‌توانیم خودمان را برای آن‌ها آماده کنیم. همانطور که ادموندسون می‌گوید: «یاد گرفتن یادگیری، ماموریتی خطیر است. توانایی یاد گرفتن، تغییر کردن،‌ رشدن کردن و آزمون و خطا از هر چیز دیگری مهم‌تر خواهد بود».

دسته‌ها
Uncategorized

کدام مهمتر است – سئو یا شبکه های اجتماعی؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در NEX1 ، اغلب از ما سؤال می شود که آیا بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یا رسانه اجتماعی بهترین روش برای بهبود حضور دیجیتالی مشتری است. پاسخ ساده نیست ، اما در بسیاری از موارد ، توصیه می کنیم مشتریان ما هر دو اهداف را در مراحل بسیار متفاوت سفر خریدار انجام دهند. در این مقاله ، ما شایستگی های هر دو فعالیت را ارزیابی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر در جستجوی SEO یا بازاریابی رسانه های اجتماعی برای تجارت خود هستید ، به شما کمک کند.

بسیاری از افراد در حال سؤال هستند که آیا رسانه اجتماعی SEO جدید است یا خیر. مشاغل می خواهند بدانند کدام وسیله بهتر است شما را به صورت آنلاین متوجه شوید زیرا می خواهند بدانند که باید منابع خود را از کجا سرمایه گذاری کنند.

بنابراین ، کدام گزینه بازاریابی دیجیتال به بهترین وجه کار می کند؟

حقیقت این است ، اگر می خواهید یک حضور آنلاین قدرتمند ، به هردو نیاز دارید. اما بیایید هر گزینه بازاریابی دیجیتال را با جزئیات بیشتری ارزیابی کنیم.
بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی به استفاده از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای تبلیغ وب سایت ، محصولات و خدمات شما اشاره دارد. همه ما می دانیم که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شخصی و شخصی ما بازی می کنند ، اما آنها همچنین یک ابزار فروش قدرتمند برای بازاریابان هستند.

روند بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل ایجاد شهرت برند شما در شبکه های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، با ایجاد گروهی از پیروان علاقمند به تجارت شما و آنچه به عنوان یک برند پیشنهاد می کنید ، می شوند. برای اطمینان از حضور موفق در رسانه های اجتماعی ، باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و از طریق مبارزات مناسب ، استراتژیک و رسانه های اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید. در اصل ، شما باید اطمینان حاصل کنید که مطالبی که ارسال می کنید برای مخاطبان رسانه اجتماعی شما مرتبط ، مفید و جالب است. پست های جالب ، مفید و اشتراکی باعث ایجاد جامعه درگیر – ادامه مکالمه با مشتریان بالقوه می شود.

 

SEO or Social Media

بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر قدرتمند است؟

هنگامی که بازاریابان برای اولین بار استفاده از رسانه های اجتماعی را برای تلاش های بازاریابی خود شروع کردند ، شبهاتی در مورد چگونگی کارآمد شدن بستر اجتماعی برای فروش وجود داشت. با این حال ، با تکامل رسانه های اجتماعی ، این تردیدها به سرعت از بین رفت.

در سال ۲۰۱۹ ، یک مطالعه ODM Group نشان داد که ۷۴٪ از مصرف کنندگان برای تصمیمات خرید خود به رسانه های اجتماعی اعتماد می کنند. و مطالعات اخیر همچنین نشان داده اند که مشتریانی که با یک مارک در رسانه های اجتماعی درگیر هستند ، احتمالاً از آن تجارت خاص خرید می کنند.
مزایای رسانه های اجتماعی

در ۲ دهه گذشته رسانه های اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده اند. برای مشاغل ، رسانه های اجتماعی راهی را برای شخصی سازی پیام برند شما و هدف قرار دادن آن در مخاطب مناسب ، در زمان مناسب ارائه می دهند. طبق گفته We Are Social ، ۳٫۴ میلیارد نفر در سراسر جهان در سکوهای رسانه های اجتماعی فعال هستند و این تعداد همچنان در حال رشد است. با میلیاردها نفر که به طور فعال در سیستم عامل های اجتماعی مشغول فعالیت هستند ، ضروری است که نام تجاری شما نیز در آنجا حضور داشته باشد ،
هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

خدمات مشتری و ارتباط سریع:

مشتریان و مشتریان بالقوه شما می توانند به لطف رسانه های اجتماعی بلافاصله با نماینده خدمات مشتری خود تماس بگیرند. از طریق سیستم عامل های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، شما همچنین می توانید بررسی هایی را دریافت کنید ، و درک کنید که تجارت شما به درستی انجام می دهد و چه چیزی باید اصلاح شود.

با اجرای یک استراتژی قوی برای ارتباطات در رسانه های اجتماعی ، مشتریان و مشتریان بالقوه خود را با نام تجاری شما احساس نزدیکی خواهند کرد و به این اطمینان دارند که شما به بهترین دلایل آنها علاقه دارید این روشی است برای یادگیری در مورد مشتریان ، درک آنچه می خواهند ، نارضایتی و قدردانی از آنها – و استفاده از این اطلاعات برای بهبود شغل خود به عنوان یک کل.

آگاهی از برند:

با داشتن حضور قدرتمند در رسانه های اجتماعی ، تجارت شما این فرصت را دارد که به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه جدید برسد. برای ایجاد یک حضور پررنگ ، باید به داستان برند خود بگویید ، محتوای خود را مداوم و مفید نگه دارید و با مخاطبان خود درگیر شوید. رسانه های اجتماعی پایه ای محکم را برای کمک به ساخت نام تجاری شما و حفظ ذهن شما ارائه می دهند.

افزایش ترافیک وب سایت:

رسانه های اجتماعی فرصتی برای گسترش ترافیک ورودی به وب سایت شما ارائه می دهند. هر یک از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی شما می توانند مسیری بالقوه به وب سایت شما باشند و هر پست فرصتی را برای پیوند مخاطبان خود به صفحات وب شما ارائه می دهد. این بازدیدها است که می تواند منجر به منجر و در نهایت فروش شود. و هرچه میزان ترافیک وب سایت شما بیشتر شود ، رتبه شما در Google بیشتر می شود.

تولید سرپ:

رسانه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تولید سرپ است و به شما کمک می کند تا مشتریان بالقوه خود را از طریق فرآیند خرید هدایت کنید. با استفاده از تاکتیکهای ارگانیک و همچنین تبلیغات تبلیغاتی با هزینه از طریق رسانه های اجتماعی ، دسترسی خود را گسترش داده و منجر به جذب بیشتری خواهید شد.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو ، که به آن SEO نیز گفته می شود ، فرایند بهینه سازی وب سایت و صفحات وب موتورهای جستجو است. این در مورد افزایش کیفیت و کمیت ترافیک وب سایت با افزایش استراتژیک دید سایت شما در نتایج موتورهای جستجو است. موتورهای جستجو در مورد رتبه بندی وب سایت ها و قرار دادن آنها در موقعیت های برتر در نتایج جستجو ، تعدادی قانون دارند و فرآیندهای مربوط به SEO در مورد پیروی از آن قوانین است.

سئو چقدر قدرتمند است؟

SEO ابزاری فوق العاده قدرتمند برای بازاریابی و تولید سرب است. اگر مراجعین احتمالی شما نمی توانند وب سایت شما را پیدا کنند ، پس مقصود شما چیست؟ SEO اطمینان حاصل می کند که وب سایت شما پیدا شده است. SEO با اجرای صحیح ، رتبه بندی موتورهای جستجو را بهبود می بخشد و در نتیجه ترافیک هدفمندتر و واجد شرایط تری به وب سایت شما خواهد رسید و به همین دلیل فروش شما افزایش می یابد.

مزایای سئو

در دنیای دیجیتال امروز ، فرصت آگاهی از برند و ارزش ویژه برند بسیار زیاد است. عصر آنلاین روشهای زیادی برای دستیابی به این اهداف فراهم کرده است. و SEO یکی از موثرترین استراتژی ها برای کمک به شما در دستیابی به این اهداف سازمانی است.

در مورد داشتن سئو برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

ترافیک وب سایت با کیفیت:

یکی از بزرگترین مزایای سئو این است که بخشی از یک استراتژی بازاریابی ورودی است. این بدان معناست که شما باعث می شود مخاطبان خود را آسان تر پیدا کنند وقتی که به دنبال اطلاعات مربوط به مشاغل خود هستند ، برخلاف بازاریابی برون مرزی که شامل دستیابی به مصرف کنندگان شما باشد که آیا می خواهند از شما بشنوند یا نه.

از آنجا که SEO وقتی به جستجوی محصول یا خدمات شما می پردازد به مصرف کننده می رسد ، شما منجر به مهارت های بیشتری برای تجارت خود می شوید. در حقیقت ، طبق گفته HubSpot ، ۵۹٪ از بازاریابان گزارش داده اند که بازاریابی داخلی از بالاترین کیفیت منجر به تمام تلاش بازاریابی آنها می شود.

اعتماد به نفس و اعتماد مصرف کننده برند:

با رتبه بندی مقام اول ، دوم یا سوم در نتایج جستجوی گوگل ، کاربران بلافاصله فرض می کنند که شما یک بازیکن برتر در صنعت خود هستید. این همچنین به آنها نشان می دهد که شما یک تجارت مشهور و قابل اعتماد هستید زیرا بسیاری از کاربران دیگر به وب سایت شما نیز دسترسی پیدا کرده اند. با ایجاد جایگاه خود در رده های گوگل ، هنگامی که مصرف کننده در مورد صنعت شما فکر می کند ، مارک شما رشد می کند و مورد توجه شما قرار می گیرد.

سرمایه گذاری بلند مدت:

رتبه بندی شما در Google براساس آنچه الگوریتم تعیین می کند ، بهترین نتیجه برای جستجوی کاربر است. و به محض ایجاد یک وب سایت بهینه ، برای ماه ها و سالهای بعدی ترافیک سایت خود را جذب خواهید کرد. البته بهینه سازی وب سایت شما با محتوای با کیفیت و سئو فنی به زمان و منابع نیاز دارد ، اما این سرمایه گذاری اولیه نتایج طولانی مدت را به همراه دارد. این یک مزیت مهم است ، زیرا تبلیغات پولی در Google مانند PPC ، هر بار که کاربر روی وب سایت شما کلیک کند ، هزینه ای را شامل می شود.

آیا SEO توسط شبکه های اجتماعی جایگزین شده است؟

رسانه های اجتماعی نمی توانند جایگزین سئو شوند زیرا SEO هنوز در مورد بهینه سازی وب سایت و محتوای وب سایت شما برای موتورهای جستجو است و SEO به شما کمک می کند در دراز مدت رتبه بندی کنید. علی رغم افزایش اهمیت رسانه های اجتماعی ، هر زمان که نیاز فوری به یک محصول یا خدمات داشته باشد یا در جریان تحقیق و تأمین کننده تأمین کننده بعدی خود باشد ، مشتری متوسط ​​همچنان همیشه به موتور جستجوگرهایی مانند Google مراجعه خواهد کرد. بنابراین مهم است که کسب و کار شما در همان لحظه قابل رویت باشد که مشتری بالقوه در جستجوی شغلی مانند مال شما باشد.

با این حال ، رسانه های اجتماعی تأثیر مستقیمی بر سئو شما دارند.

آنچه در رسانه های اجتماعی محبوب است ، در موتورهای جستجو نیز رایج خواهد بود ، اما این قاعده نیست و همیشه اینگونه نیست. سیگنال های اجتماعی به تنهایی نمی توانند کاملاً بر رتبه موتورهای جستجوگر شما تأثیر بگذارند. گوگل بیرون آمده و گفته است که در الگوریتم های خود از سیگنال های اجتماعی استفاده نمی شود. با این حال ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که صفحاتی که در رسانه های اجتماعی عملکرد خوبی دارند ، در Google رتبه بالاتری دارند.

اما اگر سیگنال های اجتماعی و محبوبیت رسانه های اجتماعی بر رتبه بندی تأثیر نمی گذارد ، چرا رسانه های اجتماعی مهم هستند و چرا موتورهای جستجو پست های رسانه های اجتماعی محبوب را در نتایج خود نمایش می دهند؟

پاسخ را می توان در دو نکته خلاصه کرد:

کسب و کار شما به حضور در رسانه های اجتماعی احتیاج دارد زیرا منبع دیگری از ترافیک را به وب سایت شما ارائه می دهد و یک ابزار فروش قدرتمند است.

اشتراک اجتماعی مهم است زیرا به این معنی است که افراد بیشتری محتوای شما را مشاهده می کنند و این باعث افزایش شانس افزایش سئو شما می شود.

رسانه های اجتماعی و سئو با هم کار می کنند و رسانه های اجتماعی به طور غیر مستقیم به تلاش SEO شما کمک می کنند زیرا این امر باعث می شود ترافیک بیشتری به وب سایت شما هدایت شود. و هرچه میزان ترافیک بیشتری کسب کنید ، در Google رتبه بالاتری خواهید داشت.
در نتیجه:

کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید شامل رسانه های اجتماعی و SEO باشد. این در مورد استفاده از یک یا دیگری نیست زیرا هر دو می توانند به کسب و کار شما کمک کنند تا ترافیک بیشتری کسب کند و در نهایت به شما در فروش بیشتر کمک کند.

با اجرای یک استراتژی سئو قوی ، شما اطمینان حاصل می کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو خوانده می شود ، در حالی که رسانه های اجتماعی به شما کمک می کنند تا محتوای شما را با سرعت بیشتری به افراد بیشتری برساند. و هرچه افراد تعداد بیشتری صفحه را مشاهده کنند ، شانس بیشتری برای به دست آوردن او در اختیار داشتن موتور موتور جستجو می رود.



Source link

دسته‌ها
Uncategorized

امکان بی‌صدا کردن یا میوت همیشگی گروه‌ها به واتساپ اضافه می‌شود


واتساپ یکی از اپلیکیشن‌های پیام‌رسان بزرگ‌ و محبوب‌ است که البته کاربران بسیاری نیز در سراسر جهان، ازجمله ایران دارد. بااین‌حال، ایراداتی نیز در آن محبوب دیده می‌شود که برطرف‌کردنشان می‌تواند تجربه کاربری را به‌مراتب بهبود دهد. یکی از مشکلاتی که کاربران بسیاری نیز خواستار تغییرش بودند، نبود امکان بی‌صداکردن دائمی گروه‌ها بود. حال به‌نظر می‌رسد مهندسان واتساپ با ارائه‌ی به‌روزرسانی جدید، این قابلیت را به اپلیکیشن پیام‌رسان اضافه خواهند کرد.

درحال‌حاضر، کاربر می‌تواند گروه‌هایی که در آن عضو است، برای هشت ساعت یا یک هفته یا یک سال بی‌صدا سازد. در حالت بی‌صدا، هیچ اعلانی در‌صورت ارسال پیام جدید به گروه برای کاربر ارسال نخواهد شد؛ باوجوداین‌، قابلیتی به واتساپ اضافه خواهد شد تا کاربران مدت زمان نامحدود را برای بی‌صداکردن اعلان‌های گروه‌ها انتخاب کنند.

درواقع، حالت بی‌صدای دائمی جایگزین حالت یک‌ساله می‌شود که امری منطقی‌تر به‌نظر می‌رسد. در تصویری که افشاگردان در فضای مجازی منتشر کرده‌اند، می‌توان چنین حالتی را مشاهده کرد. چنین اقدامی برای افرادی بسیار کارآمد خواهد بود که عضو گروه‌های بسیاری هستند تا اعلان‌های دریافتی از گروه‌ها را باتوجه‌به اولویتشان دسته‌بندی کنند و اعلانی از گروه‌هایی با اهمیت کمتر دریافت نکنند.

مقاله‌های مرتبط:

متأسفانه مشخص نیست قابلیت جدید کِی برای واتساپ عرضه خواهد شد؛ اما انتظار می‌رود به‌زودی چنین اتفاقی رخ دهد و کاربران به امکانات جدید پیام‌‌‌رسان محبوب دسترسی بیابند. گفتنی است قابلیت ذکرشده حتی در آخرین نسخه‌ی بتای واتساپ قرار نگرفته است. درهرصورت باید صبر کرد و دید مهندسان و طراحان پیام‌رسان واتساپ چه شگفتانه‌هایی برایمان تدارک دیده‌اند.

دیدگاه شما درباره‌ی قابلیت جدید واتساپ چیست؟ آیا فکر می‌کنید این ویژگی برایتان کاربردی خواهد بود؟

دسته‌ها
Uncategorized

دو دیدگاه در مورد مراسم معرفی بازی‌های ایکس باکس؛ هیجان‌انگیز یا ناامیدکننده؟


انارگیفت

بعد از انتظارات فراوان، سرانجام شبکه مراسم معرفی بازی‌های ایکس باکس برگزار شد؛ مراسمی که نظرات خوب و بد فراوانی در مورد آن وجود دارد. من شایان کرمی فکر می‌کنم که مایکروسافت هنوز نتوانسته نمایشی هیجان انگیز ارائه دهد که گیمرها به تهیه ایکس باکس سری ایکس علاقه‌مند شوند و محسن وفانژاد هم دیدگاه کاملا متفاوتی نسبت به این رویداد داشته و حسابی از آن راضی است. در ادامه نظر هر دو ما را بخوانید و در بخش نظرات بگویید که با کدام بیشتر موافق هستید.


مایکروسافت در مایکروسافتی‌ترین حالت ممکن محسن وفانژاد

وقتی مایکروسافت مدام از قوی‌ترین کنسول تاریخ صحبت می‌کند و بار تبلیغاتی‌اش را روی گرافیک بسته، طبیعی است که همه دنیا منتظر باشند چیزی مشابه نمایش اولیه Hellblade II با آن حجم از جزئیات ببینند. و وقتی نمایش با هیلو شروع می‌شود که هیچگاه پرچمدار گرافیکی مایکروسافت نبوده، معلوم است که عده زیادی ناامید می‌شوند.

گرافیک هیلو اینفینیت حرف خاصی برای گفتن ندارد و حتی مدیران مایکروسافت هم حالا مشغول پاسخ دادن به شکایت گیمرهایی هستند که شاکی شده‌اند ولی نمایش گیم‌پلی بازی بعد از سال‌ها غیبت حس بی‌نظیری داشت. هیلو حالا بزرگ‌تر از همیشه و وسیع‌تر از هر نسخه دیگری است و مستر چیف در دنیایی قدم گذاشته که برای گشت و گذار در آن باید ده‌ها ساعت وقت بگذاریم. گیم‌پلی بازی بسیار سریع‌تر، متنوع‌تر و در عین حال متصل به ریشه‌هایش است.

اضافه شدن گرپلینگ هوک به ابزارهای مستر چیف نشان می‌دهد که محیط بازی بیشتر از آنچه که فکرش را می‌کنیم آزادی عمل در اختیار کاربر قرار می‌دهد و حتی برای دسترسی به نقاط پنهان نقشه می‌شود از آن استفاده کرد. نمایش هیلو برای من به عنوان کسی که همه بازی‌های سری هیلو را جویده و از دو نسخه آخر به شدت دلسرد شده بود، امیدبخش و هیجان‌انگیز بود. حقیقت این است که گرافیک هیلو هیچوقت مهم نبوده و حتی اگر مایکروسافت فکری به حال گرافیک آخرین بازی خودش هم نکند باز هم من مشکلی با آن ندارم. ولی درک می‌کنم اگر کسی بگوید پس چرا هر جا می‌روند می‌گویند قوی‌ترین کنسول تاریخ؟ حق با شماست.

برای دفاع از شوکیس دیشب مایکروسافت دو دلیل دیگر هم دارم. اولی: نمایش دو بازی Fable جدید و بازی جدید آبسیدین به نام Avowed. فیبل دست تیم کاردرستی است که خودشان را در سبک دیگری اثبات کرده‌اند و حالا می‌شود امید داشت که پس از ناکامی‌های پشت هم لاینهد (استودیوی خالق فیبل که تعطیل شد) این استودیو دوباره بتواند بازی را زنده کند. از همان تریلر کوتاه می‌شود حدس زد که همچنان خیر و شر در مرکز توجه است و بازی به ریشه‌هایش پایبند مانده. از طرفی Avowed هم حس خارق‌العاده‌ای داشت. به عنوان طرفدار سخت‌جان سری The Elder Scrolls فکر می‌کنم بتسدا باید خودش را آماده یک چالش جدید کند. شاید هم اشتباه می‌کنم ولی آبسیدین قبلا نشان داده که چطور بازی‌های بتسدا را بهتر از خودش می‌سازد و Avowed هم بسیار حس نزدیکی به The Elder Scrolls داشت و وقتی اسم این استودیو پشت بازی می‌آید باید بدانیم که با نام مهمی طرف هستیم.

دلیل مهم دیگر ترکیب گیم‌پس و تمام بازی‌هایی بود که دیدید. همه آنچه دیشب دیدید را می‌توانید با ماهی ۱۰ الی ۱۵ دلار بازی کنید. لازم نیست بابت هر کدام ۶۰ دلار کنار بگذارید و فقط ماهانه ۱۰ دلار بدهید تا از هر گیمی که خوشتان آمده لذت ببرید. گیم‌پس بهترین ویژگی اکوسیستم ایکس باکس بوده و باقی خواهد ماند.

اما اگر از بازی‌ها خوشتان نیامده و دنبال یک چیز مثل The Last of Us و God of War در این بین می‌گشتید باید بگویم که جای اشتباهی هستید. رویکرد مایکروسافت (و نه فقط تیم ایکس باکس) در قبال سرویس‌ها و محصولات سرویس محور مثل ویندوز و آفیس در تیم ایکس باکس هم کاملا دیده می‌شود. ایکس باکس جایی است که روی سرویس‌هایی مثل گیم‌پس و بازی‌های سرویس محور مثل هیلو متمرکز خواهد بود و اگر با این سبک از سرگرمی ارتباط نمی‌گیرید باید به دنبال پلتفرم بهتری برای خودتان باشید. همانطور که وقتی نمایش‌های نینتندو را می‌بینید و هیچ اثری از یک بازی داستانی یا خشن در آن پیدا نمی‌کنید و پر است از ماریو و زلدا. هر سه صاحب پلتفرم در این سال‌ها روش و سیاق خودشان را پیدا کرده‌اند و مایکروسافت هم برای جمعیت بزرگی محصولاتی تولید می‌کند که جذابیت زیادی ندارند.

Avowed

فراموش نکنید که مسیر ما تا رسیدن کنسول‌های نسل بعد هنوز تمام نشده. سونی یک نمایش دیگر خواهد داشت و مایکروسافت هم باز خواهد گشت. نمی‌شود همه را یک جا نشان داد و میدان را به حریف واگذار کرد.

به نظر من هر دو نمایش مایکروسافت و سونی، نمایش‌های خوبی بودند؛ نه بیشتر و نه کمتر. البته که سونی با نشان دادن کنسولش بمب بزرگی داشت ولی از منظر بازی‌ها اگر مقایسه بکنید همه چیز برای هر دو طرف خوب به نظر می‌رسد.


مایکروسافت در یوبیسافتی‌ترین حالت ممکن – شایان کرمی

به دلیل بسیار ساده‌ای، مایکروسافت نتوانست از پس هایپ بسیار بزرگی که راه انداخته بود بربیاید و نمایش‌ها هم به‌گونه‌ای نبودند که حس ورود به نسل بعدی ویدیو گیم را به گیمرها منتقل کنند. یکی از مهم‌ترین شعارهای مایکروسافت در مورد ایکس باکس سری ایکس این است که با «قوی‌ترین کنسول تاریخ» طرف هستیم. ادعایی که با توجه به جزییات منتشر شده از سخت‌افزار ایکس باکس سری ایکس می‌توان آن را تایید کرد.

مشکل آنجاست که برخلاف آن که کنسول روی کاغذ به راحتی ثابت کرده که با یک سخت‌افزار نسل بعدی طرف هستیم، بازی‌هایی که قرار است برای آن عرضه شوند به هیچ عنوان این حس را به گیمر منتقل نمی‌کنند. مثلا Halo Infinite که قرار است پرچمدار بازی‌های فرست پارتی ایکس باکس در نسل نهم باشد. قبول دارم که سری هیلو هیچ وقت به خاطر صرفا گرافیک بالا و جزییات مثال زدنی محیط مورد ستایش قرار نگرفته است.

از هیلو توقع گرافیک فوق‌العاده ندارم اما واقعا چنین گرافیکی ناامیدکننده است!

از هیلو توقع گرافیک فوق‌العاده ندارم اما واقعا چنین گرافیکی ناامیدکننده است!

مشکل از آن‌جایی شروع می‌شود که این پرچمدار «قوی‌ترین کنسول تاریخ» حتی استانداردهای بازی‌های آخر نسل هشتم را هم رعایت نکرده است. با تماشای تریلر گیم‌پلی بازی، هیچ وقت این حس به شما دست نخواهد داد که در حال  روبرو شدن با آینده ویدیو گیم هستید. این موضوع در مورد گیم‌پلی بازی هم کاملا صدق می‌کرد. مسترچیف حالا یک هوک باحال دارد که سرعت گیم‌پلی بازی را به شدت افزایش داده و تجربه مبارزات را شبیه به عناوین کلاسیکی مثل DOOM کرده است.

جهان بازی هم نسبت به گذشته بسیار بزرگ‌تر شده و شاهد المان‌های اوپن ورلد در Halo Infinite خواهیم بود. همه این‌ها خوب هستند اما واقعا این تغییرات برای عنوانی که قرار است دعوت‌کننده گیمرها به نسل بعدی باشد کافی است؟ اصلا. چیزی در نمایش هیلو و بقیه بازی‌های حاضر در رویداد نبود که بگویم نمونه آن را قبلا ندیده بودیم و قرار است چیزی را تجربه کنیم که نمی‌شود مثل آن را روی پلی استیشن 4 و ایکس باکس وان پیدا کرد.

نقاط قوت به ضعف تبدیل شدند

اولین نمایش Senua’s Saga: Hellblade II به خوبی توانست گیمرها را تشنه تجربه ساخته جدید استودیو نینجا تئوری روی ایکس باکس سری ایکس کند. به همین خاطر بسیاری منتظر بودیم که در رویداد معرفی بازی‌های ایکس باکس نمایش تازه‌ای از این بازی مورد انتظار ببینیم. اما Senua’s Saga: Hellblade II هیچ چیز جدیدی برای ارائه در این رویداد نداشت و مایکروسافت صرفا به اشاره اسم آن اکتفا کرد.

در کنار این موضوع، رخ دادن اتفاقاتی مثل معرفی بازی جدید استودیو خوش‌نام رمدی هم می‌توانست بسیار خبر غیرمنتظره و جذابی باشد. اما مشکل این بود که رمدی در حال کار روی بخش داستانی بازی آنلاین چینی Crossfire x است که هارکورگیمرها چندان اهمیتی به آن نمی‌دهند. تایید خبر ساخت Fable را شنیدیم اما هیجان‌زده نشدیم زیرا برای هفته‌های طولانی خبر در حال ساخت بودن بازی توسط اینسایدرهای مختلفی اعلام می‌شد. پس وقتی که دیگر رونمایی خود بازی هیجان زیادی ندارد انتظار می‌رفت که در مراسم دیشب بیشتر از Fable بعدی بشنویم اما مایکروسافت تنها به پخش تیزری سینمایی و کوتاه که هیچ اطلاعاتی به گیمر نمی‌داد اکتفا کرد.

مایکروسافت نسل گذشته در زمینه انتشار بازی‌های درجه یک برای ایکس باکس وان به هیچ عنوان نتوانست انتظارات را برآورده کند. فلسفه این که مایکروسافت می‌خواهد همه بازی‌ها روی همه پلتفرم‌ها قابل تجربه باشند بسیار جالب و ستودنی است اما خود این کمپانی و استودیوهایی که در خدمت دارد به جز عناوین اندک شمار در نسل گذشته نتوانستند بازی‌هایی ارائه دهند که ارزش برند ایکس باکس را نشان بدهند.

 

ایونت معرفی بازی‌های ایکس باکس به این خاطر ناامیدکننده بود که نه قدرت «قوی‌ترین کنسول دنیا» را نشان داد و نه توانست سوپرایز غیرمنتظره‌ای داشته باشد. نه آی‌پی‌ جدیدی معرفی شد که بتواند ما را به خرید سری ایکس علاقه‌مند کند و نه مراسم مایکروسافت برتری خاصی نسبت به مراسم معرفی پلی استیشن 5 داشت که بخواهیم بگویم خب ایکس باکس حالا بازی‌های جذاب‌تری نسبت به پلی استیشن دارد و نسل آینده سراغ سری ایکس خواهیم رفت.

با سرویس‌های جذابی مثل گیم پس و توان مالی بالای مایکروسافت و استودیوهای با استعداد زیادی که این کمپانی خریداری کرده، امید زیادی به برند ایکس باکس دارم اما حداقل در حال حاضر مایکروسافت مانند کمپانی‌هایی مثل یوبیسافت و الکترونیک آرتز بیشتر حرف زده و کمتر عمل کرده است.

به نظر شما حق با کدام یک از ماست؟ آیا از تماشای رویداد معرفی بازی‌های ایکس باکس لذت بردید یا هنوز علاقه‌ای به خرید ایکس باکس سری ایکس ندارید؟ دیدگاه خود را در بخش نظرات با ما در میان بگذارید.


بیشتر بخوانید:


ویجی لاگ: استریمرهای ایرانی و «کلاهبردارهای اینترنتی»

تماشا از یوتیوب ویجیاتو

.کپی شد