دسته‌ها
Uncategorized

بهره هوشی یا تطبیق‌پذیری، کدام‌یک برای پیشرفت شغلی مهم‌تر است؟


در گذشته‌های نه‌چندان دور، اگر می‌خواستید توانایی یک فرد در بالا رفتن از نردبان‌های ترقی در حوزه کاری را بسنجید، از او می‌خواستید که یک تست آی‌کیو (بهره هوشی) پشت سر بگذارد. برای سالیان متمادی، این ذهنیت وجود داشت که تست آی‌کیو -که حافظه، تفکر تحلیلی و توانایی‌های ریاضیاتی را می‌سنجد- بهترین راه برای پیش‌بینی ابعاد مختلف شغل آتی شخص است.

مدتی بعد توجه‌ها به EQ یا هوش عاطفی جلب شد که مجموعه‌ای از مهارت‌های ارتباطی، قانون‌گذاری‌های شخصی و روابط بین فردی را شامل می شود. EQ اکنون به عنوان مجموعه‌ای از ابزارها در نظر گرفته می‌شود که نقشی اساسی در موفقیت در ابعاد مختلف زندگی ایفا می‌کنند.

آی‌کیو و EQ فاکتورهایی مهم برای موفقیت شغلی تلقی می‌شوند، اما امروز و درحالی‌که تکنولوژی دارد چگونگی کار کردن ما را از نو تعریف می‌کند، مهارت‌هایی که برای رسیدن به موفقیت در بازار شغلی نیاز داریم نیز در حال تکامل هستند. اینجاست که AQ یا «بهره تطبیق‌پذیری» وارد میدان می‌شود؛ مجموعه‌ای از کیفیت‌های مختلف که تعیین می‌کنند در محیطی که به سرعت و مداوم تغییر می‌کند، چقدر قادر به تغییر مسیر و تطبیق دادن خودمان هستیم.

«آی‌کیو کمینه چیزیست که برای دستیابی به یک شغل به آن نیاز دارید، اما بهره تطبیق‌پذیری نشان می‌دهد که به مرور زمان چقدر موفق خواهید بود». این را ناتالی فراتو، نایب رییس گلدمن ساکس می‌گوید که هنگام سرمایه‌گذاری روی چندین استارتاپ حوزه تکنولوژی، به بهره تطبیق‌پذیری علاقه‌مند شد. بعد از این ماجرا، او یک تد تاک محبوب راجع به این موضوع نیز داشته.

فراتو می‌گوید که بهره تطبیق‌پذیری صرفا ظرفیت دریافت اطلاعات تازه نیست و توانایی کار روی چیزی که بیشترین بازدهی را دارد، کنار گذاشتن آموزه‌های کهنه، فائق آمدن بر چالش‌ها و تلاشی خودآگاهانه برای تغییر را شامل می‌شود. بهره تطبیق‌پذیری راجع به انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، شجاعت، ارتجاع و مهارت‌های حل مسئله نیز هست.

حال سوال این است که همین‌طور که جوامع تغییر می‌کنند، آیا بهره تطبیق‌پذیری از آی‌کیو برای رسیدن به موفقیت شغلی مهم‌تر خواهد بود؟

وفق یافتن

ایمی ادموندسون، پروفسور مدیریت در مدرسه تجاری هاروارد می‌گوید که به خاطر سرعت کمرشکن تغییرات در محیط کاری است که بهره تطبیق‌پذیری ارزشمندتر از بهره هوشی به حساب می‌آید.

تکنولوژی نحوه پیش‌برد برخی مشاغل را به شکل چشمگیری تغییر داده و این اختلال در عملکرد همچنان ادامه خواهد داشت. طی سه سال پیش رو، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ کشور برتر جهان از لحاظ اقتصادی، باید مهارت‌هایی کاملا تازه بیاموزند تا مشاغل خود را به خاطر اتوماسیون از دست ندهند.

دیو کاپلین، مدیرعامل The Envisioners که یک شرکت مشاوره تکنولوژیک در بریتانیا است می‌گوید: «هر شغلی که شامل یافتن الگوهایی خاص در اطلاعات باشد -از وکلایی که مستندات حقوقی را بررسی می‌کنند تا پزشکانی که به تشخیص بیماری در مراجعین می‌پردازند- به راحتی می‌تواند اتومات شود.» این بدان خاطر است که الگوریتم‌های کامپیوتری، همان وظایف را به شکلی سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان انجام می‌دهند.

برای جلوگیری از بی‌کاری، کارگرانی که به این مشاغل روی آورده‌اند باید مهارت‌هایی تازه مانند خلاقیت در حل کردن چالش‌های تازه و استفاده از شهود انسانی برای دریافت اطلاعات تازه از ماشین‌ها را در خود پرورش دهند. «اگر یک الگوریتم بتواند ۳۰ درصد وظایفی که من قبلا انجام داده‌ام را انجام دهد، من چه کاری می‌توانم با این ظرفیت اضافه انجام دهم؟ برنده‌ها افرادی خواهند بود که تصمیم به انجام کارهایی بگیرند که الگوریتم‌ها نمی‌توانند».

ادموندسون می‌گوید هر شغلی نیازمند تطبیق‌پذیری و انعطاف‌پذیری است، از کارهای بانکی گرفته تا هنر. بیایید فرض کنیم شما یک حسابدار هستید. بهره‌ هوشی‌تان باعث می‌شود که در آزمون‌های شغلی موفق باشید و بعد هوش عاطفی باعث می‌شود که ارتباطی سازنده با مصاحبه‌کننده برقرار کنید، شغل مد نظرتان را به دست آورید و روابطی تازه با مشتریان و همکاران شکل دهید. بعد، زمانی که سیستم‌ها تغییر می‌کنند و برخی از حوزه‌های شغلی‌تان اتومات می‌شوند، تطبیق‌پذیری است که به شما در نوآوری و سازگار کردن خودتان با رویه جدید شغلی کمک می‌کند.

ادموندسون می‌گوید هر سه بهره مهم بوده، یکدیگر را به تکامل می‌رسانند و همگی به شما کمک می‌کنند که مشکلات را حل کرده و در نتیجه، تطبیق بیابید. یک کاندیدای شغلی ایده‌آل، هر سه فاکتور را دارد. اما این چیزی نیست که در تمام افراد یافت شود. داشتن بهره هوشی بالا اما ضعف در تطبیق‌پذیری باعث می‌شود که در یافتن راه‌های تازه در شغل‌تان با استفاده از مهارت‌های قبلی به مشکل بخورید.

طرح پرسش «چه می‌شود اگر؟»

بهره تطبیق پذیری

بهره تطبیق‌پذیری اکنون در کشورهای پیشرفته به یکی از فاکتورهای استخدام نیروی کاری تبدیل شده. بنابر تحقیقات شرکت آی‌بی‌ام، ۵۶۷۰ مدیر ارشد در سراسر جهان، مهارت‌های رفتاری را به عنوان «مهم‌ترین فاکتور برای نیروی کاری امروزی» دسته‌بندی کرده‌اند و از میان این مهارت‌ها، «تمایل به انعطاف‌پذیری و تطبیق‌پذیری به هنگام تغییر» بیشترین اهمیت را برای آن‌ها دارند.

ویل گاسلینگ، مشاور شرکت بریتانیایی Deloitte می‌گوید که هیچ متد دقیقی برای اندازه‌گیری میزان تطبیق‌پذیری (مانند یک تست آی‌کیو) وجود ندارد، اما کمپانی‌های مختلف حالا بیش از پیش به ارزش بهره تطبیق‌پذیری پی برده‌اند و رویه‌های استخدام نیروی خود را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که بهتر قادر به تشخیص افراد دارای این مهارت باشند.

Deloitte شروع به استفاده از شبیه‌سازی‌هایی آنلاین کرده تا میزان تطبیق نیروهای احتمالی خود با چالش‌های محیط کار را بسنجند. یکی از آزمون‌های کمپانی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که یک راه برای ترغیب همکاران مردد به پیوستن به تیمی دیگر در شرکت انتخاب کنند. Deloitte ضمنا به دنبال استخدام افرادیست که نشان داده‌اند می‌توانند در حوزه‌ها، صنایع و مناطق مختلف به کار خود ادامه دهند. گاسلینگ می‌گوید این معیارها «اثبات می‌کنند که شخص بسیار چابک بوده و به سرعت یاد می‌گیرد».

فراتو از گلدمن ساکس هم سه راه برای تشخیص بهره تطبیق‌پذیری در نیروهای کاری احتمالی دارد: اینکه کارمندان بتوانند با طرح پرسش «چه می‌شود اگر»، ورژن‌هایی مختلف از آینده را متصور شوند، اینکه بتوانند آموخته‌های قبلی را هنگام مواجهه با یک چالش کنار بگذارند و اینکه از اکتشاف و دستیابی به تجارب تازه لذت ببرند.

او خود می‌گوید که این یک راه حل غایی برای شناسایی بهره تطبیق‌پذیری نیست، اما کارفرمایان باید چنین سوالاتی را مطرح کنند تا شواهد تطبیق‌پذیری را در کاندیداها بیابند. او به صورت خاص، این کار را به موسسین استارتاپ‌ها پیشنهاد می‌کند. «استارتاپ‌ها نوعی روند تکاملی را پشت سر می‌گذارند. اینطور نیست که موسس توضیحاتی دقیق برای یک شغل داشته باشد، آن‌ها به لیستی شامل ۳۰ الی ۵۰ مهارت نیاز دارند تا به موفقیت برسند».

ماموریتی خطیر

نکته خوب راجع به بهره تطبیق‌پذیری -حتی اگر نتوانید آن را اندازه‌گیری کنید- اینست که به گفته متخصصین، می‌توان آن را در خود پرورش داد. پنی لوکاسو، موسس استرالیایی BKindred -یک کمپانی آموزشی که به مردم کمک می‌کند به تطبیق پذیری بیشتر دست یابند- می‌گوید برخی از افراد ذاتا کنجکاوتر و شجاع‌تر هستند و به همین خاطر، تطبیق‌پذیری بهتری نسبت به دیگران از خود نشان می‌دهند. «اما اگر شخص سعی به خروج از حاشیه امن خود نکند، تطبیق‌پذیری‌ای که با آن زاده شده‌اید به مرور زمان کاهش می‌یابد».

او برای بهبود تطبیق پذیری، سه راهکار پیشنهاد می‌کند: نخست باید حواس‌پرتی‌ها را کم کرد و تمرکز کردن را یاد گرفت تا آنچه باید با آن تطبیق یابید شناسایی شود. بعد باید سوالات و خواسته‌هایی را مطرح کنید که معمولا با آن‌ها راحت نیستید، مانند درخواست افزایش درآمد. به این ترتیب شجاعت بیشتری در خود خواهید یافت. در آخر باید راجع به چیزهایی که ذهن‌تان را به خود درگیر می‌کنند کنجکاو باشید و به جای سرچ در گوگل برای رسیدن به پاسخ، درباره آن‌ها مکالمه کنید. به گفته او گوگل باعث می‌شود «ذهن ما تنبل شود» و دیگر قادر به حل چالش‌های دشوار نباشد.

اوتو شارمر، یکی از سخنرانان ارشد انستیتوی ام‌آی‌تی که کتابی راجع آنچه می‌توان از آینده آموخت نوشته، متدهای دیگری را پیشنهاد می‌کند. او در یک تد تاک به مردم پیشنهاد کرده که از فرصت‌های تازه استقبال کنند، سعی کنند وضعیتی خاص را از نگاه شخصی دیگر ببینند و غرور خود را کاهش دهند تا در مواجهه با ناشناخته‌ها احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

یک چیز که به طور یقین می‌دانیم اینست که محیط‌های کاری در آینده کارکردی متفاوت با امروز خواهند داشت. بسیاری از ما ممکن است با این تغییرات راحت نباشیم، اما می‌توانیم خودمان را برای آن‌ها آماده کنیم. همانطور که ادموندسون می‌گوید: «یاد گرفتن یادگیری، ماموریتی خطیر است. توانایی یاد گرفتن، تغییر کردن،‌ رشدن کردن و آزمون و خطا از هر چیز دیگری مهم‌تر خواهد بود».

دسته‌ها
Uncategorized

کدام مهمتر است – سئو یا شبکه های اجتماعی؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در NEX1 ، اغلب از ما سؤال می شود که آیا بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یا رسانه اجتماعی بهترین روش برای بهبود حضور دیجیتالی مشتری است. پاسخ ساده نیست ، اما در بسیاری از موارد ، توصیه می کنیم مشتریان ما هر دو اهداف را در مراحل بسیار متفاوت سفر خریدار انجام دهند. در این مقاله ، ما شایستگی های هر دو فعالیت را ارزیابی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر در جستجوی SEO یا بازاریابی رسانه های اجتماعی برای تجارت خود هستید ، به شما کمک کند.

بسیاری از افراد در حال سؤال هستند که آیا رسانه اجتماعی SEO جدید است یا خیر. مشاغل می خواهند بدانند کدام وسیله بهتر است شما را به صورت آنلاین متوجه شوید زیرا می خواهند بدانند که باید منابع خود را از کجا سرمایه گذاری کنند.

بنابراین ، کدام گزینه بازاریابی دیجیتال به بهترین وجه کار می کند؟

حقیقت این است ، اگر می خواهید یک حضور آنلاین قدرتمند ، به هردو نیاز دارید. اما بیایید هر گزینه بازاریابی دیجیتال را با جزئیات بیشتری ارزیابی کنیم.
بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی به استفاده از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای تبلیغ وب سایت ، محصولات و خدمات شما اشاره دارد. همه ما می دانیم که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شخصی و شخصی ما بازی می کنند ، اما آنها همچنین یک ابزار فروش قدرتمند برای بازاریابان هستند.

روند بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل ایجاد شهرت برند شما در شبکه های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، با ایجاد گروهی از پیروان علاقمند به تجارت شما و آنچه به عنوان یک برند پیشنهاد می کنید ، می شوند. برای اطمینان از حضور موفق در رسانه های اجتماعی ، باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و از طریق مبارزات مناسب ، استراتژیک و رسانه های اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید. در اصل ، شما باید اطمینان حاصل کنید که مطالبی که ارسال می کنید برای مخاطبان رسانه اجتماعی شما مرتبط ، مفید و جالب است. پست های جالب ، مفید و اشتراکی باعث ایجاد جامعه درگیر – ادامه مکالمه با مشتریان بالقوه می شود.

 

SEO or Social Media

بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر قدرتمند است؟

هنگامی که بازاریابان برای اولین بار استفاده از رسانه های اجتماعی را برای تلاش های بازاریابی خود شروع کردند ، شبهاتی در مورد چگونگی کارآمد شدن بستر اجتماعی برای فروش وجود داشت. با این حال ، با تکامل رسانه های اجتماعی ، این تردیدها به سرعت از بین رفت.

در سال ۲۰۱۹ ، یک مطالعه ODM Group نشان داد که ۷۴٪ از مصرف کنندگان برای تصمیمات خرید خود به رسانه های اجتماعی اعتماد می کنند. و مطالعات اخیر همچنین نشان داده اند که مشتریانی که با یک مارک در رسانه های اجتماعی درگیر هستند ، احتمالاً از آن تجارت خاص خرید می کنند.
مزایای رسانه های اجتماعی

در ۲ دهه گذشته رسانه های اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده اند. برای مشاغل ، رسانه های اجتماعی راهی را برای شخصی سازی پیام برند شما و هدف قرار دادن آن در مخاطب مناسب ، در زمان مناسب ارائه می دهند. طبق گفته We Are Social ، ۳٫۴ میلیارد نفر در سراسر جهان در سکوهای رسانه های اجتماعی فعال هستند و این تعداد همچنان در حال رشد است. با میلیاردها نفر که به طور فعال در سیستم عامل های اجتماعی مشغول فعالیت هستند ، ضروری است که نام تجاری شما نیز در آنجا حضور داشته باشد ،
هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

خدمات مشتری و ارتباط سریع:

مشتریان و مشتریان بالقوه شما می توانند به لطف رسانه های اجتماعی بلافاصله با نماینده خدمات مشتری خود تماس بگیرند. از طریق سیستم عامل های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، شما همچنین می توانید بررسی هایی را دریافت کنید ، و درک کنید که تجارت شما به درستی انجام می دهد و چه چیزی باید اصلاح شود.

با اجرای یک استراتژی قوی برای ارتباطات در رسانه های اجتماعی ، مشتریان و مشتریان بالقوه خود را با نام تجاری شما احساس نزدیکی خواهند کرد و به این اطمینان دارند که شما به بهترین دلایل آنها علاقه دارید این روشی است برای یادگیری در مورد مشتریان ، درک آنچه می خواهند ، نارضایتی و قدردانی از آنها – و استفاده از این اطلاعات برای بهبود شغل خود به عنوان یک کل.

آگاهی از برند:

با داشتن حضور قدرتمند در رسانه های اجتماعی ، تجارت شما این فرصت را دارد که به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه جدید برسد. برای ایجاد یک حضور پررنگ ، باید به داستان برند خود بگویید ، محتوای خود را مداوم و مفید نگه دارید و با مخاطبان خود درگیر شوید. رسانه های اجتماعی پایه ای محکم را برای کمک به ساخت نام تجاری شما و حفظ ذهن شما ارائه می دهند.

افزایش ترافیک وب سایت:

رسانه های اجتماعی فرصتی برای گسترش ترافیک ورودی به وب سایت شما ارائه می دهند. هر یک از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی شما می توانند مسیری بالقوه به وب سایت شما باشند و هر پست فرصتی را برای پیوند مخاطبان خود به صفحات وب شما ارائه می دهد. این بازدیدها است که می تواند منجر به منجر و در نهایت فروش شود. و هرچه میزان ترافیک وب سایت شما بیشتر شود ، رتبه شما در Google بیشتر می شود.

تولید سرپ:

رسانه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تولید سرپ است و به شما کمک می کند تا مشتریان بالقوه خود را از طریق فرآیند خرید هدایت کنید. با استفاده از تاکتیکهای ارگانیک و همچنین تبلیغات تبلیغاتی با هزینه از طریق رسانه های اجتماعی ، دسترسی خود را گسترش داده و منجر به جذب بیشتری خواهید شد.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو ، که به آن SEO نیز گفته می شود ، فرایند بهینه سازی وب سایت و صفحات وب موتورهای جستجو است. این در مورد افزایش کیفیت و کمیت ترافیک وب سایت با افزایش استراتژیک دید سایت شما در نتایج موتورهای جستجو است. موتورهای جستجو در مورد رتبه بندی وب سایت ها و قرار دادن آنها در موقعیت های برتر در نتایج جستجو ، تعدادی قانون دارند و فرآیندهای مربوط به SEO در مورد پیروی از آن قوانین است.

سئو چقدر قدرتمند است؟

SEO ابزاری فوق العاده قدرتمند برای بازاریابی و تولید سرب است. اگر مراجعین احتمالی شما نمی توانند وب سایت شما را پیدا کنند ، پس مقصود شما چیست؟ SEO اطمینان حاصل می کند که وب سایت شما پیدا شده است. SEO با اجرای صحیح ، رتبه بندی موتورهای جستجو را بهبود می بخشد و در نتیجه ترافیک هدفمندتر و واجد شرایط تری به وب سایت شما خواهد رسید و به همین دلیل فروش شما افزایش می یابد.

مزایای سئو

در دنیای دیجیتال امروز ، فرصت آگاهی از برند و ارزش ویژه برند بسیار زیاد است. عصر آنلاین روشهای زیادی برای دستیابی به این اهداف فراهم کرده است. و SEO یکی از موثرترین استراتژی ها برای کمک به شما در دستیابی به این اهداف سازمانی است.

در مورد داشتن سئو برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

ترافیک وب سایت با کیفیت:

یکی از بزرگترین مزایای سئو این است که بخشی از یک استراتژی بازاریابی ورودی است. این بدان معناست که شما باعث می شود مخاطبان خود را آسان تر پیدا کنند وقتی که به دنبال اطلاعات مربوط به مشاغل خود هستند ، برخلاف بازاریابی برون مرزی که شامل دستیابی به مصرف کنندگان شما باشد که آیا می خواهند از شما بشنوند یا نه.

از آنجا که SEO وقتی به جستجوی محصول یا خدمات شما می پردازد به مصرف کننده می رسد ، شما منجر به مهارت های بیشتری برای تجارت خود می شوید. در حقیقت ، طبق گفته HubSpot ، ۵۹٪ از بازاریابان گزارش داده اند که بازاریابی داخلی از بالاترین کیفیت منجر به تمام تلاش بازاریابی آنها می شود.

اعتماد به نفس و اعتماد مصرف کننده برند:

با رتبه بندی مقام اول ، دوم یا سوم در نتایج جستجوی گوگل ، کاربران بلافاصله فرض می کنند که شما یک بازیکن برتر در صنعت خود هستید. این همچنین به آنها نشان می دهد که شما یک تجارت مشهور و قابل اعتماد هستید زیرا بسیاری از کاربران دیگر به وب سایت شما نیز دسترسی پیدا کرده اند. با ایجاد جایگاه خود در رده های گوگل ، هنگامی که مصرف کننده در مورد صنعت شما فکر می کند ، مارک شما رشد می کند و مورد توجه شما قرار می گیرد.

سرمایه گذاری بلند مدت:

رتبه بندی شما در Google براساس آنچه الگوریتم تعیین می کند ، بهترین نتیجه برای جستجوی کاربر است. و به محض ایجاد یک وب سایت بهینه ، برای ماه ها و سالهای بعدی ترافیک سایت خود را جذب خواهید کرد. البته بهینه سازی وب سایت شما با محتوای با کیفیت و سئو فنی به زمان و منابع نیاز دارد ، اما این سرمایه گذاری اولیه نتایج طولانی مدت را به همراه دارد. این یک مزیت مهم است ، زیرا تبلیغات پولی در Google مانند PPC ، هر بار که کاربر روی وب سایت شما کلیک کند ، هزینه ای را شامل می شود.

آیا SEO توسط شبکه های اجتماعی جایگزین شده است؟

رسانه های اجتماعی نمی توانند جایگزین سئو شوند زیرا SEO هنوز در مورد بهینه سازی وب سایت و محتوای وب سایت شما برای موتورهای جستجو است و SEO به شما کمک می کند در دراز مدت رتبه بندی کنید. علی رغم افزایش اهمیت رسانه های اجتماعی ، هر زمان که نیاز فوری به یک محصول یا خدمات داشته باشد یا در جریان تحقیق و تأمین کننده تأمین کننده بعدی خود باشد ، مشتری متوسط ​​همچنان همیشه به موتور جستجوگرهایی مانند Google مراجعه خواهد کرد. بنابراین مهم است که کسب و کار شما در همان لحظه قابل رویت باشد که مشتری بالقوه در جستجوی شغلی مانند مال شما باشد.

با این حال ، رسانه های اجتماعی تأثیر مستقیمی بر سئو شما دارند.

آنچه در رسانه های اجتماعی محبوب است ، در موتورهای جستجو نیز رایج خواهد بود ، اما این قاعده نیست و همیشه اینگونه نیست. سیگنال های اجتماعی به تنهایی نمی توانند کاملاً بر رتبه موتورهای جستجوگر شما تأثیر بگذارند. گوگل بیرون آمده و گفته است که در الگوریتم های خود از سیگنال های اجتماعی استفاده نمی شود. با این حال ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که صفحاتی که در رسانه های اجتماعی عملکرد خوبی دارند ، در Google رتبه بالاتری دارند.

اما اگر سیگنال های اجتماعی و محبوبیت رسانه های اجتماعی بر رتبه بندی تأثیر نمی گذارد ، چرا رسانه های اجتماعی مهم هستند و چرا موتورهای جستجو پست های رسانه های اجتماعی محبوب را در نتایج خود نمایش می دهند؟

پاسخ را می توان در دو نکته خلاصه کرد:

کسب و کار شما به حضور در رسانه های اجتماعی احتیاج دارد زیرا منبع دیگری از ترافیک را به وب سایت شما ارائه می دهد و یک ابزار فروش قدرتمند است.

اشتراک اجتماعی مهم است زیرا به این معنی است که افراد بیشتری محتوای شما را مشاهده می کنند و این باعث افزایش شانس افزایش سئو شما می شود.

رسانه های اجتماعی و سئو با هم کار می کنند و رسانه های اجتماعی به طور غیر مستقیم به تلاش SEO شما کمک می کنند زیرا این امر باعث می شود ترافیک بیشتری به وب سایت شما هدایت شود. و هرچه میزان ترافیک بیشتری کسب کنید ، در Google رتبه بالاتری خواهید داشت.
در نتیجه:

کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید شامل رسانه های اجتماعی و SEO باشد. این در مورد استفاده از یک یا دیگری نیست زیرا هر دو می توانند به کسب و کار شما کمک کنند تا ترافیک بیشتری کسب کند و در نهایت به شما در فروش بیشتر کمک کند.

با اجرای یک استراتژی سئو قوی ، شما اطمینان حاصل می کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو خوانده می شود ، در حالی که رسانه های اجتماعی به شما کمک می کنند تا محتوای شما را با سرعت بیشتری به افراد بیشتری برساند. و هرچه افراد تعداد بیشتری صفحه را مشاهده کنند ، شانس بیشتری برای به دست آوردن او در اختیار داشتن موتور موتور جستجو می رود.



Source link