دسته‌ها
Uncategorized

گواهینامه SSL چیست و چرا مهم است؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


تا بحال به اولین قسمت آدرس دامنه ها توجه کردید؟ آیا تفاوت یک حرف s در آن ها را احساس کردید؟ در این مقاله به گواهینامه SSL می پردازیم و درباره آن بحث می‌کنیم چرا که یکی از مهمترین ویژگی های امنیتی یک سایت SSL آن است.

گواهینامه SSL چیست؟

در ابتدا به تعریف سایت SSL.com درباره گواهینامه SSL می‌پردازیم: SSL یک فناوری امنیتی استاندارد برای برقراری یک پیوند رمزگذاری شده بین یک سرور و یک مرورگر است. این پیوند امن، مخفی باقی ماندن تمامی داده‌هایی که بین سرور و مرورگر رد و بدل می‌شوند را تضمین می‌کند. بیایید این تعریف را باز تر کنیم. SSL مخفف Secure Socket Layer به معني لايه اتصال امن است. شما زمانی که یک فرم در سایتی تکمیل می‌کنید اگر آن سایت گواهینامه SSL نداشته باشد هکر ها به راحتی می‌توانند به اطلاعات آن فرم دسترسی پیدا کنند. این فرم می‌تواند یک فرم بانکی، اطلاعات شخصی یا یک فرم محرمانه باشد. ولی سایت های دارای SSL یک رابطه امن به معنای واقعی میان مرورگر و سرور یا همان کاربر و سایت ایجاد می کند.

تشخیص وجود SSL در سایت ها

اما چگونه وجود گواهینامه SSL را در سایت ها تشخیص بدهیم؟ به راحتی، سایت هایی که ابتدای آدرس آن ها با http شروع می‌شود SSL ندارند ولی سایت هایی که با https شروع می‌شوند دارند. به تصاویر زیر توجه کنید.

گواهینامه SSL چیست و چرا مهم است؟

در مرورگر کروم سایت های امن و دارای SSL اینگونه نمایش داده می شوند.

گواهینامه SSL چیست و چرا مهم است؟

در مرورگر کروم سایت های ناامن و فاقد SSL اینگونه نمایش داده می شوند.

مزایای گواهینامه SSL

این گواهینامه دارای مزایای بسیاری است که در ادامه به تعدادی از آن ها اشاره می‌کنیم.

جلوگیری از کلاهبرداری بانکی

همانطور که در ایتدای مقاله اشاره کردیم SSL فرم های بانکی را امن می‌کند و جلوگیری از کلاهبرداری می کند. کاربرانی که از این ویژگی امنیتی آگاه باشند در اینترنت دچار سرقت اطلاعات نمی شوند.

اعتماد به فروشگاه های اینترنتی

کاربرانی که از اهمیت SSL خبر دار هستند ترجیح می‌دهند از فروشگاه هایی که دارای این گواهینامه هستند خرید کنند و اعتماد بیشتری دارند.

بهبود رتبه سئو

این گواهینامه علاوه بر ایجاد امنیت و حس اعتماد برای کاربران باعث بهبود رتبه سئو شما در گوگل می‌شود. بر اساس تجربه ای که سئو کاران کسب کردند این ویژگی در سئو تاثیر دارد. همچنین خود گوگل به صورت رسمی اعلام کرد که اگر دو سایت در سئو رتبه برابری داشته باشند سایتی که گواهینامه SSL داشته باشد نسبت به رقبا برتری بیشتری دارد.

پیش نیاز دریافت نماد اعتماد الکترونیک دو ستاره

مسلما اگر در ایران کسب و کار اینترنتی دارید و نماد اعتماد الکترونیکی ندارید افراد خیلی کمی به شما اعتماد می کنند و از خدمات و محصولات شما استفاده می کنند. گواهینامه SSL یکی از پیش نیازهای دریافت نماد اعتماد الکترونیکی دو ستاره در ایران می باشد پس اگر شما این گواهینامه را نداشته باشید نمی توانید نماد اعتماد و سپس اعتماد کاربران را جلب کنید.

محافظت از اطلاعات کاربران

بدیهی ترین و مشخص ترین مزیت گواهینامه ssl محافظت از اطلاعات کاربران است همانطور که در بالای اشاره کردیم اگر سایت شما دارای گواهینامه اسال باشد اطلاعاتی که کاربران در فرم ها و غیره وارد می کنند فقط برای شما و کاربران قابل دسترس خواهد بود و از حملات لشکرهای هکری در امان خواهید بود.

دریافت گواهینامه ssl یکی از کارهای ضروری برای وب سایت می باشد و همچنین نصب آن بر روی هاست ارزان یا هاست ایران. شما با کلیک برروی لینک می‌توانید هاست ارزان تهیه کنید و ایده های خود را در دنیای اینترنت پیاده سازی کنید همچنین فراموش نکنید که یکی از ضروری ترین کارهای شما در ابتدا برای پیاده سازی ایده هایتان نصب گواهینامه ssl است.

برای امتیاز به این نوشته کلیک کنید!

[کل: 0 میانگین: 0]



Source link

دسته‌ها
Uncategorized

انسان برای کسب توانایی خواندن بخش مهمی از مغز را بازیابی کرده است


اگرچه انسان تاریخ تکاملی طولانی‌مدتی دارد، فقط چندین‌هزار سال است که خواندن و نوشتن را آموخته‌ است. پژوهشی جدید نشان می‌دهد ممکن است منطقه‌ی مهمی از مغز را بازیابی کرده باشیم تا به ما در درک کلمات نوشته‌شده کمک کند.

دانشمندان در آزمایش‌های انجام‌شده روی میمون‌های رزوس نشان داده‌اند منطقه‌ای از مغز به‌نام قشر جانبی تحتانی در مغز نخستی‌ها می‌تواند اطلاعات ضروری موردنیاز را برای تبدیل رشته‌های حروف به چیزی مفهوم‌تر ارائه کند. این رفتار عصبی نشان می‌دهد انسان‌ها ممکن است به‌جای تکامل مناطق جدید مغزی خاص برای خواندن، حین توسعه‌ی توانایی تشخیص کلمات نوشته‌شده (آنچه به‌عنوان پردازش ارتوگرافیک شناخته می‌شود)، همان منطقه از مغز را تغییر کاربری داده باشند.

ایده‌ی بازنویسی مغز برای پردازش کلمات نوشته‌شده قبلا نیز مطرح شده است. جیمز دی‌کارلو، دانشمند علوم اعصاب از مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست و همکارانش قبلا نقش قشر جانبی تحتانی را در پاسخ به اشیاء ازجمله چهره‌ها و با استفاده از تصویرسازی تشدید مغناطیسی کارکردی (fMRI) بررسی کرده‌‌اند. اگرچه درحال‌حاضر اطلاعات زیادی درباره‌ی نحوه‌ی عملکرد این فرایند در سطح عصبی وجود ندارد، دانشمندان این موضوع را واکاوی کردند که وقتی چگونگی خواندن را یاد می‌گیریم، چگونه بخش‌هایی از قشر جانبی تحتانی برای تشخیص کلمات به ابزارهای بسیار تخصصی تبدیل می‌شوند. 

قشر جانبی تحتانی یا شکنج مغز

قشر جانبی تحتانی یا شکنج به رنگ زرد

پژوهشگران در آزمایش‌های جدید خود با استفاده از الکترودهای کاشته‌شده، درحالی‌که به حیوانات حدود دوهزار کلمه و غیرکلمه را نشان می‌دادند، حدود ۵۰۰ مکان عصبی مختلف را زیرنظر گرفتند. داده‌های حاصل به مدل کامپیوتری به‌نام طبقه‌بندی‌کننده‌ی خطی تغذیه شد. این داده‌ها برای آموزش مدل مذکور به‌کار رفت تا از فعالیت عصبی اندازه‌گیری‌شده برای ایجاد حدسی هوشمند درباره‌ی ماهیت هریک از رشته‌حروف استفاده کند.

ریشی راجالینگام، دانشمند علوم اعصاب مؤسسه‌ی فناوری ماساچوست می‌گوید:

کارایی این روش آن است که نیازی نیست حیوانات را برای انجام کاری آموزش دهید. کاری که شما انجام می‌‌دهید، فقط ثبت الگوهای فعالیت عصبی در زمانی است که تصویری را پیش روی حیوان به‌نمایش می‌گذارید.

این مدل نشان داد فعالیت مغز درواقع می‌تواند اطلاعاتی ارائه دهد که یک نخستی برای انجام وظایف ارتوگرافیک به آن نیاز دارد؛ ازجمله تفسیر تصویر برای تمایز میان کلمه‌ها و غیرکلمه‌ها. درحقیقت، طبقه‌بندی‌کننده‌ی خطی می‌تواند از این خروجی عصبی استفاده کند تا این تفاوت را با دقت تقریبی ۷۰ درصد بگوید. این نتایج با نتایج مطالعه‌ی سال ۲۰۱۲ مقایسه‌شدنی است که در آن بابون‌ها برای انجام این کار آموزش دیده بودند.

نخستی‌های غیرانسانی ازجمله ماکاک‌ها رفتارهای مغزی بسیار مشابه انسان را نشان می‌دهند و نتایج این پژوهش حاکی از آن است که اختلاف بزرگی میان نحوه‌ی دیدن کلمات به‌وسیله‌ی انسان‌ها و این میمون‌ها وجود ندارد.

مطالعه‌ی جدید از این ایده نیز حمایت می‌کند که انسان‌ها مکانیسم‌های تکامل‌یافته از قشر جانبی تحتانی را گرفته و سپس آن‌ها را برای دستیابی به درک درست‌تری از کلمات و نمادها استفاده کرده‌اند؛ اگرچه برای اطمینان از این موضوع به پژوهش‌های بیشتری نیاز است. پژوهشگران چنین نتیجه‌گیری کردند:

این نتایج نشان می‌دهد قشر جانبی تحتانی از نخستی‌های آموزش‌ندیده می‌تواند به‌عنوان شکل اولیه‌ی پردازش ارتوگرافیک عمل کند و نشان می‌دهد کسب قابلیت خواندن در انسان‌ها متکی‌بر بازیابی شبکه مغزی تکامل‌یافته برای عملکردهای بصری دیگر بوده است.

نتایج این پژوهش جدید در مجله‌ی Nature Communications منتشر شده است.

دسته‌ها
Uncategorized

بهره هوشی یا تطبیق‌پذیری، کدام‌یک برای پیشرفت شغلی مهم‌تر است؟


در گذشته‌های نه‌چندان دور، اگر می‌خواستید توانایی یک فرد در بالا رفتن از نردبان‌های ترقی در حوزه کاری را بسنجید، از او می‌خواستید که یک تست آی‌کیو (بهره هوشی) پشت سر بگذارد. برای سالیان متمادی، این ذهنیت وجود داشت که تست آی‌کیو -که حافظه، تفکر تحلیلی و توانایی‌های ریاضیاتی را می‌سنجد- بهترین راه برای پیش‌بینی ابعاد مختلف شغل آتی شخص است.

مدتی بعد توجه‌ها به EQ یا هوش عاطفی جلب شد که مجموعه‌ای از مهارت‌های ارتباطی، قانون‌گذاری‌های شخصی و روابط بین فردی را شامل می شود. EQ اکنون به عنوان مجموعه‌ای از ابزارها در نظر گرفته می‌شود که نقشی اساسی در موفقیت در ابعاد مختلف زندگی ایفا می‌کنند.

آی‌کیو و EQ فاکتورهایی مهم برای موفقیت شغلی تلقی می‌شوند، اما امروز و درحالی‌که تکنولوژی دارد چگونگی کار کردن ما را از نو تعریف می‌کند، مهارت‌هایی که برای رسیدن به موفقیت در بازار شغلی نیاز داریم نیز در حال تکامل هستند. اینجاست که AQ یا «بهره تطبیق‌پذیری» وارد میدان می‌شود؛ مجموعه‌ای از کیفیت‌های مختلف که تعیین می‌کنند در محیطی که به سرعت و مداوم تغییر می‌کند، چقدر قادر به تغییر مسیر و تطبیق دادن خودمان هستیم.

«آی‌کیو کمینه چیزیست که برای دستیابی به یک شغل به آن نیاز دارید، اما بهره تطبیق‌پذیری نشان می‌دهد که به مرور زمان چقدر موفق خواهید بود». این را ناتالی فراتو، نایب رییس گلدمن ساکس می‌گوید که هنگام سرمایه‌گذاری روی چندین استارتاپ حوزه تکنولوژی، به بهره تطبیق‌پذیری علاقه‌مند شد. بعد از این ماجرا، او یک تد تاک محبوب راجع به این موضوع نیز داشته.

فراتو می‌گوید که بهره تطبیق‌پذیری صرفا ظرفیت دریافت اطلاعات تازه نیست و توانایی کار روی چیزی که بیشترین بازدهی را دارد، کنار گذاشتن آموزه‌های کهنه، فائق آمدن بر چالش‌ها و تلاشی خودآگاهانه برای تغییر را شامل می‌شود. بهره تطبیق‌پذیری راجع به انعطاف‌پذیری، کنجکاوی، شجاعت، ارتجاع و مهارت‌های حل مسئله نیز هست.

حال سوال این است که همین‌طور که جوامع تغییر می‌کنند، آیا بهره تطبیق‌پذیری از آی‌کیو برای رسیدن به موفقیت شغلی مهم‌تر خواهد بود؟

وفق یافتن

ایمی ادموندسون، پروفسور مدیریت در مدرسه تجاری هاروارد می‌گوید که به خاطر سرعت کمرشکن تغییرات در محیط کاری است که بهره تطبیق‌پذیری ارزشمندتر از بهره هوشی به حساب می‌آید.

تکنولوژی نحوه پیش‌برد برخی مشاغل را به شکل چشمگیری تغییر داده و این اختلال در عملکرد همچنان ادامه خواهد داشت. طی سه سال پیش رو، ۱۲۰ میلیون نفر در ۱۲ کشور برتر جهان از لحاظ اقتصادی، باید مهارت‌هایی کاملا تازه بیاموزند تا مشاغل خود را به خاطر اتوماسیون از دست ندهند.

دیو کاپلین، مدیرعامل The Envisioners که یک شرکت مشاوره تکنولوژیک در بریتانیا است می‌گوید: «هر شغلی که شامل یافتن الگوهایی خاص در اطلاعات باشد -از وکلایی که مستندات حقوقی را بررسی می‌کنند تا پزشکانی که به تشخیص بیماری در مراجعین می‌پردازند- به راحتی می‌تواند اتومات شود.» این بدان خاطر است که الگوریتم‌های کامپیوتری، همان وظایف را به شکلی سریع‌تر و دقیق‌تر از انسان انجام می‌دهند.

برای جلوگیری از بی‌کاری، کارگرانی که به این مشاغل روی آورده‌اند باید مهارت‌هایی تازه مانند خلاقیت در حل کردن چالش‌های تازه و استفاده از شهود انسانی برای دریافت اطلاعات تازه از ماشین‌ها را در خود پرورش دهند. «اگر یک الگوریتم بتواند ۳۰ درصد وظایفی که من قبلا انجام داده‌ام را انجام دهد، من چه کاری می‌توانم با این ظرفیت اضافه انجام دهم؟ برنده‌ها افرادی خواهند بود که تصمیم به انجام کارهایی بگیرند که الگوریتم‌ها نمی‌توانند».

ادموندسون می‌گوید هر شغلی نیازمند تطبیق‌پذیری و انعطاف‌پذیری است، از کارهای بانکی گرفته تا هنر. بیایید فرض کنیم شما یک حسابدار هستید. بهره‌ هوشی‌تان باعث می‌شود که در آزمون‌های شغلی موفق باشید و بعد هوش عاطفی باعث می‌شود که ارتباطی سازنده با مصاحبه‌کننده برقرار کنید، شغل مد نظرتان را به دست آورید و روابطی تازه با مشتریان و همکاران شکل دهید. بعد، زمانی که سیستم‌ها تغییر می‌کنند و برخی از حوزه‌های شغلی‌تان اتومات می‌شوند، تطبیق‌پذیری است که به شما در نوآوری و سازگار کردن خودتان با رویه جدید شغلی کمک می‌کند.

ادموندسون می‌گوید هر سه بهره مهم بوده، یکدیگر را به تکامل می‌رسانند و همگی به شما کمک می‌کنند که مشکلات را حل کرده و در نتیجه، تطبیق بیابید. یک کاندیدای شغلی ایده‌آل، هر سه فاکتور را دارد. اما این چیزی نیست که در تمام افراد یافت شود. داشتن بهره هوشی بالا اما ضعف در تطبیق‌پذیری باعث می‌شود که در یافتن راه‌های تازه در شغل‌تان با استفاده از مهارت‌های قبلی به مشکل بخورید.

طرح پرسش «چه می‌شود اگر؟»

بهره تطبیق پذیری

بهره تطبیق‌پذیری اکنون در کشورهای پیشرفته به یکی از فاکتورهای استخدام نیروی کاری تبدیل شده. بنابر تحقیقات شرکت آی‌بی‌ام، ۵۶۷۰ مدیر ارشد در سراسر جهان، مهارت‌های رفتاری را به عنوان «مهم‌ترین فاکتور برای نیروی کاری امروزی» دسته‌بندی کرده‌اند و از میان این مهارت‌ها، «تمایل به انعطاف‌پذیری و تطبیق‌پذیری به هنگام تغییر» بیشترین اهمیت را برای آن‌ها دارند.

ویل گاسلینگ، مشاور شرکت بریتانیایی Deloitte می‌گوید که هیچ متد دقیقی برای اندازه‌گیری میزان تطبیق‌پذیری (مانند یک تست آی‌کیو) وجود ندارد، اما کمپانی‌های مختلف حالا بیش از پیش به ارزش بهره تطبیق‌پذیری پی برده‌اند و رویه‌های استخدام نیروی خود را به گونه‌ای تغییر داده‌اند که بهتر قادر به تشخیص افراد دارای این مهارت باشند.

Deloitte شروع به استفاده از شبیه‌سازی‌هایی آنلاین کرده تا میزان تطبیق نیروهای احتمالی خود با چالش‌های محیط کار را بسنجند. یکی از آزمون‌های کمپانی از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که یک راه برای ترغیب همکاران مردد به پیوستن به تیمی دیگر در شرکت انتخاب کنند. Deloitte ضمنا به دنبال استخدام افرادیست که نشان داده‌اند می‌توانند در حوزه‌ها، صنایع و مناطق مختلف به کار خود ادامه دهند. گاسلینگ می‌گوید این معیارها «اثبات می‌کنند که شخص بسیار چابک بوده و به سرعت یاد می‌گیرد».

فراتو از گلدمن ساکس هم سه راه برای تشخیص بهره تطبیق‌پذیری در نیروهای کاری احتمالی دارد: اینکه کارمندان بتوانند با طرح پرسش «چه می‌شود اگر»، ورژن‌هایی مختلف از آینده را متصور شوند، اینکه بتوانند آموخته‌های قبلی را هنگام مواجهه با یک چالش کنار بگذارند و اینکه از اکتشاف و دستیابی به تجارب تازه لذت ببرند.

او خود می‌گوید که این یک راه حل غایی برای شناسایی بهره تطبیق‌پذیری نیست، اما کارفرمایان باید چنین سوالاتی را مطرح کنند تا شواهد تطبیق‌پذیری را در کاندیداها بیابند. او به صورت خاص، این کار را به موسسین استارتاپ‌ها پیشنهاد می‌کند. «استارتاپ‌ها نوعی روند تکاملی را پشت سر می‌گذارند. اینطور نیست که موسس توضیحاتی دقیق برای یک شغل داشته باشد، آن‌ها به لیستی شامل ۳۰ الی ۵۰ مهارت نیاز دارند تا به موفقیت برسند».

ماموریتی خطیر

نکته خوب راجع به بهره تطبیق‌پذیری -حتی اگر نتوانید آن را اندازه‌گیری کنید- اینست که به گفته متخصصین، می‌توان آن را در خود پرورش داد. پنی لوکاسو، موسس استرالیایی BKindred -یک کمپانی آموزشی که به مردم کمک می‌کند به تطبیق پذیری بیشتر دست یابند- می‌گوید برخی از افراد ذاتا کنجکاوتر و شجاع‌تر هستند و به همین خاطر، تطبیق‌پذیری بهتری نسبت به دیگران از خود نشان می‌دهند. «اما اگر شخص سعی به خروج از حاشیه امن خود نکند، تطبیق‌پذیری‌ای که با آن زاده شده‌اید به مرور زمان کاهش می‌یابد».

او برای بهبود تطبیق پذیری، سه راهکار پیشنهاد می‌کند: نخست باید حواس‌پرتی‌ها را کم کرد و تمرکز کردن را یاد گرفت تا آنچه باید با آن تطبیق یابید شناسایی شود. بعد باید سوالات و خواسته‌هایی را مطرح کنید که معمولا با آن‌ها راحت نیستید، مانند درخواست افزایش درآمد. به این ترتیب شجاعت بیشتری در خود خواهید یافت. در آخر باید راجع به چیزهایی که ذهن‌تان را به خود درگیر می‌کنند کنجکاو باشید و به جای سرچ در گوگل برای رسیدن به پاسخ، درباره آن‌ها مکالمه کنید. به گفته او گوگل باعث می‌شود «ذهن ما تنبل شود» و دیگر قادر به حل چالش‌های دشوار نباشد.

اوتو شارمر، یکی از سخنرانان ارشد انستیتوی ام‌آی‌تی که کتابی راجع آنچه می‌توان از آینده آموخت نوشته، متدهای دیگری را پیشنهاد می‌کند. او در یک تد تاک به مردم پیشنهاد کرده که از فرصت‌های تازه استقبال کنند، سعی کنند وضعیتی خاص را از نگاه شخصی دیگر ببینند و غرور خود را کاهش دهند تا در مواجهه با ناشناخته‌ها احساس راحتی بیشتری داشته باشند.

یک چیز که به طور یقین می‌دانیم اینست که محیط‌های کاری در آینده کارکردی متفاوت با امروز خواهند داشت. بسیاری از ما ممکن است با این تغییرات راحت نباشیم، اما می‌توانیم خودمان را برای آن‌ها آماده کنیم. همانطور که ادموندسون می‌گوید: «یاد گرفتن یادگیری، ماموریتی خطیر است. توانایی یاد گرفتن، تغییر کردن،‌ رشدن کردن و آزمون و خطا از هر چیز دیگری مهم‌تر خواهد بود».

دسته‌ها
Uncategorized

چرا مایکروسافت به دنبال خرید تیک‌تاک است؟


تلاش مایکروسافت برای تصاحب تیک‌تاک در نگاه اولی کمی عجیب به نظر می‌رسد. ردموندی‌ها در این سال‌ها نه تنها به سرویس‌های کاربر محور چندان تمایلی نداشته‌اند، بلکه از خیر بعضی از آنها مثل سرویس استریم موسیقی «گروو موزیک»، لوازم جانبی «کینکت»، گجت مایکروسافت بند، ویندوز فون و سرویس «میکسر» گذشته است. این شرکت در عوض ترجیح داده روی نرم‌افزارهای سازمانی تمرکز کند و کورتانا هم در همین مسیر هدایت شده. با این تفاسیر چرا باید ردموندی‌ها سراغ اپی جنجالی بروند که در آن تین‌ایجرها با رقص و پایکوبی و کلیپ‌های فان مخاطب را سرگرم می‌کنند؟

برای پاسخ به این سوال باید کمی عمیق‌تر به مساله بپردازیم و آن زمان مشخص می‌شود چرا مایکروسافت حاضر شده میلیاردها دلار برای خرید کسب و کار تیک‌تاک در آمریکا، کانادا، استرالیا و نیوزیلند بپردازد. اینکار نه تنها ردموندی‌ها را به عنوان رقیبی قدر در برابر یوتیوب و فیسبوک مطرح می‌کند، بلکه به کسب و کارهای دیگر آنها هم کمک زیادی خواهد کرد.

دیتا، دیتا و باز هم دیتا

کلیدی‌ترین بخش خرید تیک‌تاک حجم عظیم داده و میلیون‌ها کاربری است که مایکروسافت به چنگ می‌آورد. ارتباط بالقوه تیک‌تاک با دولت پکن و وجود این حجم سرسام آور دیتا باعث شده دولت آمریکا هرچه در چنته دارد، برای جلوگیری از سوءاستفاده احتمالی چینی‌ها به میدان بیاورد. کمپانی آمریکایی هم در پست منتشر شده خود روی اهمیت داده‌ها صحه گذاشته است: «مایکروسافت انتقال داده داده‌ّهای کاربران آمریکایی و ذخیره آنها در ایالات متحده را تضمین می‌کند.»

malltina

ردموندی‌ها از این داده‌ها استفاده‌های متعددی خواهند کرد. این غول نرم‌افزاری مدت‌هاست از ایکس باکس لایو برای تغذیه بخش‌هایی از واحد تحقیقاتی خود و در راستای پیشبرد پروژه‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری استفاده می‌کند. تحلیل این داده‌ها به شرکت و توسعه‌دهندهای بازی کمک می‌کند نحوه استفاده کاربران از کنسول ایکس باکس و تعامل با کینکت را بهتر درک کنند. همین درک بهتر در نهایت به توسعه محصولی انقلابی مثل هولولنز منجر می‌شود که سود هنگفتی را عاید شرکت خواهد کرد.

این شرکت همین حالا هم تمام داده‌های موردنیازش در حوزه تجاری را دارد اما چند سالی است در زمینه سرویس‌های کاربران عادی موفق نبوده که دلیلی جز فقدان دیتای کافی ندارد. تیک‌تاک اما با ویژگی‌های خاصی که دارد، چشم‌انداز جدیدی را پیش چشم شرکت باز می‌کند که تا پیش از این از دید آنها پنهان مانده بود و بدون تردید روی فرایند توسعه نرم افزار و سخت‌افزار آنها نیز بی تاثیر نخواهد بود.

این مساله زمانی مشخص‌تر می‌شود که بدانیم میلیون‌ها نوجوان آمریکایی در محیطی رشد کرده‌اند که تحت سیطره اندروید، iOS و حتی کروم بوک (در مدارس) بوده است. در آمریکایی که به اشتراک گذاری اسناد و ارسال ایمیل هم در قبضه جیمیل و گوگل داکس است، بعید نیست سر و کار بسیاری از این نوجوانان اساسا به نرم‌افزارها یا سرویس‌های مایکروسافت نخورده باشد.

مایکروسافت بازی موبایل را به اپل و گوگل باخته و در جلب نظر نسل جدید به گرد پای این دو شرکت نمی‌رسد اما نمی‌خواهد نسل آینده کارکنان را تمام و کمال به آنها واگذار کند. تیک‌تاک همان سلاحی است که مایکروسافت در این نبرد به آن نیاز دارد؛ پلتفرمی که میلیون‌ها جوان از آن برای تماشای ویدیو و تولید محتوا استفاده می‌کنند.

تیک‌تاک به مایکروسافت امکان می‌دهد تبلیغ محصولاتی مثل سرفیس و ایکس باکس را مستقیم و بدون واسطه پیش چشم کاربران کم سن بگذارد و حتی آن را به پایه‌ای برای بلندپروازی‌های خود در زمینه سرویس استریم بازی مبدل سازد.

تلاش قبلی مایکروسافت در استفاده از میکسر برای سرویس استریم به در بسته خورد و در نهایت مجبور شد به مشارکت با فیسبوک برای سرویس xCloud تن دهد اما حالا که گوگل قصد بهره‌ بردن از یوتیوب برای یکپارچه سازی سرویس استریم استیدیا را دارد، چرا ردموندی‌ها با استفاده از تیک‌تاک برای سرویس xCloud به آن پاسخ ندهند؟ تصور کنید که حین تماشای ویدیوی Call of Duty در تیک‌تاک می‌توانید به لطف xCloud و تنها با یک کلیک بازی آن را شروع کنید. این تنها یکی از اهدافی است که مایکروسافت از خرید تیک‌تاک در سر دارد.

بلندپروازی‌های این شرکت به همین جا ختم نمی‌شود. هرچند تلاش این شرکت برای باز کردن پای هوش مصنوعی به چت‌بات‌ها برای کاربران چندان موفق از آب درنیامد اما آنها می‌توانند روی این شبکه اجتماعی به عنوان بستری آزمایشی برای ابزارهای مبتنی بر Al lojw کاربران حساب باز کنند. تیک‌تاک همین حالا هم از هوش مصنوعی برای شناسایی چهره و اعمال فیلترها و ارائه پیشنهادهای متناسب با سلیقه کاربر در فید For You استفاده می‌کند.

این اپ همچنین در بخش فیلترها و نمایش تبلیغات هم تا حدودی از واقعیت افزوده استفاده کرده و غول نرم افزاری آمریکا می‌تواند با استفاده از همین قابلیت‌ها تلاش‌هایش در زمینه AR را از سخت‌افزار هولولنز، هدست Mixed Reality و ماینکرفت فراتر ببرد.

خریدی نه چندان ساده

همانطور که در دیجیاتو خواندید مایکروسافت کنترل تیک‌تاک در آمریکا، کانادا، استرالیا و نیوزلند را به دست خواهد گرفت اما نحوه مدیریت آنها در این مناطق و تفاوت آن با نسخه اصلی روشن نیست. مایکروسافت تا کنون به روشنی اعلام نکرده تصاحب اپ توسط آنها روی قابلیت های تیک‌تاک چه اثری خواهد گذاشت و تنها به این نکته اکتفا کرده که ویژگی‌های آتی بر اساس تجارب مورد علاقه کاربران توسعه می‌یابند. هرچند ترامپ به نادلا توصیه کرده تمام اپ را تصاحب کند اما اگر این دوگانگی باقی بماند قابلیت‌های نسخه اصلی با نسخه تحت مدیریت ردموندی‌ها متفاوت خواهد بود.

البته تنها تصاحب تیک‌تاک کافی نیست و نحوه مدیریت آن هم در تعیین سرنوشت این داد و ستد میلیارد دلاری تاثیر به سزایی دارد. ردموندی‌ها در این زمینه سابقه خوبی دارند و پس از خرید استودیوی « Mojang» به آنها اجازه دادند تا حد زیادی مستقل بازی مانده و ایده‌های خود را در مورد ماینکرفت پیدا کنند که در نهایت به موفقیتی چشمگیر منجر شده است.

تصاحب ۲۶.۲ میلیارد دلاری لینکدین توسط نادلا هم موفقیت خیره‌کننده دیگری بود. هرچند این پلتفرم تا حد زیادی مستقل مانده اما به شکل هوشمندانه‌ای با بسته آفیس یکپارچه شده. هدف مایکروسافت از این خرید رقابت با گوگل و فیسبوک در زمینه اشتغال بود که با موفقیت نیز همراه بود.یکی دیگر از تجارب موفق این شرکت خرید لینکدین بود که در عین حفظ استقلال داده‌های ارزشمندی را در مورد واکنش توسعه دهندگان به نیازهای کاربران در اختیار مایکروسافت قرار داده است.

در طرف دیگر ماجرا تجارب ناموفقی مثل اسکایپ و کسب و کار موبایل نوکیا قرار دارد که درس‌های زیادی را در مورد عواقب مخرب ادغام یکباره به آنها داد. این شرکت همچنین تجربه چندانی در زمینه نظرات بر محتوا و دردسرهای آن ندارد و در مجموع بعید است اقدام به تغییر برند تیک‌تاک کرده یا حتی تغییر و تحول زیادی در آن به وجود آورد.

مایکروسافت به همین خاطر ترجیح داده تنها مدیریت عملیات تیک‌تاک در کشورهای انگلیسی زبان را بر عهده بگیرد تا با مشکلاتی که به خاطر نظارت بر محتوا در کشورهایی مثل چین و روسیه گریبانگیر توییتر و فیسبوک شده، مواجه نشود.

در نتیجه خرید این اپلیکیشن محبوب نه تنها امکان دسترسی به حجم عظیمی از داده‌های ارزشمند را به ردموندی‌ها می‌دهد بلکه امکان رقابت با یوتیوب و فیسبوک که همیشه آرزویشان بوده را نیز فراهم می‌کند. آنها پس از شکست طرح استفاده از Soapbox برای سرویس ویدیویی MSN ناگزیر به استفاده از یوتیوب روی آوردند اما حالا و پس سال‌ها این شانس را پیدا کرده‌اند که با تیک‌تاک حرفی برای گفتن داشته باشند.

ارزش سهام مایکروسافت برای دومین بار به یک تریلیون دلار رسید | دیجیاتو

آنها در سال ۲۰۱۲ هم با راه‌اندازی سرویس Socl شانسشان در زمینه شبکه‌های اجتماعی را آزمایش کردند که چند سال بعد به در بسته خورد. مایکروسافت همیشه می‌دانست که فیسبوک به موفقیتی عظیم بدل خواهد شد اما یارای رقابت با آن را نداشتند و به همین خاطر در ۲۰۰۷ حدود ۲۴۰ میلیون دلار در آن سرمایه‌گذاری کردند.حالا هم می‌دانند که تیک‌تاک به سرعت در حال تبدیل شدن به موج عظیم دیگری در شبکه‌های اجتماعی است و از نظر مقیاس و قابلیت‌های به اشتراک گذاری و ثبت دیدگاه به رقیب مستقیم اسنپ چت، اینستاگرام و فیسبوک تبدیل شده است.

با تمام این تفاسیر پیش‌بینی موفقیت یا شکست خرید تیک‌تاک کار ساده‌ای نیست. این خرید همین حالا هم به اندازه کافی عجیب و غریب است چرا که از یک سو دولت ترامپ مرتب در حال تهدید طرف مقابل است که یا بفروشید یا تحریم شوید، از سوی دیگر دولت چین وارد کارزار شده و ترامپ را به زورگویی متهم کرده و در نهایت هم مایکروسافت که هرگز قبل از خرید سرویس‌ها عادت به افشای اطلاعات نداشته اینبار رسما تمایلش به خرید را علنی کرده است.

احتمالا در روزهای آینده شاهد پیچ و خم‌های بسیار دیگری هم در این ماجرا خواهیم بود اما حالا که دو طرف تمایل خود را به داد و ستد اعلام کرده‌اند، تنها چند تیک‌تاک دیگر به نهایی شدن آن مانده است.

دسته‌ها
Uncategorized

هواوی نزدیک به نیمی از بازار گوشی‌‌های هوشمند چین را در اختیار گرفته است


یک‌سال گذشته برای کسب‌وکار گوشی‌های هوشمند هواوی بسیار چالش‌برانگیز بوده است؛ زیرا در جدیدترین گوشی‌های هوشمندی که شرکت مذکور خارج از چین عرضه می‌کند، امکان استفاده از خدمات موبایل گوگل (GMS) وجود ندارد. درحالی‌که عرضه‌ی جهانی گوشی‌های هواوی کاهش یافته، عملکرد درخشان این شرکت در بازار داخلی چین به‌وضوح متضاد با فروش این محصولات در کشورهای دیگر است.

براساس گزارشی جدید از مؤسسه‌ی Counterpoint، هواوی در سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۲۰ میلادی ۴۶ درصد از فروش گوشی‌های هوشمند در بازار داخلی چین را دراختیار داشته و بیشترین سهم در تاریخ این شرکت را به‌دست آورده است. با افزایش ۱۴ درصدی فروش محصولات این شرکت در چین نسبت‌به بازه‌ی زمانی مشابه در سال گذشته، هواوی توانسته رقبایی چون شیائومی، اوپو و ویوو را از سر راه بردارد.

فلورا تانگ، تحلیلگر مؤسسه‌ی تحقیقاتی Counterpoint می‌گوید با توجه‌به اینکه به‌دلیل کاهش علاقه‌ی کاربران به گوشی‌های هواوی، عملکرد این شرکت در کشورهای دیگر تضعیف شده، چین تبدیل‌به مهم‌ترین بازار برای هواوی شده است. او دلیل کاهش اقبال عمومی در سطح جهان نسبت‌به گوشی‌های هواوی را نبود اپلیکیشن‌های GMS می‌داند.

نمودار سهم شرکت‌های تولیدکننده‌ی گوشی هوشمند از بازار چین

تانگ اشاره می‌کند که دلیل رشد هواوی در نمودار‌ها، سرمایه‌گذاری عظیم این شرکت روی شبکه‌های توزیع آنلاین و آفلاین است. عامل دیگر افزایش فروش محصولات این غول صنعت گوشی‌های هوشمند، گسترش سبد محصولات 5G هواوی، با رونمایی مدل‌هایی همچون سری میت ۳۰ و پی ۴۰ و سری نووا ۷ است.

مقاله‌های مرتبط:

با تمامی موارد یادشده، عملکرد خوب هواوی برای شرکت‌هایی همچون ویوو، اوپو و شیائومی که در میزان فروش محصولاتشان کاهش شدیدی را تجربه کرده‌اند دردسرساز شده است. بازار گوشی‌های هوشمند چین، روند نزولی در پیش گرفته و نسبت‌به سال قبل ۱۷ درصد کوچک‌تر شده است. درواقع، جهت بازگشت وضعیت تقاضا برای گوشی‌های هوشمند به پیش از بیماری همه‌گیر کووید ۱۹، هنوز راهی طولانی در پیش است. بااین‌حال، میزان فروش محصولات مذکور در چین نسبت‌به سه‌ماهه‌ی اول سال ۲۰۲۰ با ۹ درصد افزایش روبه‌رو بوده که نشانه‌ای از بهبود وضعیت است.

نکته‌ی جالب‌توجه این است که در سه‌ماهه‌ی دوم سال ۲۰۲۰ میلادی، اپل سریع‌ترین رشد را درمیان تولیدکنندگان کلیدی داشته است. با وجود کاهش حجم بازار، کوپرتینونشین‌ها توانسته‌اند میزان فروش محصولاتشان را درقیاس‌با سال گذشته ۳۲ درصد افزایش دهند. دلیل این امر، محبوبیت آیفون ۱۱، معرفی گوشی اقتصادی آیفون SE 2020 و کاهش قیمت محصولات این شرکت است.

دسته‌ها
Uncategorized

مذاکرات انویدیا و سافت بانک بر سر ARM پیشرفت محسوسی داشته است


بلومبرگ در گزارشی اختصاصی می‌نویسد مذاکرات انویدیا با سافت‌بانک بر سر تصاحب آرم هولدینگز پیشرفت زیادی داشته است و کم‌کم به‌سمت مراحل پایانی می‌رود. آرم هولدینگز، شرکتی نام‌آشنا در حوزه‌ی تولید تراشه به‌شمار می‌رود که سافت‌بانک آن را چهار سال پیش به‌مبلغ ۳۲ میلیارد دلار تصاحب کرد. بلومبرگ به‌نقل از منابعی که نخواسته‌اند نام‌شان فاش شود می‌گوید دو طرفِ مذاکره قصد دارند تا چند هفته‌ی آینده به توافق نهایی برسند. در روزهای آغازین اعلام تمایل سافت‌بانک به فروش آرم هولدینگز رسانه‌ها نام‌هایی نظیر اپل را به‌عنوان خریدار احتمالی مطرح کردند، اما ظاهرا انویدیا جدی‌تر از هر شرکت دیگری با سافت‌بانک مذاکره می‌کند. 

قرارداد سافت‌بانک با هر شرکتی که امضا شود به بزرگ‌ترین قرارداد تغییر مالکیت در تاریخ صنعت تجهیزات نیمه‌هادی تبدیل خواهد شد. طی سال‌های گذشته شرکت‌های زیادی تلاش کرده‌اند تنوع تراشه‌ها و میزان تولید آن‌ها را بالا ببرند و همین موضوع روی رشد چشم‌گیر صنعت نیمه‌هادی اثر محسوسی گذاشته است. هرگونه توافق سافت‌بانک با انویدیا احتمالا توجه نهادهای رگولاتوری را به‌شکلی ویژه جلب خواهد کرد. امروزه شرکت‌های بسیار زیادی ازجمله خود انویدیا مشتری آرم هستند و تصاحب آرم توسط انویدیا می‌تواند انتقاد رقبا را هم به‌دنبال داشته باشد.

انویدیا و سافت‌بانک احتمالا تا چند هفته‌ی آینده به توافق نهایی خواهند رسید

شرکت بریتانیایی آرم هولدینگز موفق‌به توسعه‌ی فناوری‌های ویژه‌ای شده است که در بسیاری از وسایل الکترونیکی مدرن به‌ویژه گوشی‌های هوشمند از آن‌ها استفاده می‌شود. شرکت‌هایی مانند هواوی، سامسونگ و اپل تراشه‌هایی در محصولات خود استفاده می‌کنند که بر پایه‌ی معماری آرم توسعه داده شده‌اند. حتی اپل قصد دارد در بازه‌ی زمانی دو ساله، کامپیوترهای مک را هم به پردازنده‌های مبتنی‌بر معماری آرم مجهز کند. در ابتدا تصور می‌شد اپل آرم را تحت مالکیت خود دربیاورد. ظاهرا اهالی کوپرتینو با سافت‌بانک وارد مذاکره شده‌اند، اما پیشنهاد خرید را ارائه نداده‌اند. انویدیا تاکنون نتوانسته در بازار موبایل فعالیت خاصی داشته باشد. 

شماری از مشتریان اصلی آرم نظیر اپل، کوالکام، AMD و اینتل می‌توانند در بیانیه‌ای مشترک خواستار شوند که انویدیا پس از تصاحب آرم، دسترسی به فناوری‌های این برند را به‌صورت برابر دراختیار همه قرار دهد و رفتارش با همه یکسان باشد. دقیقا همین نگرانی‌ها بود که باعث شد گروه بزرگ سافت‌بانک، آخرین باری که آرم برای فروش دردسترس بود، این برند را خریداری کند.

بلومبرگ می‌گوید تا این لحظه هیچ تصمیمی به‌صورت نهایی اتخاذ نشده و فرایند مذاکرات بین انویدیا و سافت‌بانک ممکن است بیشتر طول بکشد یا اینکه به‌طور کلی به‌شکست بیانجامد. سافت‌بانک احتمالا درصورتی‌که نتواند به قرارداد مدنظر خود با انویدیا دست یابد، سراغ پیشنهادهای ارائه‌شده ازسوی شرکت‌های دیگر می‌‌رود. نمایندگان آرم، سافت‌بانک و انویدیا ترجیح داده‌اند به درخواست خبرنگار بلومبرگ برای ارائه‌ی جزئیات بیشتر در این رابطه پاسخ ندهد. 

یکی از تحلیلگران، ارزش قرارداد احتمالی بین انویدیا و سافت‌بانک را ۵۵ میلیارد دلار تخمین می‌زند

نیل کمپلینگ، از تحلیلگران مؤسسه‌ی Mirabaud Securities، می‌گوید: «مدل کاری انویدیا از نوع تولید بدون ساخت (Fabless Manufacturing) است و همین روند باعث می‌شود آن‌ها بتوانند به‌خوبی روی حوزه‌های تحقیق‌و‌توسعه، مهندسی و برنامه‌نویسی متمرکز باشند. با درنظرگرفتن این موضوع، اضافه‌شدن آرم به فهرست شرکت‌های تحت مالکیت انویدیا می‌تواند اتفاقی بسیار عالی باشد».

هنس مازمن، تحلیلگر مؤسسه‌ی Rosenblatt Securities می‌گوید انویدیا امروزه بزرگ‌ترین شرکت تولیدکننده‌ی پردازنده‌های گرافیکی در دنیا است و طی چند وقت اخیر تلاش کرده است تجهیزات گیمینگ را به حوزه‌های دیگری نظیر پردازش‌های هوش مصنوعی در دیتاسنترها و همچنین خودروهای خودران وارد کند. انویدیا ازطریق ادغام توانایی‌های خود با فناوری‌های آرم می‌تواند به‌شکلی همه‌جانبه‌تر به رقابت با اینتل و AMD مشغول شود. مازمن مبلغ قرارداد احتمالی بین انویدیا و سافت‌بانک بر سر تصاحب آرم را تقریبا ۵۵ میلیارد دلار تخمین می‌زند. 

مقاله‌های مرتبط:

هنس مازمن جمعه‌ی گذشته در یادداشتی با محوریت پردازنده‌های گرافیکی و پردازنده‌های مرکزی نوشت: «لازم است نقشه‌ی راه پردازنده‌های مرکزی و پردازنده‌های گرافیکی را تحت کنترل داشته باشید و البته‌که این موضوع شامل دیتاسنترها هم می‌شود. اگر از دریچه‌ی راهبردی به ماجرا بنگریم،‌ متوجه می‌شویم انویدیا به پردازنده‌ی مرکزی توسعه‌پذیر نیاز دارد که بتواند آن را با نقشه‌ی راه GPU خود ادغام کند؛ همان کاری که امروزه AMD و اینتل انجام می‌دهند».

بلومبرگ پیش‌تر اعلام کرده بود که سافت‌بانک در پی فروش کامل یا عرضه‌ی اولیه‌ی سهام آرم هولدینگز است. اگر سافت‌بانک همچنان روی تصمیم جدید خود پافشاری کند احتمالا آرم در سال آینده‌ی میلادی به‌شرکتی عمومی تبدیل می‌شود. 

طی سال‌‌های اخیر معماری آرم وارد حوزه‌های جدید نظیر خودروهای هوشمند، دیتاسنترها و تجهیزات شبکه هم شده است تا ارزش برند بیشتر شود. تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند آرم هنگام عمومی‌شدن در سال آینده‌ی میلادی بالغ‌بر ۴۴ میلیارد دلار ارزش داشته باشد. یکی از مؤسسه‌ها پیش‌بینی می‌کند ارزش آرم تا سال ۲۰۲۵ به ۶۸ میلیارد دلار برسد.

انویدیا به‌عنوان یکی از نام‌آشناترین شرکت‌های تراشه‌ساز طی سال‌های گذشته روند روبه‌رشدی داشته است. بررسی‌ها نشان می‌دهند ارزش سهام انویدیا طی پنج سال اخیر به‌میزان بیش از ۲۰ برابر افزایش پیدا کرده و باعث شده تیم سبز توانایی منعقد کردن قراردادهای بزرگی را داشته باشد.

در ساعات اولیه‌ی جمعه شاهد بروز تغییراتی اندک در ارزش سهام انویدیا در نیویورک بودیم.

دسته‌ها
Uncategorized

کدام مهمتر است – سئو یا شبکه های اجتماعی؟ – هاست |هاست لینوکس | خرید هاست ارزان | نمایندگی هاست | فروش هاست


در NEX1 ، اغلب از ما سؤال می شود که آیا بهینه سازی موتور جستجو (SEO) یا رسانه اجتماعی بهترین روش برای بهبود حضور دیجیتالی مشتری است. پاسخ ساده نیست ، اما در بسیاری از موارد ، توصیه می کنیم مشتریان ما هر دو اهداف را در مراحل بسیار متفاوت سفر خریدار انجام دهند. در این مقاله ، ما شایستگی های هر دو فعالیت را ارزیابی خواهیم کرد و امیدواریم که اگر در جستجوی SEO یا بازاریابی رسانه های اجتماعی برای تجارت خود هستید ، به شما کمک کند.

بسیاری از افراد در حال سؤال هستند که آیا رسانه اجتماعی SEO جدید است یا خیر. مشاغل می خواهند بدانند کدام وسیله بهتر است شما را به صورت آنلاین متوجه شوید زیرا می خواهند بدانند که باید منابع خود را از کجا سرمایه گذاری کنند.

بنابراین ، کدام گزینه بازاریابی دیجیتال به بهترین وجه کار می کند؟

حقیقت این است ، اگر می خواهید یک حضور آنلاین قدرتمند ، به هردو نیاز دارید. اما بیایید هر گزینه بازاریابی دیجیتال را با جزئیات بیشتری ارزیابی کنیم.
بازاریابی از طریق رسانه های اجتماعی

بازاریابی رسانه های اجتماعی به استفاده از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی به عنوان راهی برای تبلیغ وب سایت ، محصولات و خدمات شما اشاره دارد. همه ما می دانیم که سیستم عامل های رسانه های اجتماعی نقش مهمی در زندگی شخصی و شخصی ما بازی می کنند ، اما آنها همچنین یک ابزار فروش قدرتمند برای بازاریابان هستند.

روند بازاریابی شبکه های اجتماعی چیست؟

بازاریابی رسانه های اجتماعی شامل ایجاد شهرت برند شما در شبکه های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، با ایجاد گروهی از پیروان علاقمند به تجارت شما و آنچه به عنوان یک برند پیشنهاد می کنید ، می شوند. برای اطمینان از حضور موفق در رسانه های اجتماعی ، باید بازار هدف خود را شناسایی کرده و از طریق مبارزات مناسب ، استراتژیک و رسانه های اجتماعی با آنها ارتباط برقرار کنید. در اصل ، شما باید اطمینان حاصل کنید که مطالبی که ارسال می کنید برای مخاطبان رسانه اجتماعی شما مرتبط ، مفید و جالب است. پست های جالب ، مفید و اشتراکی باعث ایجاد جامعه درگیر – ادامه مکالمه با مشتریان بالقوه می شود.

 

SEO or Social Media

بازاریابی شبکه های اجتماعی چقدر قدرتمند است؟

هنگامی که بازاریابان برای اولین بار استفاده از رسانه های اجتماعی را برای تلاش های بازاریابی خود شروع کردند ، شبهاتی در مورد چگونگی کارآمد شدن بستر اجتماعی برای فروش وجود داشت. با این حال ، با تکامل رسانه های اجتماعی ، این تردیدها به سرعت از بین رفت.

در سال ۲۰۱۹ ، یک مطالعه ODM Group نشان داد که ۷۴٪ از مصرف کنندگان برای تصمیمات خرید خود به رسانه های اجتماعی اعتماد می کنند. و مطالعات اخیر همچنین نشان داده اند که مشتریانی که با یک مارک در رسانه های اجتماعی درگیر هستند ، احتمالاً از آن تجارت خاص خرید می کنند.
مزایای رسانه های اجتماعی

در ۲ دهه گذشته رسانه های اجتماعی به بخشی جدایی ناپذیر از زندگی ما تبدیل شده اند. برای مشاغل ، رسانه های اجتماعی راهی را برای شخصی سازی پیام برند شما و هدف قرار دادن آن در مخاطب مناسب ، در زمان مناسب ارائه می دهند. طبق گفته We Are Social ، ۳٫۴ میلیارد نفر در سراسر جهان در سکوهای رسانه های اجتماعی فعال هستند و این تعداد همچنان در حال رشد است. با میلیاردها نفر که به طور فعال در سیستم عامل های اجتماعی مشغول فعالیت هستند ، ضروری است که نام تجاری شما نیز در آنجا حضور داشته باشد ،
هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

خدمات مشتری و ارتباط سریع:

مشتریان و مشتریان بالقوه شما می توانند به لطف رسانه های اجتماعی بلافاصله با نماینده خدمات مشتری خود تماس بگیرند. از طریق سیستم عامل های اجتماعی مانند Facebook و LinkedIn ، شما همچنین می توانید بررسی هایی را دریافت کنید ، و درک کنید که تجارت شما به درستی انجام می دهد و چه چیزی باید اصلاح شود.

با اجرای یک استراتژی قوی برای ارتباطات در رسانه های اجتماعی ، مشتریان و مشتریان بالقوه خود را با نام تجاری شما احساس نزدیکی خواهند کرد و به این اطمینان دارند که شما به بهترین دلایل آنها علاقه دارید این روشی است برای یادگیری در مورد مشتریان ، درک آنچه می خواهند ، نارضایتی و قدردانی از آنها – و استفاده از این اطلاعات برای بهبود شغل خود به عنوان یک کل.

آگاهی از برند:

با داشتن حضور قدرتمند در رسانه های اجتماعی ، تجارت شما این فرصت را دارد که به تعداد قابل توجهی از مشتریان بالقوه جدید برسد. برای ایجاد یک حضور پررنگ ، باید به داستان برند خود بگویید ، محتوای خود را مداوم و مفید نگه دارید و با مخاطبان خود درگیر شوید. رسانه های اجتماعی پایه ای محکم را برای کمک به ساخت نام تجاری شما و حفظ ذهن شما ارائه می دهند.

افزایش ترافیک وب سایت:

رسانه های اجتماعی فرصتی برای گسترش ترافیک ورودی به وب سایت شما ارائه می دهند. هر یک از سیستم عامل های رسانه های اجتماعی شما می توانند مسیری بالقوه به وب سایت شما باشند و هر پست فرصتی را برای پیوند مخاطبان خود به صفحات وب شما ارائه می دهد. این بازدیدها است که می تواند منجر به منجر و در نهایت فروش شود. و هرچه میزان ترافیک وب سایت شما بیشتر شود ، رتبه شما در Google بیشتر می شود.

تولید سرپ:

رسانه های اجتماعی ابزاری مؤثر برای تولید سرپ است و به شما کمک می کند تا مشتریان بالقوه خود را از طریق فرآیند خرید هدایت کنید. با استفاده از تاکتیکهای ارگانیک و همچنین تبلیغات تبلیغاتی با هزینه از طریق رسانه های اجتماعی ، دسترسی خود را گسترش داده و منجر به جذب بیشتری خواهید شد.

بهینه سازی موتور جستجو

بهینه سازی موتور جستجو ، که به آن SEO نیز گفته می شود ، فرایند بهینه سازی وب سایت و صفحات وب موتورهای جستجو است. این در مورد افزایش کیفیت و کمیت ترافیک وب سایت با افزایش استراتژیک دید سایت شما در نتایج موتورهای جستجو است. موتورهای جستجو در مورد رتبه بندی وب سایت ها و قرار دادن آنها در موقعیت های برتر در نتایج جستجو ، تعدادی قانون دارند و فرآیندهای مربوط به SEO در مورد پیروی از آن قوانین است.

سئو چقدر قدرتمند است؟

SEO ابزاری فوق العاده قدرتمند برای بازاریابی و تولید سرب است. اگر مراجعین احتمالی شما نمی توانند وب سایت شما را پیدا کنند ، پس مقصود شما چیست؟ SEO اطمینان حاصل می کند که وب سایت شما پیدا شده است. SEO با اجرای صحیح ، رتبه بندی موتورهای جستجو را بهبود می بخشد و در نتیجه ترافیک هدفمندتر و واجد شرایط تری به وب سایت شما خواهد رسید و به همین دلیل فروش شما افزایش می یابد.

مزایای سئو

در دنیای دیجیتال امروز ، فرصت آگاهی از برند و ارزش ویژه برند بسیار زیاد است. عصر آنلاین روشهای زیادی برای دستیابی به این اهداف فراهم کرده است. و SEO یکی از موثرترین استراتژی ها برای کمک به شما در دستیابی به این اهداف سازمانی است.

در مورد داشتن سئو برای تجارت ، مزایای مختلفی وجود دارد:

ترافیک وب سایت با کیفیت:

یکی از بزرگترین مزایای سئو این است که بخشی از یک استراتژی بازاریابی ورودی است. این بدان معناست که شما باعث می شود مخاطبان خود را آسان تر پیدا کنند وقتی که به دنبال اطلاعات مربوط به مشاغل خود هستند ، برخلاف بازاریابی برون مرزی که شامل دستیابی به مصرف کنندگان شما باشد که آیا می خواهند از شما بشنوند یا نه.

از آنجا که SEO وقتی به جستجوی محصول یا خدمات شما می پردازد به مصرف کننده می رسد ، شما منجر به مهارت های بیشتری برای تجارت خود می شوید. در حقیقت ، طبق گفته HubSpot ، ۵۹٪ از بازاریابان گزارش داده اند که بازاریابی داخلی از بالاترین کیفیت منجر به تمام تلاش بازاریابی آنها می شود.

اعتماد به نفس و اعتماد مصرف کننده برند:

با رتبه بندی مقام اول ، دوم یا سوم در نتایج جستجوی گوگل ، کاربران بلافاصله فرض می کنند که شما یک بازیکن برتر در صنعت خود هستید. این همچنین به آنها نشان می دهد که شما یک تجارت مشهور و قابل اعتماد هستید زیرا بسیاری از کاربران دیگر به وب سایت شما نیز دسترسی پیدا کرده اند. با ایجاد جایگاه خود در رده های گوگل ، هنگامی که مصرف کننده در مورد صنعت شما فکر می کند ، مارک شما رشد می کند و مورد توجه شما قرار می گیرد.

سرمایه گذاری بلند مدت:

رتبه بندی شما در Google براساس آنچه الگوریتم تعیین می کند ، بهترین نتیجه برای جستجوی کاربر است. و به محض ایجاد یک وب سایت بهینه ، برای ماه ها و سالهای بعدی ترافیک سایت خود را جذب خواهید کرد. البته بهینه سازی وب سایت شما با محتوای با کیفیت و سئو فنی به زمان و منابع نیاز دارد ، اما این سرمایه گذاری اولیه نتایج طولانی مدت را به همراه دارد. این یک مزیت مهم است ، زیرا تبلیغات پولی در Google مانند PPC ، هر بار که کاربر روی وب سایت شما کلیک کند ، هزینه ای را شامل می شود.

آیا SEO توسط شبکه های اجتماعی جایگزین شده است؟

رسانه های اجتماعی نمی توانند جایگزین سئو شوند زیرا SEO هنوز در مورد بهینه سازی وب سایت و محتوای وب سایت شما برای موتورهای جستجو است و SEO به شما کمک می کند در دراز مدت رتبه بندی کنید. علی رغم افزایش اهمیت رسانه های اجتماعی ، هر زمان که نیاز فوری به یک محصول یا خدمات داشته باشد یا در جریان تحقیق و تأمین کننده تأمین کننده بعدی خود باشد ، مشتری متوسط ​​همچنان همیشه به موتور جستجوگرهایی مانند Google مراجعه خواهد کرد. بنابراین مهم است که کسب و کار شما در همان لحظه قابل رویت باشد که مشتری بالقوه در جستجوی شغلی مانند مال شما باشد.

با این حال ، رسانه های اجتماعی تأثیر مستقیمی بر سئو شما دارند.

آنچه در رسانه های اجتماعی محبوب است ، در موتورهای جستجو نیز رایج خواهد بود ، اما این قاعده نیست و همیشه اینگونه نیست. سیگنال های اجتماعی به تنهایی نمی توانند کاملاً بر رتبه موتورهای جستجوگر شما تأثیر بگذارند. گوگل بیرون آمده و گفته است که در الگوریتم های خود از سیگنال های اجتماعی استفاده نمی شود. با این حال ، بسیاری از مطالعات نشان داده اند که صفحاتی که در رسانه های اجتماعی عملکرد خوبی دارند ، در Google رتبه بالاتری دارند.

اما اگر سیگنال های اجتماعی و محبوبیت رسانه های اجتماعی بر رتبه بندی تأثیر نمی گذارد ، چرا رسانه های اجتماعی مهم هستند و چرا موتورهای جستجو پست های رسانه های اجتماعی محبوب را در نتایج خود نمایش می دهند؟

پاسخ را می توان در دو نکته خلاصه کرد:

کسب و کار شما به حضور در رسانه های اجتماعی احتیاج دارد زیرا منبع دیگری از ترافیک را به وب سایت شما ارائه می دهد و یک ابزار فروش قدرتمند است.

اشتراک اجتماعی مهم است زیرا به این معنی است که افراد بیشتری محتوای شما را مشاهده می کنند و این باعث افزایش شانس افزایش سئو شما می شود.

رسانه های اجتماعی و سئو با هم کار می کنند و رسانه های اجتماعی به طور غیر مستقیم به تلاش SEO شما کمک می کنند زیرا این امر باعث می شود ترافیک بیشتری به وب سایت شما هدایت شود. و هرچه میزان ترافیک بیشتری کسب کنید ، در Google رتبه بالاتری خواهید داشت.
در نتیجه:

کمپین بازاریابی دیجیتال شما باید شامل رسانه های اجتماعی و SEO باشد. این در مورد استفاده از یک یا دیگری نیست زیرا هر دو می توانند به کسب و کار شما کمک کنند تا ترافیک بیشتری کسب کند و در نهایت به شما در فروش بیشتر کمک کند.

با اجرای یک استراتژی سئو قوی ، شما اطمینان حاصل می کنید که محتوای شما توسط موتورهای جستجو خوانده می شود ، در حالی که رسانه های اجتماعی به شما کمک می کنند تا محتوای شما را با سرعت بیشتری به افراد بیشتری برساند. و هرچه افراد تعداد بیشتری صفحه را مشاهده کنند ، شانس بیشتری برای به دست آوردن او در اختیار داشتن موتور موتور جستجو می رود.



Source link

دسته‌ها
Uncategorized

اثرات مواد شیمیایی خانگی روی سلامتی نگران‌کننده است


دانشمندان درحال گردآوری فهرست رو به افزایشی از مواد شیمیایی مصنوعی موسوم به ترکیبات شیمیایی مختل‌کننده غدد درون‌ریز هستند که به‌تدریج در آب، هوا، غذا و خون ما فراوان شده‌اند و با چندین اثر سلامتی نگران‌کننده مرتبط بوده‌اند.

حتی در مقادیر کم نیز دلیلی وجود دارد که به این مواد شیمیایی دائمی مشکوک باشیم. تجزیه‌ی این مواد در محیط به زمان زیادی نیاز دارد و می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدتی برای سلامتی ما داشته باشد. این احتمال وجود دارد که برخی از مواد شیمیایی مورد استفاده در مواد غذایی، بسته‌بندی‌ها، مواد آرایشی، مواد شوینده، پارچه‌ها، وسایل الکترونیکی و پلاستیک‌ها با ارسال پیام به غده‌هایی که هورمون‌های ما را ترشح و ذخیره می‌کنند، درحال اثرگذاری روی جنبه‌های مختلف بدن و مغز ما باشند.

در سال ۲۰۱۵، هیئت متخصص مامور ازسوی جامعه‌ی غدد درون‌ریز، ۱۵ ماده‌ی شیمیایی مختل‌کننده‌ی غدد درون‌ریز (EDCs) را پیدا کرد که با مشکلات سلامتی ارتباط داشتند (لزوما به‌معنای رابطه‌ی سببی نیست، اثبات چنین رابطه‌ای بسیار دشوار است). در سال ۲۰۱۷، سازمان ملل، فهرستی متشکل از ۴۵ ماده‌ی شیمیایی شناخته‌شده را منتشر کرد که می‌توانند در عمل هورمون‌ها اختلال ایجاد کنند.

به‌تازگی گروهی از پژوهشگران دانشکده پزشکی دانشگاه نیویورک، دانشگاه دوک، دانشگاه نیویورک و موسسات دیگر، دو مقاله‌ی برجسته را درمورد مواد شیمیایی مختل‌کننده‌ی غدد درون‌ریز در مجله‌ی The Lancet Diabetes & Endocrinology منتشر کرده‌اند. هدف این پژوهشگران، یافتن موارد جدید ارتباطات مواجهه-پیامد بود خصوصا با درنظر گرفتن مواد شیمیایی که چند سال پیش به‌طور گسترده‌ای مورد بررسی قرار نگرفتند (مانند مواد پرفلورو آلکیل و پلی‌فلوروآلکیل (PFAS) و پلی دی فنيل اتر برومينه‌ها (PBDEs)).

تجزیه‌وتحلیل پژوهشگران از پژوهش‌های مقدماتی نشان می‌دهد که شواهد خصوصا درمورد ارتباط میان PFAS و چاقی، دیابت، کاهش وزن تولد، کاهش کیفیت اسپرم، سندرم تخمدان پلی کیستیک، آندومتریوز و سرطان سینه قوی است. پیوند میان PBDEها (که به‌طور گسترده‌ای به‌عنوان بازدارنده شعله مورد استفاده قرار می‌گیرند) و مشکلات سلامتی به اندازه‌ی ارتباط با PFAS قوی نیست، اما نویسندگان، شواهدی را پیدا کردند که نشان می‌داد این مواد شیمیایی ممکن است با کاهش کیفیت اسپرم، سندرم تخمدان پلی کیستیک، چاقی کودکان، عدم تحمل گلوکز و کاهش فاصله‌ی آنوژنیتال در پسران ارتباط داشته باشند.

مقاله‌های مرتبط:

بیشتر نویسندگان می‌گویند شواهد بیشتری جمع‌آوری شده است که نشان می‌دهد مواجهه‌ی قبل از تولد با بیسفنول‌ها، آفت‌کش‌های ارگانوفسفره و بازدارنده‌های شعله می‌تواند با مشکلات شناختی مانند اختلال کمبود توجه مرتبط باشد؛ اگرچه برای تایید این ارتباط باید پژوهش‌های بیشتری انجام شود.

لازم به تذکر است که بیشتر پژوهش‌ها درزمینه‌ی این مواد شیمیایی هنوز در آغاز راه خود بوده و بخش اعظمی از آن‌ها روی مدل‌های حیوانی انجام شده است، اگرچه تجزیه‌و‌تحلیل کنونی شامل تعدادی از مطالعات انسانی می‌شود.

بسیاری از نتایج جمع‌آوری شده کاملا مختلط بوده‌اند. برای مثال درحالی‌که چندین مطالعه‌ی برجسته درمورد ارتباط میان آندومتریوز و EDCها وجود دارد، نتایج حاصل از آن‌ها متناقض بوده‌ است. چنین وضعیتی درمورد مطالعات انجام شده دررابطه‌با اسپرم نیز وجود دارد و اثبات ارتباط سببی مستقیم دشوار است.

بااین‌حال، نگرانی متخصصان غدد درمورد این مواد شیمیایی دهه‌ها است درحال افزایش بوده و پژوهش‌هایی در این زمینه‌ها درحال انجام است. پژوهشگران می‌نویسند: «ما در بررسی صدها مطالعه‌ی منتشر شده، بر چالش‌های فراوان موجود در کشف روابط پیچیده‌ی مواجهه با EDCها و بیماری و ناتوانی در طول زندگی تاکید کرده‌ایم.»

دانشمندان معتقدند که اکنون شواهد کافی برای اقدامات پیشگیرانه وجود دارد، حداقل تا زمانی که اطمینان حاصل کنیم که این مواد شیمیایی واقعا بی‌خطر هستند. به‌گفته‌ی آن‌ها: «اگرچه برای این احتمال و شدت این روابط مواجهه-پیامد به ارزیابی سیستماتیکی نیاز است، شواهد رو به افزایش از اقدام فوری برای کاهش مواجهه با مواد شیمیایی مختل‌کننده‌ی غدد درون‌ریز پشتیبانی می‌کند.»

نویسندگان می‌گویند که مرور آن‌ها شواهد پیشین درزمینه‌ی EDCها را تقویت می‌کند و در همین حین، مواد شیمیایی جدیدی را به فهرست مذکور می‌افزاید. آن‌ها معتقدند که وضع قوانینی درمورد استفاده از EDC‌ها باید یکی از اهداف توسعه‌ی پایدار سال ۲۰۳۰ سازمان ملل باشد.

آژانس حفاظت از محیط زیست آمریکا (EPA) برای اولین بار در سال ۲۰۰۱ درمورد خطرات سلامتی احتمالی PFAS هشدار داد. از آن زمان، این مواد شیمیایی تقریبا در خون تمام آمریکایی‌ها یافت شده‌اند. درحالی‌که آژانس مذکور برای این مواد شیمیایی یک آستانه‌ی بی‌خطر بودن تعیین کرده است، قوانین مربوطه، اجرا نشده و برخی دانشمندان فکر می‌کنند که مقدار اهمیتی ندارد.

البته مهم است که سریعا دراین مورد نتیجه‌گیری نکنید، خصوصا که حتی پیام‌های نامعتبری وجود دارد که ادعا دارد آب شیر نیز دیگر برای آشامیدن بی‌خطر نیست. به تمام ادعاهای «مواد شیمیایی بد هستند» نمی‌توان اعتماد کرد. اگرچه بحث علمی پیرامون اثرات احتمالی این ترکیبات خاص به طور فزاینده‌ای درحال قوی شدن است و به‌نظر می‌رسد که افراطی‌ترین مخالفت‌ها همیشه از جاهایی منشا می‌گیرند که با صنایعی ارتباط دارند که در آن‌ها از این مواد شیمیایی استفاده می‌شود.

به گفته‌ی پژوهشگران، اگرچه اقداماتی وجود دارد که افراد می‌توانند برای کاهش میزان مواجهه‌ی خود انجام دهند، ایجاد تغییر در سطح جمعیت تنها ازطریق وضع قوانین ممکن است.

دسته‌ها
Uncategorized

مسیر رشد حرفه‌ای افراد در دیجی‌کالا چگونه است؟


یک شرکت فناوری محور چگونه رضایت کارمندان خود را حفظ می‌کند یا حتی آن را افزایش می‌دهد؟ این شرکت‌ها که حالا تعداد‌شان هم کم نیست چطور تلاش می‌کنند تا بهترین نیرو رو در اوج مهاجرت نیروهای نخبه از کشور، به بدنه‌ی خود جذب کنند و سپس آن‌ها را در مسیر رشد قرار دهند؟ امروز بی‌شک یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در شرکت‌های فناوری ایرانی، مدیریت منابع انسانی است؛ موضوعی که در دو سال اخیر اهمیت بیشتری هم پیدا کرده است.

واقعیت این است که دیجی‌کالا، اسنپ، صبا ایده، کافه بازار و همه این شرکت‌های نام آشنا، در سال‌های اخیر رشد بالایی را تجربه کرده‌اند و کار کردن در این شرکت‌ها، دست کم از دور جذاب به نظر رسیده است. اما فرآیندها چه هستند و در منابع انسانی این شرکت‌ها چه می‌گذرد؟ در این مقاله مصاحبه‌ای داشته‌ایم با «موهبت شعله» سرپرست توسعه استعداد و رهبری دیجی‌کالا. شعله در این گفتگو، مسیر رشد حرفه‌ای افراد در دیجی‌کالا را ترسیم می‌کند و از فرآیندهای مختلف آن می‌گوید؛ از جانشین‌پروری تا طراحی دوره‌های رهبری.

ماموریت

به عنوان سرپرست توسعه استعداد و رهبری، مهم‌ترین ماموریتی که در دیجی‌کالا برای خود ترسیم کرده‌اید چیست؟

ماموریت تیم ما در دیجی کالا این است که بتوانیم استعدادهای افراد را شناسایی کنیم و توسعه دهیم. علاوه بر این، همزمان به پرورش رهبران توانمندتر بپردازیم؛ رهبرانی که بتوانند کسب‌وکار دیجی‌کالا را موثرتر به سمت جلو هدایت کنند. این توضیح را هم بدهم که ما وقتی از واژه «رهبر» استفاده می‌کنیم، منظورمان همه افرادی هستند که تیمی را هرچند کوچک، هدایت می‌کنند. از شخصی که یک تیم دو نفره را مدیریت می‌کند تا برادران محمدی که کل کسب‌وکار را رهبری می‌کنند.

«موهبت شعله» سرپرست توسعه استعداد و رهبری دیجی‌کالا.

هدف فرآیندهای طراحی و اجرا شده در حوزه توسعه رهبری این است که به واسطه‌ی آن‌ها افراد کلیدی را از ابعاد مختلف بسنجیم، تا بتوانیم به آن ها در شناخت سطح فعلی مهارت‌هایشان کمک کنیم، بدین ترتیب آنها می‌توانند نقطه هدف خود را تعیین نمایند و به سمت آن حرکت کنند. نکته حائز اهمیت اینکه در این مسیر، ما نیز با آن‌ها همراه و همسفر هستیم.

اما در حوزه توسعه فردی ما ابتدا به افراد کمک و به نوعی تسهیل‌گری می‌کنیم تا همه کارکنان بر اساس نقاط قابل بهبود و قوت خود را شناسایی کنند، نسبت به وضعیت‌ فعلی‌شان آگاه شده و وضعیت مطلوب‌شان را مشخص نمایند، تا بتوانیم یک مسیر یادگیری منحصربه‌فرد برای آن‌ها داشته باشیم.

 فرآیند جانشین پروری

این روزها که به واسطه مهاجرت و دلایل دیگر، شرکت‌ها هم با چالش نیروی کار نخبه مواجه هستند، بحث جانشین‌پروری پررنگ‌تر می‌شود. برنامه‌ شما برای جانشین پروری دقیقا چطور کار می‌کند؟ آیا جانشین پروری موضوعی است که دیجی‌کالا واقعا به شکل اصولی به آن بپردازد؟

هدف این است: زمانی که افراد کلیدی، جایگاه‌های کلیدی را به هر دلیلی ترک می‌کنند، افرادی جایگزین وجود داشته باشند که توانایی پرکردن آن نقش را داشته باشند. نگاه ما به جانشین پروری این نیست که افراد الزاما سازمان ما را ترک می‌کنند و باید برای آن‌ها جانشین داشت. خیلی اوقات کسی که جایگاهش را ترک می‌کند به دنبال دریافت جایگاه بالاتری در خود گروه دیجی‌کالا است.

خیلی اوقات اگر رهبر یک تیم نتواند اعضای یک تیم را توسعه و استعدادهای آن‌ها را پرورش دهد، خودش نمی‌تواند آن سیب بالاتر را بچیند و پیشرفت کند. موضوع جانشین‌پروری از این بُعد در دیجی‌کالا اهمیت بسیار بالایی دارد.

فرآیند برنامه‌ریزی برای جانشین‌پروری در دیجی‌کالا.

اما درباره این سوال که موضوع جانشین‌پروری چقدر در دیجی‌کالا اهمیت دارد، باید بگویم که این فرآیند به شدت از سوی رهبران ارشد دیجی‌کالا حمایت و پیگیری می‌شود. از سال گذشته جلسات متعددی را با این افراد داشته‌ایم و زمان زیادی گذاشتند تا این فرآیند را بررسی کرده و حتی آن را به چالش بکشند تا فرآیند بهینه‌ای طراحی شود. این فرآیند از بنچ‌مارک‌های مختلف الهام گرفته و سپس برای دیجی‌کالا بازطراحی شده است.

گفتید که بحث جانشین‌پروری برای برادران محمدی مهم بود. فکر می‌کنید علتش چیست؟

علت این است که مدیران عامل و معاونین بر تداوم کسب و کار دیجی کالا در هر شرایطی تاکید دارند و از نظر آنها شناسایی افراد با پتانسیل بالا و کمک به توسعه آنها از عوامل کلیدی این تداوم به حساب می‌آید. به این ترتیب دیجی کالا قادر خواهد بود تا به مسئولیت اساسی خود که ارائه همیشگی بهترین خدمات با بهترین کیفیت به همه افراد است، عمل نماید.

در بحث جانشین‌پروری چه ملاحظاتی باید داشت؟ مخصوصا از دیدگاه شخصی که جانشین برای جایگاه او انتخاب می‌شود.

در طراحی این فرآیند نظرات خود افراد ذی‌نفع هم در نظر گرفته شده است. در واقع منابع انسانی برای موقعیت‌های شغلی مختلف جانشین تعیین نمی‌کند. به عبارت دیگر این مسئولیت خود افراد است که برای خودشان جانشین مشخص کنند و پرورش دهند. ما با همه افرادی که جایگاه‌های کلیدی دارند فرآیند را در میان می‌گذاریم و به شدت برای ما و مدیران عامل این موضوع مهم است که افراد، دلیل این کار را درک کنند.

در ابتدا کل فرآیند را با افراد در میان می‌گذاریم، نظرات آن‌ها را دریافت می‌کنیم، سپس خود مدیران، افرادی را شناسایی می‌کنند و پس از آن ارزیابی بر اساس عملکرد و پتانسیل افراد انجام می‌شود. در این فرآیند مشخص می‌شود که شاید یک نفر، سه سال دیگر برای مدیریت یک موقعیت شغلی خاص آماده می‌شود، یک نفر تا یک سال دیگر آماده پذیرش این مسئولیت می‌شود و شخص دیگری وجود دارد که همین حالا آماده پذیرش این‌ نقش است.

این‌جا باز هم مشخص می‌شود که برای فردی که ۳ سال دیگر آماده می‌شود در این مدت، چه کارهایی باید انجام شود تا سریع‌تر به نقطه مورد نظر برسد. در نتیجه این فرآیند همیشه در جریان است.

فرآیند ارتقا

فارغ از بحث جانشین پروری، چه برنامه‌هایی برای «فرآیند ارتقا» افراد در دیجی‌کالا وجود دارد؟

این موضوع در سال‌های گذشته، برای مثال در زمانی که من تازه وارد این شرکت شده بودم، -۱۳۹۴- فرآیند مدونی نداشت. البته این موضوع چندان غیرطبیعی هم نبود چون در آن زمان دیجی‌کالا در حال تجربه‌ی یک رشد بزرگ بود.

کل فرآیند ارتقا سال گذشته در دیجی‌کالا طراحی و با همه به اشتراک گذاشته شد. امروز اتفاقی که در دیجی‌کالا و بسیاری از شرکت‌های حرفه‌ای و بزرگ دنیا می‌افتد این است که خالی شدن یک جایگاه شغلی از طریق کانال ارتباطات داخلی شرکت (در دیجی‌کالا: پلتفرم کانکت) به اطلاع کارکنان می‌رسد و افراد می‌توانند برای آن اعلام آمادگی کنند.

پس ما ابتدا فرصت پر کردن جایگاه‌های خالی را به کارکنان فعلی خودمان می‌دهیم. اگر نتوانستیم از داخل مجموعه شخص مورد نظر را پیدا کنیم سپس به سراغ اطلاع‌رسانی آنها در خارج از شرکت رفته و منابع بیرونی را مد نظر قرار می‌دهیم. البته قبل از اینکه افراد داخلی برای جایگاه جدید اعلام آمادگی کنند باید تایید مدیر خود را بگیرند. به این دلیل که در دیجی کالا تلاش بر این است که همه چیز شفاف باشد.

اگر قرار باشد شخص برای جایگاهی انتخاب شود که در آن باید تیمی را مدیریت کند، می بایست در ارزیابی‌های متنوعی در حوزه مهارت های رفتاری و رهبری موفق شود. در بسیاری از موارد پنل‌های مصاحبه تشکیل و فرد در آنجا ارزیابی می‌شود؛ در صورت موفقیت در این مرحله، با هدف سنجش عملکرد شخص یک دوره‌ی ۳ ماهه آزمایشی در نظر گرفته می‌شود.

پس از دوره‌ی ۳ ماهه و تثبیت جایگاه شخص، این تغییر جایگاه شغلی از طریق پلتفرم کانکت به سایر اعضای دیجی کالا، اطلاع‌رسانی می‌شود. کل ساختار گروه دیجی‌کالا در پلتفرم کانکت در دسترس است و همه کارکنان در سازمان می‌تواند آن را ببینند.

امروز در دیجی‌کالا حدود ۵۰۰۰ نفر فعالیت می‌کنند. واقعیت این است که بخش زیادی از آنها افرادی هستند که در بخش‌های عملیاتی مثل لجستیک، پردازش و یا مرکز تماس مشغولند. موضوع ارتقا آیا به این دسته از افراد هم تعمیم پیدا می‌کند یا صرفا مختص کارکنان ستادی است؟

در واقع این فرآیند برای تمامی کارکنان یکسان است. برای ارتقا کارکنان عملیاتی نیز از مدیران آنها و همکاران منابع انسانی که در آن بخش مشغول هستند کمک می‌گیریم تا افراد مناسب با بالاترین عملکرد تخصصی و رفتاری شناسایی و برای رشد جایگاه شغلی آنها بررسی‌ها و اقدامات لازم را انجام دهیم. جالب توجه آنکه تیم ما در طی دو ماه اخیر در بیش از ۳۰ پنل ارتقاء که برای انتخاب سرگروه تیم‌های عملیاتی بوده است شرکت کرده‌ که اهمیت این موضوع را برای مجموعه دیجی کالا نشان می‌دهد.

ارزیابی‌های رفتاری

آیا در زمانی که یک فرد در دیجی‌کالا مشغول به کار است، شما ارزیابی‌های رفتاری انجام می‌دهید؟ و اساسا این ارزیابی‌ها چه هدفی را دنبال می‌کنند؟ مهم‌تر اینکه آیا این روند مورد پذیرش افراد واقع می‌شود؟

بله. واقعیت این است که واژه ارزیابی معمولاً برای افراد خوشایند نیست و گاهی باعث ایجاد حس منفی می‌شود. اما با اقدامات مختلفی تلاش کرده‌ایم تا این حس را از بین ببریم. برای مثال در سال گذشته برای همه‌ی رهبران دیجیکالا که بیشتر از ۲۰۰ نفر بودند آزمون‌های رفتاری گوناگونی برگزار شد. همچنین ارزیابی‌های ۳۶۰ درجه برای تمامی رهبران به صورت سالانه اجرا می‌شود که در این نوع ارزیابی، افرادی که با هر یک از این رهبران ارتباط کاری دارند، می‌توانند به وی بازخورد دهند؛ مانند کارکنان زیرمجموعه، مدیر مستقیم، همکاران هم رده، مشتریان داخلی و… .

این نوع ارزیابی می‌تواند به خودشناسی رهبران کمک زیادی کند و نقاط کور و نقاط قوت پنهان آنها را نشان دهد.

همچنین بر اساس اطلاعات به دست آمده از این ارزیابی‌ها، یک پروفایل یک صفحه‌ای در خصوص فرد در بستر وب تهیه می‌شود که «پروفایل‌ رهبری» نام دارد که هدف آن ارتقاء سطح خودشناسی افراد و شناخت نقاط قوت و قابل بهبود توسط خود فرد است. این اتفاق خوبی بود که در دیجیکالا رقم‌خورد، به این دلیل که علاوه بر کمک به فرد برای سرمایه‌گذاری بیشتری بر روی حوزه ای مشخص و در نهایت رشد سریع‌تر، به بسیاری از فرآیندهای منابع انسانی که داشتیم نیز کمک کرد.

شما در دیجی‌کالا از یک پلتفرم LMS (سامانه مدیریت یادگیری – Learning management system) استفاده می‌کنید. این پلتفرم چه شاخص‌هایی را در نظر می‌گیرد و چطور کار می‌کند؟

یکی از اهداف ما در منابع انسانی دیجی‌کالا یکپارچگی سیستم‌ها و فرآیندهاست. ارزیابی‌های انجام گرفته در خصوص افراد به عنوان یکی از ورودیهای LMS ما در نظر گرفته می‌شود که این ورودی هم به صورت سیستمی انجام می گیرد؛ از طریق فرآیندهای هوشمند، ابزارهای در دسترس و بسترهای تکنولوژی، ضعف‌هایی که در پروفایل افراد وجود دارد را با منابعی که می تواند این ضعف‌ها را پوشش دهد متصل می‌کند و علاوه بر آن تیم ما با توجه دیتاهای موجود، تحلیل تکمیلی خود را در قالب حوزه های قابل بهبود، در سیستم تعریف می کند. LMS برای همه افراد بستری را فراهم می‌کند تا بتوانند از هر طریقی از آن برای یادگیری خود در حوزه‌های مختلف استفاده کنند.

طراحی دوره‌های رهبری

به عنوان سرپرست توسعه استعداد و رهبری در دیجی‌کالا، برای رهبران دیجی‌کالا چه برنامه‌هایی برای پیشرفت در نظر گرفتید؟ در واقع برای رهبران در سطوح مختلف که گفتید به بیشتر از ۲۰۰ نفر می‌رسند چه اقداماتی انجام می‌شود؟ برای مدیران عامل چطور؟

ما سال گذشته برنامه‌هایی برای سطح سرپرست تا مدیران ارشد داشتیم. این برنامه (BackPack کوله‌پشتی) نام داشت؛ این نام از این مفهوم گرفته شده است که اغلب افراد وقتی می‌خواهند مسیری را طی کنند، با خودشان یک کوله‌پشتی حمل می‌کنند و ابزارهای مهم‌شان (استعدادها، مهارت‌ها و توانایی‌ها) را در آن قرار می‌دهند. اما باید بدانند که در کجا باید از کدام‌یک از این ابزارها استفاده کنند.

این کارگاه‌ها فضایی بود برای به اشتراک گذاری تجربیات میان این رهبران در خصوص نحوه و موقعیت صحیح استفاده از ابزارها که با توجه به نظرسنجی ها انجام شده و داده های به دست آمده از eNPS, Focus Groups, 360 degree Feedback, Culture Workshops و …. برنامه کوله پشتی با محوریت «بازخورد» طراحی شد که در آن ابزارهای درست بازخورد دادن و گرفتن را باهم یاد گرفتیم و تمرین کردیم و تجارب ارزشمند این افراد باهم به اشتراک گذاشته شد.

علاوه بر این، برای مدیران عامل، معاونین و مدیران ارشد نیز جلسات کوچینگ فردی و گروهی طراحی و اجرا شد. همچنین برای توسعه استعداد و مهارت افراد در دیجی‌کالا، امسال برنامه ای به اسم Crossroad طراحی شده و در حال اجرا است. در این برنامه افراد متخصص دیجی کالا در مقابل افراد متخصص شرکت‌های مهم دنیا قرار می‌گیرند و دانش و تجربه خود را به اشتراک می‌گذارند. این برنامه بر اساس نیازهای اصلی دیجی‌کالا و در راستای توسعه استعداد و مهارت‌های افراد طراحی و در قالب یک گفتگوی دو طرفه اجرا می شود که با توجه به موضوع هر برنامه Crossroad می‌تواند مخاطبان خاص خود را داشته باشد و در حین گفتگو، شرکت کنندگان سوالات خود را بپرسند.

دسته‌ها
Uncategorized

سافت بانک در پی فروش یا عرضه اولیه کمپانی ARM است


سافت بانک نزدیک به چهار سال پیش با پرداخت مبلغ ۳۲ میلیارد دلار، برند بریتانیایی ARM که در زمینه طراحی تراشه فعالیت دارد را خریداری کرد. حالا به نظر می‌رسد این شرکت ژاپنی بدنبال عرضه سهام یا فروش این کمپانی بریتانیایی است.

اخیرا وال استریت ژورنال در گزارشی اعلام کرده که سافت بانک در حال بررسی گزینه‌ها برای فروش کلی یا بخشی از سهام ARM و یا عرضه اولیه سهام (IPO) آن است. ARM در مقایسه با شرکت‌های سازنده چیپ کوالکام و اینتل کمتر شناخته شده، اما در بسیاری از تراشه‌های مورد استفاده در گوشی‌های هوشمند جهان نقش دارد.

اپل اخیرا در کنفرانس WWDC 2020 رسما از مهاجرت به سمت پردازنده‌های ARM در کامپیوترهای مک خبر داد و تا دو سال دیگر پردازنده‌های اینتل از این محصولات حذف می‌شوند. در حال حاضر چیپ‌های آیفون و آیپد مبتنی بر ARM هستند. این احتمال وجود دارد که این شرکت یک کنسول با پردازنده ARM نیز وارد بازار کند. شایعه‌ای در سال ۲۰۱۰ به امکان خرید ARM توسط اپل با مبلغ ۸ میلیارد دلار اشاره کرده بود، بنابراین شاید این شرکت یکی از خریداران احتمالی سهام آن باشد.

سافت بانک

ARM طراحی‌های خود را در اختیار شرکت‌های زیادی مانند کوالکام، اپل، سامسونگ و انویدیا قرار می‌دهد که البته برای استفاده از آن‌ها باید با پرداخت هزینه، مجوز دریافت کرد. در سال ۲۰۱۶ سافت بانک با هدف افزایش فعالیت‌های خود در بخش اینترنت اشیاء حاضر به پرداخت ۳۲ میلیارد دلار برای خرید سهام این شرکت شد.

گفته می‌شود شرکت «گلدمن ساکس» در زمینه بررسی گزینه‌های مالی به سافت بانک مشاوره می‌دهد. در حال حاضر مشخص نیست که ارزش سهام ARM چقدر است و شرکت‌ها برای خرید آن حاضر به پرداخت چه مبلغی هستند، البته ظاهرا سافت بانک می‌خواهد آن را با مبلغ ۴۱ میلیارد دلار بفروشد. یکی از منابع اعلام کرده که شاید سافت بانک هیچ کدام از گزینه‌ها را دنبال نکند و سهام خود را نفروشد. در حال حاضر سافت بانک یا ARM درباره این گزارش اظهارنظری نکرده‌اند.

ARM اخیرا از معماری A78 و X1 رونمایی کرده که مورد دوم، تا ۳۲ درصد عملکرد سریع‌تری نسبت به A78 دارد و در زمینه یادگیری ماشینی نیز تا دو برابر کارایی بالاتری از خود نشان می‌دهد.