دسته‌ها
Uncategorized

رونمایی رزبری پای از ماژول دوربین ۱۲ مگاپیکسلی با لنز قابل تعویض


رزبری پای از ماژول دوربین جدیدی برای مشتاقان لوازم برقی دست ساز رونمایی کرده که توانایی‌های عکسبرداری لوازم ساخته‌های آنان را به طور قابل توجهی بالا می‌برد. این ماژول «High Quality Camera» نام داشته و در آن سنسور ۱۲.۳ مگاپیکسلی سونی IMX477 با اندازه پیکسل ۱.۵۵ میکرون به کار رفته است.

رزبری پای در گذشته هم ماژول‌های دروبین را عرضه کرده، ولی سنسورهای بسیار کوچک تر و رزولوشن کمتری داشتند و از لنزهای فوکوس ثابت استفاده می‌کردند. ماژول «High Quality Camera» اما از مانت لنزهای C و CS پشتیبانی کرده و بک فوکوس قابل تنظیم را نیز به ارمغان می‌آورد. قرار است لنز ۶ میلیمتری مانت CS و لنز ۱۶ میلیمتری مانت C به ترتیب با قیمت ۲۵ و ۵۰ دلار در فروشگاه‌های مجاز عرضه شوند.

ماژول یاد شده مانت CS داشته و با آداپتور مانت C به دست خریدار می‌رسد. این یعنی کاربر می‌تواند از طیف گسترده‌ای از لنزهای شرکت‌های شخص ثالث در این ماژول استفاده کند.

برای مثال در تصویر زیر مجهز شدن این ماژول به لنز ۲۲۰-۷۰ میلیمتری کانن با گشودگی دیافراگم f/2.8 را می‌بینید که نصب آن روی این برد کوچک چندان ایده خوبی به نظر نمی‌رسد ولی ماحصل کار جالب از آب درآمده است:

ماژول دوربین رزبری پای با لنز کانن

کاربران رایانه ربزری پای از ماژول‌های دوربین برای پروژه‌های مختلفی از جمله سیستم‌های نظارتی خانه تا پهپادهای دست ساز استفاده می‌کنند. رزبری پای راهنمای PDF استفاده از دورببین‌ها با برد Pi را در این لینک به صورت رایگان منتشر کرده است.

ماژول دوربین مورد بحث با تمام رایانه‌های رزبری پای (از مدل Raspberry Pi 1 Model B به بعد) سازگار است. ماژول ۸ مگاپیکسلی قبلی این سازنده نیز با قیمت کمتر و به عنوان گزینه کوچک تر، همچنان قابل خریداری خواهد بود.

ماژول «High Quality Camera» از هم اکنون با قیمت ۵۰ دلار از سایت رزبری پای قابل سفارش است.

دسته‌ها
Uncategorized

فدورا 32 / Fedora 32 به‌همراه نسخه جدید گنوم / GNOME 3.36 در دسترس قرار گرفت


فدورا را نمی‌توان جزو آن‌دسته از توزیع‌های لینوکس به‌شمار آورد که امکان دسترسی به آن‌ها توسط همه وجود دارد؛ بااین‌حال اگر توسعه‌دهنده هستید، فدورا جزو بهترین توزیع‌هایی است که می‌توانید از آن استفاده کنید. پروژه‌ی فدورا چند روز پیش در اطلاعیه‌ای رسمی اعلام کرد که فدورا ۳۲ در دسترس قرار گرفته است. یکی از بزرگ‌ترین تغییرات اعمال‌شده در به‌روزرسانی جدید فدورا را می‌توان استفاده‌ی آن از محیط دسکتاپ گنوم ۳/۳۶ (GNOME 3.36) به‌شمار آورد که بهبودهایی بزرگ نظیر صفحه‌ی قفل جدید به‌خود دیده است.

براساس اطلاعات منتشرشده از سوی پروژه‌ی موردبحث، فدورا ۳۲ ورک‌استیشن (Fedora 32 Workstation) روی دسکتاپ گنوم ۳/۳۶ تمرکز دارد و به‌صورت ویژه برای آن‌دسته از توسعه‌دهندگان نرم‌افزار ساخته شده است که می‌خواهند در زمانی سریع کارشان را با لینوکس شروع کنند. فدورا ۳۲ همچون نسخه‌های پیشین فدورا شامل جدیدترین و بهترین برنامه‌های متن‌باز برای برنامه‌نویسان است. آن‌طور که متیو میلر، رهبر پروژه‌ی فدورا، می‌گوید «فرقی ندارد که از کدام نسخه‌ی فدورا استفاده کنید، در هر صورت می‌توانید به‌جدیدترین برنامه‌هایی که دنیای متن‌باز ارائه می‌دهد، دسترسی پیدا کنید».

فدورا ۳۲ ورک‌استیشن از لینوکس کرنل ۵/۶ استفاده و از وی‌پی‌ان WireGuard پشتیبانی می‌کند

فدورا یکی از توزیع‌های لینوکس برای جامعه‌ی پرشمار این سیستم‌عامل است که به شرکت رد هت (Red Hat) تعلق دارد. گرچه به‌طور معمول هنگام انتشار نسخه‌ی جدید فدورا، تمامی نگاه‌ها به سیستم‌های دسکتاپ جلب می‌شوند،‌ اما فدورا ۳۲ عملکردی بسیار گسترده‌تر از صرفا یک توزیع ورک‌استیشن دارد. زیرا آن‌طور که اطلاعات رسمی نشان می‌دهند، فدورا ۳۲ شامل نسخه‌های دیگری است. البته هنوز هم عمده‌ی کاربران به نسخه‌ی دسکتاپ فدورا اهمیت می‌دهند.

ظاهرا نسخه‌ی ورک‌استیشن فدورا ۳۲ مبتنی‌بر لینوکس کرنل ۵/۶ (Linux Kernel 5.6) است و از شبکه‌ی خصوصی مجازی WireGuard در کنار USB4 پشتیبانی می‌کند. همان‌طور که اشاره کردیم، فدورا ۳۲ ورک‌استیشن از محیط دسکتاپ گنوم ۳/۳۶ به‌عنوان دسکتاپ پیش‌فرض استفاده می‌کند. این نسخه از گنوم سرعت بیشتری نسبت‌به قبل دارد و بهبودهای درخورتوجهی به‌خود دیده است. در گنوم جدید شاهد رابط کاربری تمیزتر و سرراست‌تر هستیم که کنترل بهتری را روی فونت‌ها به کاربر ارائه می‌دهد. یکی از تغییرات جالب گنوم ۳/۳۶ این است که وقتی در این محیط دسکتاپ رمز عبور خاصی را وارد می‌کنید می‌توانید تک‌تک حرف‌های رمز عبور را ببینید. تا پیش از این، به‌هنگام وارد کردن رمز عبور، به‌جای هر حرف علامت ستاره قرار می‌گرفت. 

فدورا / Fedora

در گنوم جدید شاهد اعمال تغییراتی روی اپلیکیشن‌های پیش‌فرض هستیم؛ بر این اساس در این نسخه از گنوم، شات‌ول با گنوم فوتوز، Evolution با Geary و Rhythmbox با GNOME Music جایگزین شده‌اند. از آن‌جایی که در حال استفاده از لینوکس هستید، طبیعتا می‌توانید هر اپلیکیشنی را که تمایل داشتید دانلود کنید؛ با این حال شماری از کاربران می‌گویند از اینکه جایگزین شدن Evolution را با Geary می‌بینند، متأسف شده‌اند. Evolution یکی از محبوب‌ترین کلاینت‌های ایمیل در گنوم به‌شمار می‌آید. البته محبوب‌ترین کلاینت ایمیل لینوکس را با اختلاف می‌توان Mozilla Thunderbird به‌حساب آورد که در نسخه‌ی جدید گنوم نیز به‌صورت پیش‌فرض در دسترس است. فدورا ۳۲ همچنین مجهز به جدیدترین نسخه از اپلیکیشن‌های محبوب دسکتاپ لینوکس نظیر LibreOffice و مرورگر وب فایرفاکس است. 

در کنار نسخه‌ی ورک‌استیشن، کاربران اکنون می‌توانند نسخه‌ی ویژه‌ی فدورا را برای سرور (فدورا سرور) نیز دانلود کنند؛ فدورا سرور مخصوص ادمین‌هایی است که به‌دنبال راهکاری ساده برای پیش‌برد پروژه‌های کاری‌شان هستند. به‌علاوه امکان دانلود نسخه‌ی مخصوص اینترنت اشیاء فدورا یعنی فدورا IoT نیز فراهم شده است. نسخه‌ی IoT فدورا می‌تواند در نقش ابزاری قدرتمند و کاربردی برای اکوسیستم‌های مبتنی‌بر اینترنت اشیاء ظاهر شود. اخبار رسمی همچینن می‌گویند امکان دانلود Fedora CoreOS نیز برای کاربران فراهم شده است؛ فدورا CoreOS نوعی سیستم‌عامل مینیمال است که به‌صورت خودکار به‌روزرسانی می‌شود و امکان اجرای کانتینرهای لینوکسی را به‌شکلی امن امکان فراهم می‌کند. همچنین امکان دسترسی به چندین فدورا Spin و Lab وجود دارد که هر یک کاربران خاصی را هدف قرار داده‌اند.

فرقی ندارد که به استفاده از کدام نسخه‌ی فدورا ۳۲ تمایل دارید، تمامی آن‌ها دارای یک نوع بسته‌ی نرم‌افزاری برای دانلود کردن هستند. همچون نسخه‌های پیشین، فدورا ۳۲ با شماری از به‌روزترین نرم‌افزارها در دسترس قرار می‌گیرد که از بین آن‌ها می‌توانیم به GCC 10 و Ruby 2.7 و Python 3.8 اشاره کنیم. ظاهرا پایتون ۲ تا حد زیادی از فدورا حذف شده، زیرا طبق ادعای پروژه‌ی فدورا، پایتون ۲ به پایان عمرش رسیده است. برای کسانی که هنوز هم بر پایتون ۲ متکی هستند، بسته‌ی python27 ارائه شده است.

فدورا ۳۲ شامل به‌روزرترین نرم‌افزارها نظیر GCC 10 برای توسعه‌دهندگان است

تغییر مهم دیگری که در فدورا ۳۲ اعمال شده به شرایطی که رایانه حافظه‌ی کمی در دسترس دارد، مربوط می‌شود. در فدورا ۳۲ شاهد سرویسی تحت عنوان EarlyOOM هستیم که می‌تواند به‌صورت خودکار تشخیص دهد در چه زمانی حافظه‌ی رایانه‌ی شما پر شده است و بدین ترتیب می‌تواند با اجرای نوعی دستور خاص، برنامه‌ای را که بیشترین حجم از منابع حافظه را اشغال کرده است، ببندد. این سرویس باعث می‌شود دیگر شاهد هنگ کردن سیستم نباشید و مجبور نشوید که برای بازیابی رایانه، آن را خاموش و روشن کنید. فدورا ۳۲ همچنین میزبان قابلیت کاربردی دیگر است که با نام fstrim.timer از آن یاد می‌شود. فدورا از طریق این قابلیت می‌تواند میزان استفاده از درایو SSD سیستم شما را به‌صورت هفتگی بهینه‌سازی کند. گرچه این قابلیت به‌صورت پیش‌فرض در نسخه‌ی دسکتاپ نیز وجود دارد، اما بدون شک بیشترین میزان مزیت‌های آن‌ به ادمین‌های سرور ارائه می‌شود.

برای دانلود جدیدترین نسخه‌‌های فدورا می‌توانید وارد وب‌سایت رسمی این توزیع لینوکس شوید. همچنین اگر جزو کاربران قدیمی فدورا هستید می‌توانید با مراجعه به راهنمای ویژه‌ای که در وب‌سایت فدورا قرار گرفته است، نسخه‌های جدید را دریافت کنید. همچون همیشه، فدورا ۳۲ ورک‌استیشن روی معماری ۶۴ بیت اینتل در دسترس قرار دارد؛ بااین‌حال فدورا قرار نیست برای معماری قدیمی ۳۲ بیت اینتل منتشر شود. از طرفی دیگر کاربر می‌تواند نسخه‌ی دسکتاپ فدورا ۳۲ را روی دستگاه‌های مبتنی‌بر Arm aarch64 اجرا کند. 

لنوو یکی از شناخته‌شده‌ترین شرکت‌های حوزه‌ی رایانه‌های شخصی است که چند روز پیش به‌صورت رسمی اعلام کرد قصد دارد شماری از لپ‌تاپ‌های سری تینک‌پد را به‌صورت پیش‌فرض با لینوکس روانه‌ی بازار کند. بسیاری از کاربران صرفا به دانلود فدورا ۳۲ یا به‌روزرسانی نسخه‌ی فعلی به نسخه‌ی جدید اقدام خواهند کرد، اما به‌لطف اقدام اخیر لنوو، از این پس امکان تهیه‌ی لپ‌تاپ‌های این شرکت نیز به‌صورت پیش‌فرض با لینوکس وجود خواهد داشت. لنوو طبق اعلام رسمی قصد دارد به‌زودی لپ‌تاپ‌های تینک‌پد پی ۱ نسل ۲ (ThinkPad P1 Gen2) و تینک‌پد ایکس ۱ نسل ۸ (ThinkPad X1 Gen8) و تینک‌پد پی ۵۳ (ThinkPad P53) را با لینوکس عرضه کند.

شما کاربران زومیت چه دیدگاهی در این زمینه دارید؟

دسته‌ها
Uncategorized

اجازه حضور محصولات سرویس های استریم آنلاین در اسکار 2021 صادر شد


آکادمی علوم و هنرهای سینما تصمیم گرفته که از سخت گیری هایش در مورد فیلم هایی که صرفا برای استریم آنلاین ساخته می شوند بکاهد. هیئت مدیره این آکادمی موافقت موقتی خود را با تغییر در قوانین قبلی اعلام کردند و به این ترتیب فیلم های صرفا دیجیتالی هم می توانند برنده اسکار شوند. البته این تغییر موضع یک دلیل روشن دارد و آن همه گیری کووید ۱۹ است که کلیه سینماهای لس آنجلس را به تعطیلی کشانده .

طبق قوانین قبلی صرفا فیلم هایی میتوانستند برای دریافت جوایز اسکار رقابت کنند که دست کم از یک هفته قبل در سینماهای بزرگ لس آنجلس اکران شده باشند.

اما نباید انتظار داشت که این تغییر قوانین به تغییر ذهنیت ها منجر شود چراکه داون هودسون و دیوید روبین مدیران آکادمی در بیانیه خود پیرامون این تغییرات مجددا تصریح کردند که لذت بخش ترین راه برای تماشای فیلم ها حضور در سینماهاست و بس و این تصمیم صرفا برای حمایت از اعضای آکادمی و همکاران سینمایی در دوران پاندمی کووید ۱۹ گرفته شده است.

اسکار 2021

سه برنده اسکار ۲۰۲۰ در یک قاب

اما بسته شدن سینماها در کشورهای مختلف از جمله آمریکا باعث شده که بسیاری از استودیوهای فیلم سازی یا فیلم های خود را به صورت آنلاین منتشر کنند یا اینکه چندین ماه اکران آنها را به تاخیر بیاندازند. اگر آکادمی تصمیم می گرفت که به قوانین سابق پایبند باشد آنگاه شانس حضور در اسکار را از بسیاری فیلم هایی که امکان اکران در سینماها را پیدا نکردند یا برای مدت محدود به نمایش درآمدند، میگرفت. این تصمیم موقتی در حالی اتخاذ شده که هنوز سرنوشت سینماها در باقی ماه های سال در هاله ای از ابهام است و کسی نمی داند که بالاخره این سالن ها باز می شوند یا خیر؟

این تاثیر همچنین میتواند تاثیری قابل توجه بر اسکار ۲۰۲۱ بگذارد. همانطور که گفتیم تصمیم مطرح شده موقتی است و نمی توان آن را به مثابه مجوز حضور همیشگی محصولات سرویس هایی نظیر آمازون یا نتفلیکس در این رویداد دانست. گفتنی است امسال آخرین سالی است که داوران، آثار را در قالب DVD دریافت می کنند و از سال آینده آنها یا باید از ابزارهای دیجیتال برای این منظور استفاده نمایند یا آثار را در اتاق های نمایش آکادمی ببینند.

دسته‌ها
Uncategorized

دانشمندان به شواهدی از ماندگاری ویروس کرونا در هوای بیمارستان دست یافتند


به‌گزارش نیویورک تایمز و به‌نقل از مقاله‌ای تازه‌منتشرشده در نشریه‌ی نیچر، دانشمندان دانشگاه ووهان و هنگ‌کنگ دریافتند در جریان همه‌گیری کووید ۱۹ در ماه‌های فوریه و مارس، RNA ویروس کرونا در دو بخش متفاوت از دو بیمارستان ووهان در هوا شناور بود. به‌نقل از مقاله‌ی یادشده، پژوهشگران پی بردند سطح غلظت RNA ویروس در ذرات معلق در هوا (آئروسل‌ها) در بخش‌های جداسازی و اتاق‌های دارای تهویه‌ی بیماران بسیار اندک بود؛ اما این میزان در سرویس‌های بهداشتی بیماران افزایش می‌یافت. با‌این‌حال، شواهدی از وجود ویروس در سوپرمارکت و ساختمان مسکونی یافت نشد.

یافتن شواهد ژنتیکی ویروس در ذرات آئروسل به‌طورقطع بدان‌معنا نیست که ویروس کرونای واگیردار می‌تواند در هوا باقی بماند؛ اما درعین‌حال، نمی‌توان با اطمینان گفت دلیلی برای نگرانی وجود ندارد. در این مقاله آمده است:‌

هرچند واگیری ویروس شناسایی‌شده در این نواحی بیمارستانی را اثبات نکرده‌ایم، احتمال می‌دهیم ویروس کرونای جدید (SARS-CoV-2) بتواند ازطریق ذرات معلق در هوا منتقل شود.

خبر خوشحال‌کننده این است که مقام‌های بهداشتی از قبل روش‌هایی مؤثر برای پایین نگاه‌داشتن سطوح غلظت درون بیمارستان‌ها به‌کار می‌بردند. دانشمندان نوشته‌اند:

نتایج ما نشان می‌دهد تهویه‌ی اتاق، فضای باز، پاک‌سازی پوشاک محافظتی و استفاده‌ی مناسب و ضدعفونی‌سازی سرویس‌های بهداشتی می‌تواند به‌نحو مؤثر غلظت RNA ویروس کرونای جدید را در ذرات ریز معلق در هوا محدود کند.

مقاله‌ی جدید بحث و گفت‌وگوی کنونی برسر نحوه‌ی انتشار ویروس کرونا را برجسته می‌کند. سازمان بهداشت جهانی تا امروز ادعا کرده است ویروس عمدتا ازطریق قطرات بزرگ‌تری منتشر می‌شود که تقریبا به‌سرعت روی زمین سقوط می‌کند؛ ازاین‌رو، همواره پاک‌سازی مرتب سطوح به ما توصیه شده است.

مقاله‌های مرتبط:

بااین‌همه، دانشمندان دیگر می‌گویند ویروس کرونا می‌تواند ازطریق ذرات آئروسلی منتشر شود؛ ذراتی که به‌خوبی ازطریق هوا جابه‌جا می‌شود. همان‌طور‌که پیش‌تر در زومیت خواندید، انتقال هوابرد احتمالا ازجمله بحث‌های پرابهام درباره‌ی ویروس کرونا محسوب می‌شود. لینزی مار، استادتمام مهندسی محیط‌زیست در دانشگاه پلی‌تکنیک ویرجینیا، به نیویورک‌تایمز گفت:

قطرات حاوی ویروس به‌مدت دست‌کم دو ساعت در هوا شناور باقی می‌مانند. این پژوهش به‌وضوح نشان می‌دهد احتمال انتقال هوابرد وجود دارد.

نکته‌ی اصلی مطالعه‌ی تازه این است که هرچند دانشمندان نتوانستند آثار درخورتوجهی از ویروس را در فضاهای باز و دارای تهویه‌ی مناسب پیدا کنند، در فضاهای بسته نظیر سرویس‌های بهداشتی احتمال انتقال آئروسل ویروس کرونا وجود دارد. مار افزود:

تصور می‌کنم [پژوهش تازه] گواه این است که باید از شلوغی دوری کنیم.

دسته‌ها
Uncategorized

نقد فیلم Extraction – رمبو نسل جدید


به جای آنکه ژانر اکشن را برای فیلمهایی چون جان ویک و یا فیلم Extraction به کار ببرم، ترجیح می‌دهم یک زیرژانر به این بخش اضافه کنم و نام «یکه بزن» یا «بزن بهادر» را برایش برگزینم. فیلم Extraction تفاوت خاصی با جان ویک یا اکولایزر و یا Man On Fire ندارد و ذات و هسته همه این فیلم‌ها یکی است. اگر در جان ویک یک قاتل قدیمی دست به تفنگ می‌شود و کلی آدم را برای یک سگ کشته شده می‌کشد، در اینجا یک سرباز قدیمی به خاطر فرار از خاطرات تلخش تفنگ به دست شده و مزدور شده و می‌خواهد یک پسربچه را از چنگال مافیای بنگلادش نجات دهد.

کریس همسورث را با بازی او در نقش خدای رعد در دنیای مارول می‌شناسیم، نویسنده فیلم Extraction هم یکی از برادران روسو (خالق فیلم اونجرز:اندگیم) است و تهیه کننده فیلم نیز هر دو برادر هستند. جدا از اینها، دستیار دوم کارگردان آخرین فیلم اونجرز نیز کارگردان فیلم به حساب می‌آید. این همه آشنا از پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما در اینجا دور هم جمع شده‌اند و طبیعتا سطح توقع از آن بالا می‌رود، به خصوص برای ما ایرانی‌ها که می‌بینیم در این بین گلشیفته فراهانی هم حضور دارد.

شاید گلشیفته فراهانی با مسیری که قصد داشته در دنیای بازیگری جهانی پیش برود فاصله دارد ولی اگر منصفانه به کارهای بین‌المللی او نگاه کنیم می‌بینیم که آسه آسه به دستاوردهای خوبی رسیده است. گلشیفته هنوز چند سالی فرصت دارد تا بتواند به یک بازیگر مهم در عرصه جهانی تبدیل شود و تا به امروز هم توانسته با حضور در چندین پروژه مستقل و بلاک باستری مشهور، نشان دهد که اولین گام‌هایش را درست برداشته است. حضور گلشیفته در فیلمی با اکیپ ابرقهرمانان مارول حتی می‌تواند این نوید را بدهد که او در دنیای ترند و پرفروش فیلم‌های مارول جای بگیرد (به هر حال مگر چند زن با قیافه شرقی در هالیوود داریم که از قضا بازیگر قابلی هم باشد؟)

فیلم Extraction را اگر به خاطر برو بچه‌های مارول می‌بینید و یا به خاطر گلشیفته، در هر دو حالت ناامید می‌شوید. خالقین پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما در دستپخت جدید خود یک اکشن بزن بهادری ساختند و نتوانستند بین قهرمان تفنگ به دست و یک ابرقهرمان ضدضربه چندان تفاوتی قائل شوند. کریس همسورث اینجا گاهی رو دست جان ویک می‌زند و ممکن است یک ماشین او را پرت کند ولی دو دقیقه بعد پشت کامیون بنشیند و یا باندپیچی دستان شکسته‌اش را باز کند و با آن یک گردان را ناکار کند.

داستان از این قرار است که پسر رییس مافیای هند توسط کله گنده مافیای بنگلادش دزدیده می‌شود و یکی از معاونین طرف هندی، ماموریت می‌یابد تا این پسربچه را نجات دهد. او هم که دستش به جایی بند نیست، از یک گروه مزدور خفن آمریکایی که نرخ کارشان هم چندان پایین نیست،‌می‌خواهد که این کار را انجام دهند و قسط اول برنامه را برای آنها می‌ریزد. این گروه به رهبری زنی به نام نیک (با بازی گلشیفته فراهانی) است و گل سرسبدشان نیز شخصی به نام تایلر (با بازی کریس همسورث) است.

تایلر پسر کوچک خود را از دست داده و پس از آن زنش او را ترک گفته، او مردی است تنها که مزدوری را به این خاطر انجام می‌دهد تا سیر بشود و زندگی کند و یا اینکه در این راه بمیرد چرا که چیزی برای از دست دادن ندارد. او یک افسرده به تمام معنا و نترس در برابر مرگ است و حتی زمانی که یک تفنگ روی شقیقه‌اش شلیک می‌شود، با اینکه نمیداند خالی یا پر است، پلک نمی‌زند و نمی‌ترسد. یک قهرمان که ضدضربه نیست ولی اگر بمیرد هم برایش فرقی ندارد و برای همین در هر موردی به سیم آخر می‌زند.

شخصیت پردازی تایلر برخلاف کلیت فیلم چندان کلیشه‌ای نیست ولی متاسفانه این موضوع در هاله رگبار کلیشه‌های فیلم، تبدیل به یک کلیشه دیگر می‌شود. بیراه نیست اگر بگوییم فیلم Extraction یک اثر کلیشه‌ای به تمام معنا است که صحنه‌های اکشن آن می‌تواند سرپایش نگه دارد. فیلم با وجود اینکه کلیشه‌ای است، با وجود اینکه تکراری به نظر می‌رسد و با وجود اینکه هیچ منطقی ندارد و با وجود اینکه فیلمنامه در آن نقش هویج را بازی می‌کند، یک اثر سرگرم‌کننده از آب در آمده است؛ می‌پرسید چرا؟ بگذارید بیشتر توضیح بدهم.

نقد فیلم Extraction

زمانی که دنیای جان ویک را می‌بینید و بکش بکش‌های شخصیت‌های داخل فیلم را نظاره‌گر می‌شوید، باید با کانسپت اصلی جهان فیلم‌های جان ویک کنار آمده باشید. دنیایی که جان در آن آدم می‌کشد، یک دنیای تقریبا فانتزی است که در آن آدمکش‌ها به دنیا حکومت می‌کنند و نوعی رئالیسم جادویی در خلق این جهان به کار رفته است. فیلم Extraction اما هیچ قصد ندارد به بیننده تلقین کند چیزی که می‌بیند تخیلی است و برای اینکه این موضوع را ثابت کند از ترفندهایی چون فیلمبرداری روی دست استفاده می‌کند و در چند سکانس ناب (که با حقه سینمایی به نظر یک سکانس می‌آیند، درست مثل فیلم ۱۹۱۷) عملیات نجات را به طور مستندگونه‌ای نشان می‌دهد؛ فیلمساز قصد دارد با این کار صحنه‌های اکشن غیرمنطقی فیلم را باورپذیر کند و به ما بگوید که «می‌شود در عرض چند دقیقه و در این لوکیشن ناب، یک آدمکش یک لشکر پلیس را بکشد و آخ نگوید.»

تماشاگران فیلم Extraction با فلسفه حاکم در ذهن فیلمساز همسو می‌شوند و با اینکه کاملا بر این نکته که امکان ندارد این صحنه‌های اکشن رنگ و بوی واقعیت داشته باشند دلالت دارند ولی با آنها «حال» می‌کنند. قهرمان فیلم در اینجا یک ابرقهرمان نیست و نه ویژگی سوپرهیرویی خاصی دارد و نه شنلی روی دوش‌هایش آویزان شده، به همین دلیل راحت‌تر می‌توان با آن اخت گرفت هرچند رسما برای خودش یک ابرپانیشر است اما خوشبختانه چون یک تی‌شرت سیاه با جمجمه سفید یا هر لباس خاص ابرقهرمان محور دیگری تنش نیست، به باور ما نزدیک‌تر می‌شود.

نقد فیلم Extraction

همانطور که گفتم فیلمنامه فیلم Extraction رسما در اندرون دیوار است. رابطه بین پسربچه و تایلر به طرز احمقانه‌ای شکل می‌گیرد و کارگردان تصمیم می‌گیرد با ایجاد یک تنفس چند دقیقه‌ای میان بکش بکش‌ها، یک سری سوال را در دهان پسربچه بگذارد تا با مطرح شدن آنها، رابطه خوبی بین این دو شکل بگیرد. در این سکانس بازجویی عاطفی! ما باید قبول کنیم که چرا تایلر آدمکش حالا قصد کمک به این بچه را دارد و در عرض همین چند دقیقه می‌توانیم سرکی به گذشته این شخصیت بزنیم و تمام! فیلمساز دیگر قصد ندارد بیشتر از این قهرمان یکه بزنش را برای ما تشریح کند و در همین حد دو سه خط دیالوگ کافی است.

فیلم با بودجه‌ای ۶۵ میلیون دلاری ساخته شده و انصافا تمام این بودجه صرف «فان» بودن فیلم شده است. طراحی صحنه‌های اکشن در فیلم Extraction شاید به پای جان ویک نرسد و در برخی مواقع مانند یک مرحله تکراری در یک بازی اکشن باشد ولی کارگردان سعی خود را می‌کند تا با یک سری چشمه آمدن، گفتگوی بین گلوله‌ها را جذاب‌تر بسازد. حضور یک کاراکتر بزن بهادر دیگر در کنار تنوع لوکیشن‌های بی‌نظیر و انتخاب بسیار هوشمندانه زاویه دوربین و استفاده از دوربین در نقاط مختلف شهر داکا (پایتخت بنگلادش) فیلم را شبیه به یک بازی اکشن کرده که طراحی مراحل قوی دارد ولی گیم‌پلی آن در برخی مواقع تکراری می‌شود! خوشبختانه دقیقا زمانی که فیلم می‌خواهد تکراری بشود، ضرباهنگ جدیدی وارد آن شده و این مشکل برطرف می‌شود، البته به جز نبرد پایانی که زیادی کشدار شده است.

نقد فیلم Extraction

پایان بندی فیلم هم مانند تمامی دیگر بخش‌های فیلم کلیشه‌ای است (اصلا امکان ندارد شما در حین دیدن فیلم نتوانید ده دقیقه بعد از آن را پیش بینی کنید) و راه را برای دنباله‌سازی باز گذاشته است. در واقع فیلمساز تصمیم گرفته تا ببیند استقبال بینندگان از فیلمش چگونه خواهد بود و اگر جواب مثبت بود، فیلم Extraction دو را بسازد و اگر نبود، داستان فیلم را ببندد. همه چیز در فیلم Extraction زیرکانه طراحی شده و یک بازی برد-برد را تحویل‌مان می‌دهد: ما برای تقریبا دو ساعت سرگرم می‌شویم علی رغم اینکه به مشکلات فیلم واقف هستیم و فیلمساز نیز در حال خلق فرنچایزش خواهد بود (موضوعی که با خبر ساخته شدن قسمت دوم فیلم نیز مهر تاییدی به آن می‌خورد.)

نقد فیلم Extractionدر پایان باید به حضور گلشیفته فراهانی در فیلم اشاره کنم، موضوعی که می‌تواند دلیل اصلی دیدن این فیلم برای بسیاری از ایرانیان در سراسر جهان باشد. واقعیت اینست که حضور گلشیفته فراهانی به طور کلی به ده دقیقه هم نمی‌رسد اما او نقشی کلیدی را ایفا می‌کند. فراهانی در این ده دقیقه خوش را خوب نشان می‌دهد و در معدود صحنه‌های اکشن که حاضر می‌شود نیز می‌تواند کاراکتر خودش را برای یک شخصیت آینده‌دار در این سری اثبات کند. همانطور که گفته شد، با شنیدن ساخت قسمت دوم می‌توان امیدوار بود که کارگردان برای شخصیت نیک آینده درخشان‌تری در نظر گرفته باشد و این موضوع از پایان بندی فیلم نیز قابل حدس است. نیک می‌تواند یک قهرمان از نوع بلوند اتمی (البته مدل مو مشکی شرقی‌اش!) باشد و خوشبختانه این پتانسیل کاملا در گلشیفته فراهانی یافت می‌شود.

اینجا جهان نیمه فانتزی جان ویک نیست و یک دنیای واقعی است که در آن نبردها غیرواقعی است و هضم کردن این موضوع سخت است. لفیلم Extraction یک اکشن پاپ‌کورنی به تمام معناست، پر از ایراد در فیلمنامه و قسمت بازیگری (به خصوص هنرنمایی کریس همسورث که انگار هرچه فیلم به پایان خودش نزدیک می‌شود، او هم تحلیل می‌رود) دارد و یک کلیشه به تمام معناست، اما این کلیشه دوست داشتنی را می‌توان با نادیده گرفتن این مشکلات دید و لذت برد. در تمام این متن تایلر را نوعی جان ویک پنداشتم اما همانطور که در تیتر مطلب مشاهده می‌کنید، باید بگویم با توجه به ماهیت ارتشی بودن این شخصیت و همچنین مرگ رسمی فرنچایز رمبو با ساخت قسمت افتضاح پنجم و پیر شدن استالونه، شاید بتوان او را رمبوی نسل جدید دانست که رنگ و بوی ابرقهرمانانه‌اش با توجه به سلیقه مخاطب زمانه، بیشتر نمو پیدا کرده است.

.کپی شد