دسته‌ها
Uncategorized

پل گلدن گیت و هر آن چه درباره پل بزرگ ایالت کالیفرنیا می دانیم


پل گلدن گیت (Golden Gate Bridgeیک پل معلق در کشور ایالات متحده است که روی تنگه‌ای به همین نام در شمال سن‌فرانسیسکو ساخته شد. تنگه‌ای به عرض حدود ۱/۶ کیلومتر که خلیج سن‌فرانسیسکو را به اقیانوس آرام متصل می‌کند. این پل، شهر سن‌فرانسیسکو در ایالت کالیفرنیا را به شهرستان مارین متصل می‌کند. جاده‌هایی که روی پل گلدن گیت قرار دارند، US Route 101 و California State Route 1 هستند که به کمک پل از روی تنگه‌ی گلدن گیت عبور کرده‌اند.

شهر سن‌فرانسیسکو و ایالت کالیفرنیا در کشور ایالات متحده، بیش از همه چیز با نماد پل گلدن گیت شناخته می‌شوند. جوزف استراس، مهندس نام‌دار صنعت سازه در سال ۱۹۱۷ این پل را طراحی کرد که سال‌ها بعد ازسوی انجمن مهندسان سازه‌ی ایالات متحده به‌عنوان یکی از عجایب جهان مدرن شناخته شد. بسیاری از منابع گردشگری و جهان‌گردی، گلدن گیت را زیباترین پل جهان می‌دانند که بیشترین عکس‌ها نیز از آن توسط گردشگران و شهروندان ثبت شده است. در زمان افتتاح (۱۹۳۷)، گلدن گیت به‌عنوان بلندترین و مرتفع‌ترین پل جهان شناخته می‌شد که در ارتفاع ۲۲۷ متری از سطح آب و به طول ۱،۲۸۰ متر ساخته شده بود.

پل گلدن گیت / Golden Gate

پلی که ساختنش غیر ممکن بود

پیش از طراحی و ساخت پل گلدن گیت، تنها راه ارتباطی بین سن‌فرانسیسکو و شهرستان مارین، استفاده از قایق در خلیج سن‌فرانسیسکو بود. سرویس رسمی قایق‌رانی برای جابه‌جایی شهروندان و بار، در سال ۱۸۲۰ در سن‌فرانسیسکو شروع به کار کرد که در دهه‌ی ۱۸۴۰، دیگر به سرویسی با زمان‌بندی منظم و سرویس‌دهی جامع تبدیل شده بود. ایده‌ی ساخت پلی روی خلیج سن‌فرانسیسکو از میانه‌ی قرن ۱۹ مطرح شد تا بزرگ‌ترین شهر ایالات متحده، از قابلیت‌های حرفه‌ای حمل‌ونقل بهره‌مند شود. البته از همان ابتدا چالش‌های بی‌شماری برای ساخت پل مطرح بود. خلیج سن‌فرانسیسکو با امواج خروشان شناخته می‌شد و عرض تنگه نیز برای ساختن یک پل، بسیار بلند بود. به‌‌علاوه، عمق آب در پایین‌ترین نقطه به ۱۱۳ متر می‌رسید که در مجموع، بسیاری از مهندسان طراح سازه را در ورود به پروژه‌ای برای ساخت پل روی تنگه‌ی گلدن گیت، باز می‌داشت.

ایده‌ی ساخت پلی روی تنگه‌ی گلدن گیت از سال‌های ابتدایی قرن ۱۹ شکل گرفته بود

چارلز کراکر، کارآفرین صنعت ریلی ایالات متحده در دهه‌ی ۱۸۷۰ ایده‌ی ساخت پل روی تنگه‌ی گلدن گیت را با جدیت پیگیری می‌کرد و در سال ۱۹۱۶، جیمز اچ والکینز، مهندس سازه و روزنامه‌نگار یکی از رسانه‌های سن‌فرانسیسکو، توجه رسانه‌ای را به ایده‌ی مذکور جلب کرد و توانست مهندس مشهور شهرساز سن‌فرانسیسکو، مایکل اوشونسی را به طراحی و ایده‌پردازی عمیق‌تر روی ایده‌ی پل، تشویق کند. سه سال بعد، مقام‌های شهری سن‌فرانسیسکو به اوشونسی اجازه دادند تا طرح پلی روی تنگه‌ی گلدن گیت را به‌صورت جدی‌تر پیگیری کند. او فرایند مشاوره را با بسیاری از مهندسان بزرگ سازه در سرتاسر ایالات متحده شروع کرد که اکثر آن‌ها، هزینه‌ی ساخت پل را حدود ۱۰۰ میلیون دلار تخمین می‌زدند و حتی ساخت چنین سازه‌ای را غیرممکن می‌دانستند. در میان آن‌ها، جوزف برمن استراس، تنها فردی بود که ساختن پل را ممکن می‌دانست و هزینه‌ی آن را نیز حدود ۲۵ تا ۳۰ میلیون دلار برآورد کرد.

در ۲۸ ژوئن سال ۱۹۲۱، ادوارد رینی معاون شهردار وقت سن‌فرانسیسکو (جیمز رالف) درکنار اوشونسی و استراس جلسه‌ای داشت تا ایده‌ی ساخت پل روی تنگه‌ی گلدن گیت را بررسی کند. استراس طرح‌های اولیه را به جلسه آورده بود و هزینه‌ی اولیه را ۱۷ میلیون دلار تخمین زد. طرح اولیه‌ای که استراس ارئه کرده بود، کمی با طراحی نهایی پل تفاوت داشت؛ اما او از همان ابتدا مفهوم پل معلق را برای پل گلدن گیت در نظر گرفته بود.

پل گلدن گیت / Golden Gate

خلیج گلدن گیت پیش از ساخت پل

در دسامبر سال ۱۹۲۲، ایده‌ی ساخت پل به‌صورت عمومی مطرح شد. مخالفت‌های کمی با ایده‌ی اولیه صورت گرفت و تنها برخی از رسانه‌های محلی، آن را «زشت» نامیدند. استراس و اوشونسی در تبلیغ برای ایده‌ی ساخت پل انرژی زیادی صرف کردند. آن‌ها با مهندسان و مقام‌های مسئول متعددی جلسه داشتند و ایده و توجیه اقتصادی پل را مطرح می‌کردند. استراس اعتقاد داشت با دریافت هزینه‌های عوارض می‌توان به سرعت هزینه‌ی ساخت پل را تأمین کرد.

استراس را می‌توان سرباز خط مقدم ایده‌پردازی و ساخت پل گلدن گیت دانست. او تلاش‌های متعددی در جبهه‌های سیاسی، مالی و تبلیغاتی انجام می‌داد تا رویکرد کلی سیاست‌مداران و جامعه، به سمت ساختن بزرگ‌ترین پل جهان، پیش برود. زمان‌بندی مطرح کردن ایده‌ی ساخت پل، طلایی بود. در دهه‌ی ۱۹۲۰ جمعیت مناطق در دو سوی تنگه بسیار افزایش پیدا کرده بود و نیاز به حمل‌ونقل بیش از همیشه احساس می‌شد. ترافیکی شدید در سرویس‌های قایق‌رانی به حد انفجار رسیده بود و بسیاری از مسافران نیز وسایل نقلیه‌ی موتوری را روی ناوگان حمل‌ونقل دریایی سوار می‌کردند که دیگر گنجایش کافی را برای خدمت‌رسانی نداشت. ازطرفی، سرمایه‌گذاری لازم از سوی دولت محلی و فدرال ایالات متحده انجام نمی‌شد، چون منطقه‌ی سن‌فرانسیسکو، کمی قبل، کمک‌هزینه‌ی دولتی را برای ساخت پلی روی خلیج سن‌فرانسیسکو اوکلند دریافت کرده بود.

تأمین هزینه و چالش‌های حقوقی

سه نفر اصلی که ایده‌ی ساخت پل گلدن گیت را پیش می‌بردند، استراس و اوشونسی و رینی، برای تأمین هزینه‌های ساخت پل ایده‌ی راه‌اندازی منطقه‌ی ویژه‌ی اقتصادی را مطرح کردند. جلسه‌ای با همکاری سرمایه‌گذاران سرشناس منطقه تشکیل شد که حاصل آن، شکل‌گیری انجمنی برای سیاست‌گذاری و جذب سرمایه برای ساخت پل بود (Bridging the Golden Gate Association). اولین تلاش انجمن، کمپینی به‌نام Bridge-the-Gate بود تا هرچه بیشتر، آگاهی عمومی نسبت به ایده‌ی ساخت پل، خصوصا در شهرستان‌های شمال کالیفرنیا افزایش پیدا کند. کسب مجوزهای قانونی برای ساخت پل نیز برعهده‌ی همین انجمن بود. درنهایت، تلاش‌های انجمن به تصویب قانونی محلی در ۲۵ مه ۱۹۲۳ انجامید که راه‌اندازی منطقه‌ی ویژه‌‌ای را برای تأمین هزینه‌های ساخت پل، در پی داشت.

پل گلدن گیت / Golden Gate

طرح اولیه‌ی هیبریدی طره‌ای-معلق استراس برای پل

پس از توجیه اقتصادی و مطرح شدن ایده‌ی منطقه‌ی ویژه، سرنوشت ساخت پل در دستان وزارت جنگ ایالات متحده (اکنون به‌نام وزارت دفاع شناخته می‌شود) متحده بود. تمامی زمین‌ها در دو سوی تنگه‌ی سن‌فرانسیسکو دراختیار وزارت جنگ بود و آن‌ها باید مجوز ساخت‌وساز را صادر می‌کردند. به‌علاوه، دسترسی‌های قضایی متعددی دراختیار وزارت جنگ ایالات متحده قرار داشت که هرگونه ساخت‌وساز در بنادر که روی حمل‌‌ونقل نظامی تأثیر می‌گذاشت، منوط به دریافت مجوز از وزارت‌خانه می‌کرد. جلسه‌ی وزارت‌خانه برای بررسی ایده در ۱۶ مه ۱۹۲۴ تشکیل شد تا دو مسئله‌ی اصلی را در فرایند ساخت پل بررسی کنند. ابتدا باید تأثیر پل بر حمل‌ونقل نظامی بررسی می‌شد و سپس نوبت به طرح توجیهی اقتصادی برای ساخت رسید. درنهایت پس از چند ماه بحث و گفت‌وگو، اسناد تیم طراحی پل پذیرفته شدند و مجوز در ۲۰ دسامبر همان سال، صادر شد.

دریافت مجوز از وزارت جنگ ایالات متحده، به‌معنای تأیید نهایی ساخت پل گلدن گیت نبود. بسیاری از سرمایه‌داران منطقه و خصوصا شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی که از نبود پل سود می‌بردند، کمپین‌های اعتراضی گسترده‌ای را علیه ایده به راه انداختند. بحث و جدل گروه‌ها بر سر ساخت یا عدم ساخت پل، هشت سال به طول انجامید. استراس طرحی برای شکل‌دهی منطقه‌ی ویژه داشت (Bridge and Highway District) که آن را شخصا با مقام‌ها و مردم تمامی شهرستان‌های شمال کالیفرنیا مطرح می‌کرد تا نظر آن‌ها را به ساخت پل جلب کند. درنهایت سن‌فرانسیسکو و مارین و بسیاری از شهرستان‌های مجاور، با برگزاری همه‌پرسی،‌ تشکیل منطقه‌ی ویژه را پذیرفتند. البته فشار از سوی مخالفان همچنان ادامه پیدا کرد که پرونده‌های متعدد حقوقی را در سطح دادگاه‌های محلی و عالی برای گروه ساخت پل، در پی داشت.

شرکت‌های حمل‌ونقل دریایی بزرگ‌ترین مخالفان طرح ساخت گلدن گیت بودند

پیروزی مدافعان طرح ساخت پل، در سال ۱۹۲۸ قطعی شد. منطقه‌ی ویژه‌ی اتوبان و پل گلدن گیت در دسامبر همان سال با عضویت ۶ شهر شکل گرفت و مقام‌های قانون‌گذار ایالت کالیفرنیا، منطقه را به‌عنوان مرکز اصلی و مسئول طراحی و ساخت و درآمدزایی از پل انخاب کردند. هیئت ناظران از ۶ شهر درگیر در پروژه، نماینده‌هایی را به هیئت‌مدیره‌ی پروژه‌ی ساخت پل ارائه کردند. اولین جلسه‌ی هیئت‌مدیره در ژانویه‌ی ۱۹۲۹ تشکیل شد و استراس به‌عنوان مهندس ارشد، کار خود را شروع کرد. مجوز رسمی وزارت جنگ نیز در اوت ۱۹۳۰ به دست هیئت‌مدیره رسید.

جوزف استراس، مهندس ارشد پروژه‌ی پل گلدن گیت، شرکت مهندسی استراس را راه‌اندازی کرده بود که پس از کسب مجوزهای قانونی و سرمایه‌گذاری‌های اولیه، به‌همراه همکاران خود در آن شرکت، فرایند طراحی نهایی و ساخت را شروع کرد. فرایندی که به ساخته شدن یکی از زیباترین نمادهای شهری قرن بیستم انجامید.

 موقعیت  پل گلدن گیت / Golden Gate

موقعیت جغرافیایی گلدن گیت

با وجود تشکیل منطقه‌ی قانونی و دریافت مجوزهای لازم، مخالفت‌های مدنی با فشار زیاد سرمایه‌داران ادامه داشت. حتی اوشونسی هم در یکی از گروه‌های مخالف طرح پل عضو شده بود که به‌دنبال جلوگیری از اجرای طرح اوراق قرضه برای تأمین هزینه‌های ساخت بودند. همان‌طور که گفته شد، تمرکز رهبران مدنی مخالف روی تأثیرهای زیست‌محیطی و کاهش درآمد حمل‌ونقل دریایی بود. مخالفان، عبارت‌های زیر را برای توجیه ادعاهای خود مطرح می‌کردند:

  • حمله‌ی نیروهای دشمن به‌راحتی پل و سیستم حمل‌ونقل آن را تخریب می‌کند.
  • ساخت این پل غیر ممکن است.
  • این پل در برابر زمین‌لرزه آسیب‌پذیر است.
  • بستر تنگه‌ی گلدن گیت توانایی تحمل وزن ستون‌های پل را ندارد.
  • تنها افراد احمق، اوراق قرضه‌ی پلی را می‌خرند که درنهایت تخریب می‌شود.

در مقابل مخالفان، گروه‌های موافق ساخت پل روی نتایجی همچون بهبود گردشگری در منطقه و افزایش فروش خودرو متمرکز بودند. بسیاری از سازمان‌‌های دولتی و خصوصی هم روی مزایای اشتغال پروژه متمرکز شده بودند. درنهایت یک همه‌پرسی برای انتشار اوراق قرضه برگزار شد و با وجود شرایط نه‌چندان مناسب دهه‌ی ۱۹۳۰ و رکود بزرگ اقتصادی، اکثر مردم به انتشار اوراق برای سرمایه‌گذاری در پروژه‌ی پل گلدن گیت، رأی مثبت دادند. سرمایه‌ی اولیه که باید تأمین می‌شد، ۳۵ میلیون دلار بود تا ۲۷ میلیون دلار هزینه‌ی ساخت را به‌همراه هزینه‌های اضافه‌ی نگه‌داری و تعمیر و موارد دیگر، تأمین کند.

افتتاح پل گلدن گیت / Golden Gate

پیاده‌روی روز افتتاح گلدن گیت

طراحی و ساخت پل گلدین گیت

با وجود اینکه درگیری‌ها بر سر طراحی و ساخت پل گلدن گیت تا دهه‌ی ۱۹۳۰ ادامه داشت، جوزس استراس از سال ۱۹۲۱ کار جدی روی طراحی را شروع کرده بود. او در آن سال چارلز الیس را به‌عنوان مدیر تیم طراحی استخدام کرد که به‌سرعت به معاون ارشد شرکت استراس تبدیل شد. الیس مدیریت و نظارت بر فرایند طراحی و ساخت پل را برعهده گرفت. در سال ۱۹۲۵، استراس از الیس خواست تا پروفسور جورج اف سواین از دانشگاه هاروارد و لئون موسیف را به تیم مشاوران دعوت کند. آن‌ها پل منهتن نیویورک را طراحی کرده بودند.

موسیف و سواین پس از بررسی‌های متعدد طرح اولیه‌ی استراس، آن را قابل قبول توصیف کردند. البته در سال ۱۹۲۵ موسیف ویرایش‌هایی روی طراحی ارائه کرد که بر پایه‌ی همان مفهوم پل معلق، طراحی کمی بهینه‌تر را پیشنهاد می‌داد. در سال ۱۹۲۹، موسیف به‌همراه دو استاد و متخصص سازه‌ی دیگر توسط هیئت‌مدیره‌ی پروژه‌ی پل به‌عنوان اعضای ناظر و مشاور انتخاب شدند.

در اول مارس ۱۹۳۰ با آماده شدن طرح پل و آزمایش‌های اولیه روی بستر ساخت ستون‌ها، الیس به شیکاگو رفت تا بهینه‌سازی‌هایی نهایی را روی نقشه انجام دهد. موسیف و آمان، مشاوران اصلی بودند که در مراحل نهایی درکنار الیس حضور داشتند. الیس وظایف متعدد محاسبه‌های سازه‌ای، ارائه‌ی فشارهای نهایی روی سازه و بستر تنگه، آماده‌سازی اسناد محاسباتی و طراحی و توسعه‌ی مشخصات مورد نیاز را به‌همراه قراردادها و فرم‌های رسمی پروژه برعهده داشت.

در پنجم دسامبر ۱۹۳۱،‌ الیس که دورانی طولانی را برای آماده‌سازی اسناد و نقشه‌های پل سپری کرده بود، نامه‌ای از استراس دریافت کرد که او را به یک مرخصی دعوت می‌کرد. الیس به مرخصی رفت و سه روز پیش از اتمام آن، نامه‌ای دیگر از استراس رسید که به‌نوعی حکم اخراج الیس را داشت. او باید تمامی کارهای خود را به مشاورش، کلاراهان تحویل می‌داد و به یک مرخصی بدون حقوق همیشگی می‌رفت. دلایل اخراج الیس توسط استراس هیچ‌گاه مشخص نشد. درنهایت این مهندس حرفه‌ای بدون هیچ‌گونه توجیهی از یکی از پروژه‌های بزرگ خود کنار رفت و حتی تلاش‌های بی‌شمار او در طراحی و سندسازی پل نیز هیچ‌گونه اعتبار و تقدیری دریافت نکرد. استراس هیچ‌گاه در تاریخ اشاره‌ای جدی به نقش الیس در پروژه‌ی گلدن گیت نکرد؛ اما او هنوز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مهندسان و مدیران پروژه‌ شناخته می‌شود.

ساخت پل گلدن گیت

فرایند ساخت پل گلدین گیت پنجم ژانویه‌ی ۱۹۳۳ به‌صورت رسمی شروع شد. انجمن طراحی و توسعه‌ی پل، در ۲۶ فوریه‌ی همان سال یک جشن برای شروع فرایند ساخت برگزار کردند تا هرچه بیشتر، توجه رسانه‌ای را به پروژه‌ی تاریخ‌ساز خود جلب کنند. جشن شروع به ساخت پل گلدن گیت چیزی از جشن افتتاح یک پروژه‌ی ساختمانی کم نداشت. جمعیت زیادی در محل برگزاری (کریسی فیلد که اکنون بخشی از منطقه‌ی ملی بازسازی پل گلدن گیت است) گرد آمده بودند و مقام‌های دولتی و محلی در آن سخنرانی کردند. پرنده‌های نامه‌بر هم برای انتقال خبر نمادین شروع به کار پروژه، به پرواز درآمدند و حتی یک تلگراف از رئیس جمهور وقت ایالات متحده در مراسم خوانده شد.

چرا پل معلق؟

همان‌طور که گفته شد طرح ابتدایی استراس برای پل گلدن گیت از نوع طره‌ای-معلق هیبریدی بود و درنهایت هم طرح معلق برای ساخت نهایی انتخاب شد. فرایندی که منجر به تغییر طرح پل از طره‌ای-معلق به معلق کامل شد، به‌خاطر پیشرفت‌هایی رخ داد که در علوم مهندسی زمین‌شناسی و پل‌سازی پیش آمد. در سال ۱۹۳۲، مطالعات زمین‌شناسی بیشتر روی منطقه‌ی محل احداث گلدن گیت نشان داد که زمین آنجا مقاومت لازم برای حفر زیرساخت نگه‌داری لنگر کابل اصلی پل معلق را دارد.

جوزف استراس با وجود سابقه‌ی طولانی که در طراحی و ساخت پل داشت، از آخرین افرادی بود که پیشرفت‌های صنعتی در تولید کابل و فولاد و دیگر زیرساخت‌های موردنیاز برای ساخت پل معلق را پذیرفت. به‌هرحال اگرچه مهندسان از ابتدای دهه‌ی ۱۹۲۰، ساختن پل کاملا معلقی به ابعاد تنگه‌ی گلدن گیت را ممکن می‌دانستند، استراس تا سال ۱۹۳۲ ایده‌ی آن‌ها را نپذیرفته بود.

پل معلق

شماتیک پل کاملا معلق

سؤال مهم این است که مزیت‌های پل معلق نسبت به انواع دیگر پل و خصوصا طراحی بسیار مشابه دیگری یعنی پل کابلی، چه بوده است که مهندسان، آن را برای گلدن گیت انتخاب کرده‌اند؟ ابتدا تفاوت و شباهت‌های پل معلق و کابلی را بیان می‌کنیم و سپس، مزیت‌های استفاده از طراحی معلق برای گلدن گیت را هم شرح می‌دهیم.

پل‌های معلق و کابلی، شباهت‌ زیادی به هم دارند و هردو طراحی در مناطقی که به پل با دهانه‌ی بلند نیاز باشد، کاربرد پیدا می‌کنند. با وجود شباهت‌های کلی پل کابلی و معلق، تفاوت‌های عمده‌ای هم در آن‌ها دیده می‌شود. در پل معلق شاهد استفاده از دو برج هستیم که کابل‌های اصلی حامل بار، از روی آن‌ها عبور می‌کنند و در دو طرف پل متصل می‌شوند. همین اتصال باعث می‌شود تا پل‌های معلق برای مکان‌هایی که شرایط زمین‌شناسی مناسب ندارند، استفاده نشوند. کابل‌های اصلی که در ساختاری مبتنی بر بیرینگ اجازه‌ی جابه‌جایی روی برج‌های اصلی را دارند، وظیفه‌ی تحمل بار اصلی بدنه‌ی پل را برعهده می‌گیرند. بیرینگ یا یاتاقان به بیان ساده به قطعه‌ای مکانیکی گفته می‌شود که برای تحمل بار در یک جهت (عمود یا موازی با محور اصلی) در سازه‌های مهندسی استفاده می‌شود (بلبرینگ‌ها زیرمجموعه‌ای از بیرینگ‌ها محسوب می‌شوند).

در ساخت پل معلق، نصب کابل‌های اصلی روی برج‌ها پیش از نصب بدنه انجام می‌شود و درنتیجه کابل‌ها ابتدا تحت کشش بر اثر وزن خود قرار دارند. سپس، کابل‌های معلق یا طناب‌هایی در فواصل منظم روی کابل‌های اصلی متصل می‌شوند که وظیفه‌ی نگه‌داری بدنه را برعهده دارند. بدنه نیز به‌صورت بخش به بخش به این کابل‌ها متصل می‌شود. پس از نصب نهایی، فشار واردشده به کابل‌های اصلی افزایش پیدا می‌کند که با اضافه شدن بار زنده‌ی ترافیکی بیشتر هم می‌شود. این بار وارده، ازطریق اتصال کابل‌های اصلی به زمین در دو طرف پل منتقل می‌شود و تحمل بخشی از آن هم برعهده‌ی برج‌های اصلی قرار دارد.

در پل‌های کابلی، برج‌ها عموما ساختارهای بیرینگی دارند که بار پل را به زمین منتقل می‌کنند. برای حفظ سازه‌ی اصلی در نزدیکی برج یک پل کابلی، از المان‌های تقویت‌کننده استفاده می‌شود و بخش‌هایی که از برج اصلی دور می‌شوند، با اتصال کابل به برج مرکزی متصل خواهند شد. این‌گونه اتصال کابلی نقاط ضعفی را برای پل کابلی ایجاد می‌کند، چون کابل را به‌صورت افقی می‌کشد. درنتیجه بدنه‌ی پل باید مقاومت بیشتری داشته باشد تا نیروهای فشاری افقی کابل‌ها را تحمل کند. نقطه‌ی قوت پل کابلی نیز این است که نیازی به لنگرهای قوی برای مقاومت در برابر کشش افقی کابل‌های اصلی (مانند پل معلق) ندارد. از تفاوت‌های عمده‌ی تحمل بار پل کابلی با معلق می‌توان به سفتی قابل‌توجه پل کابلی اشاره کرد که هرگونه دفرمه شدن بدنه‌ی اصلی تحت بارهای زنده و متغیر را از بین می‌برد.

شماتیک پل کابلی

شماتیک پل کابلی

از مزیت‌های مهم طراحی پل معلق که منجر به انتخاب آن به‌عنوان سازه‌ی کلدن گیت هم شد، می‌توان به هزینه‌ی پایین‌تر نسبت به طر‌ح‌های دیگر اشاره کرد. به‌علاوه، مهندسان به‌هرحال باید پلی با دهانه‌ی بلند می‌ساختند تا عبور و مرور دریایی از زیر آن ممکن باشد. امکان ساخت پل معلق در ارتفاع بالاتر نسبت به نمونه‌های دیگر، از مزیت‌های مهم آن به شمار می‌رود.

منطقه‌ی کالیفرنیا، یکی از مناطق زلزله‌خیز ایالات متحده محسوب می‌شود. درنتیجه پلی که روی تنگه‌ی گلدن گیت قرار دارد، باید در برابر لرزش‌ها انعطاف بالا را از خود نشان دهد. جالب است بدانید پیش از اتمام مراحل اولیه‌ی پل گلدن گیت هم یک زمین‌لرزه در همان منطقه رخ داد که بخشی از فرایند را به تأخیر انداخت. به‌هرحال پل‌های معلق انعطاف‌پذیری و تلرانس بالایی در تغییر شکل دارند و برخلاف پل کابلی، سفتی ثابت و شکننده‌ای ارائه نمی‌کنند. به همین دلیل پل معلق به‌عنوان طراحی گلدن گیت انتخاب شد تا تحت بارهای زنده‌ی گوناگون همچون باد و طوفان و از همه مهم‌تر، زمین‌لرزه در خلیج سن‌ فرانسیسکو، انعطاف داشته باشد. درواقع گلدن گیت به‌خاطر طراحی معلق کابلی، به‌نوعی در برابر بارهای مذکور «حرکت» می‌کند. البته همین «تحرک» در شرایطی که وضعیت آب‌وهوایی خطرناک باشد، منجر به تعطیلی این نوع از پل می‌شود که در تاریخ گلدن گیت هم چند بار رخ داد.

پل معلق گلدن گیت

طراحی پل گلدن گیت تا پیش از نهایی شدن، تغییرات دیگری را هم تجربه کرد. از میان مهم‌ترین‌ها می‌توان به کاهش ارتفاع برج‌ها از ۲۹۰ متر به حدود ۲۲۷ متر اشاره کرد. مقاومت کابل‌های اصلی هم نیاز به بهبود داشت که با افزایش قطر آن‌ها از ۰/۵ متر به ۰/۹ متر انجام شد. عرض پل هم از ۲۴ متر به ۲۷ متر افزایش یافت.

گالری تصاویر فرایند ساخت گلدن گیت

هزینه‌ها و قرادادها

۱۱ شرکت بزرگ مهندسی پل و سازه از ایالات متحده، پروپوزال‌های پیشنهادی ساخت را به هیئت‌مدیره‌ی پروژه ارائه کرده بودند. در ۱۱ اوت ۱۹۳۰، وزارت جنگ، مجوز نهایی را برای ساخت دهانه‌ای به طول ۱،۲۸۰ متر و ارتفاع ۲۲۰ متر از سطح آب در میانه‌ی دهانه صادر کرد. در ۲۷ اوت همان سال، استراس طرح نهایی را به هیئت‌مدیره‌ی منطقه‌ی ویژه‌ی پل و آزادراه گلدن گیت ارائه کرد.

قراردادهای پیمانکاری برای مراحل گوناگون ساخت پل گلدن گیت، در نوامبر سال ۱۹۳۲ به امضا رسیده بودند. مجموع هزینه‌ی قراردادها به ۲۳،۸۴۳،۹۰۵ دلار رسید. درنهایت جزئیاتی که برای هزینه‌های ساخت و موارد اضافه‌ی پل گلدن گیت مطرح شد، در جدول زیر دیده می‌شود:

موضوع مجموع هزینه (دلار)
فرایند ساخت سازه ۲۷،۱۲۵،۰۰۰
مهندسی و نظارت ۲،۰۵۰،۰۰۰
هزینه‌های مقدماتی و مدیریت ۴۲۳،۰۰۰
فرایندهای تأمین مالی  ۴،۰۶۸،۰۰۰
مازاد هزینه ۱،۳۴۴،۰۰۰

هزینه‌ی فرایند ساخت سازه، ابتدا ۲۳ میلیون دلار تخمین زده شده بود؛ اما اضافه شدن بخش‌های جدید باعث شد تا هزینه به ۲۷ میلیون دلار برسد. هزینه‌های اضافی که پس از ایده‌ی اولیه مطرح شدند، موارد زیر بودند:

  • ساختمان مرکزی دریافت عوارض: ۴۵۰ هزار دلار
  • تجهیزات دریافت عوارض: ۷۲ هزار دلار
  • آسانسورهای برج: ۶۰ هزار دلار
  • تجهیزات متفرقه: ۴۵ هزار دلار
  • بهینه‌سازی و جایگزینی تجهیرات نظامی: ۵۷۵ هزار دلار

جزئیات قراردادها و هزینه‌های هر قرارداد در مراحل ساخت پل را در جدول زیر مشاهده می‌‌کنید:

شماره قرارداد موضوع قرارداد شرکت پیمانکار هزینه (دلار)
Contract I-A ابرسازه‌ی فولادی McClintic-Marshall Corporation، زیرمجموعه‌ی Bethlehem Steel Corporation ۱۰،۴۹۴،۰۰۰
Contract I-B کابل‌های فولادی، تعلیق‌های مرتبط و قطعات جانبی  John A. Roebling’s Sons Company ۵،۸۵۵،۰۰۰
Contract II برج اسکله‌‌های سن‌فرانسیسکو و مارین Pacific Bridge Company ۲،۹۳۵،۰۰۰
Contract III لنگرگاه‌ها و اسکله‌های دهانه‌ی میانی Barrett & Hilp ۱،۸۵۹،۸۵۵
Contract IV ابرسازه‌ی فولادی برای اسکله‌های مارین و سن‌فرانسیسکو J.H. Pomeroy & Company, Inc. و Raymond Concrete Pile Co ۹۳۴،۸۰۰
Contract V جاده‌ی مجاور پرسیدیو (بعدا به‌نام Doyle Drive شناخته شد) Eaton & Smith Construction Company ۹۹۶،۰۰۰
Contract VI جاده‌ی مجاور ساسالیتو نامشخص ۵۹،۷۸۰
Contract VII سنگفرش دهانه‌های میانی Barrett & Hilp و Pacific Bridge Company  ۵۵۵،۰۰۰
Contract VIII زیرساخت‌های برقی Alta Electric& Mechanical Company, Inc ۱۵۴،۴۷۰

جدول زمانی فرایند ساخت

  •  ۲۲ دسامبر ۱۹۳۲: جاده‌ای به طول ۵۱۸ متر از اسکله‌ی فورت بیکر ساخته شد. این جاده برای دسترسی به محل ساخت‌وساز اسکله و برج و لنگرگاه شهرستان مارین توسعه یافت.
  • ۵ ژانویه ۱۹۳۳: شروع رسمی فرایند ساخت
  • ژانویه‌ی ۱۹۳۳ تا فوریه‌ی ۱۹۳۶: ساخت برج‌ها و لنگرگاه‌‌های بخش سن‌فرانسیسکو و شهرستان مارین
  • ژانویه‌ی ۱۹۳۳ تا مه ۱۹۳۵: ساخت لنگرگاه سن‌فرانسیسکو
  • ژانویه‌ی ۱۹۳۳ تا ژوئن ۱۹۳۳: اسکله‌ی مارین
  • ژانویه‌ی ۱۹۳۳ تا ژوئن ۱۹۳۵: ساخت لنگرگاه مارین
  • فوریه‌ی ۱۹۳۳: شروع کار از سمت شرقی جاده در سن‌فرانسیسکو که به پرسیدیو در انتهای جنوبی پل گلدن گیت می‌رسید.
  • مارس ۱۹۳۳: فولاد مورد نیاز برای برج‌های سن‌فرانسیسکو و مارین که توسط شرکت بثلم در پتسون و استیلتون ساخته شده بود، توسط تریلی‌های متعدد به فیلادلفیا رفت و از آنجا به کمک کشتی‌های باری و از مسیر کانال پاناما به آلمدا در کالیفرنیا رسید. فولاد مذکور در اسکله‌ی مارین نگه‌داری شد تا زمان بالا رفتن برج نهایی فرا برسد.
  • مارس ۱۹۳۳ تا مارس ۱۹۳۴: چوب‌بست دسترسی به برج سن‌فرانسیسکو به طول ۳۳۵ متر در ساخل ساخته شد. پس از اتمام ساخت چوب‌بست، اولین تخریب آن در ۱۴ اوت ۱۹۳۳ و زمانی بود که یک کشتی به‌خاطر مه زیاد مسیر خود را گم کرده و به سازه برخورد کرد. حدود ۱۰۰ متر از سازه در اثر برخورد کشتی تخریب شد. تعمیرات از ۱۳ دسامبر ۱۹۳۳ شروع شد؛ اما این‌بار به‌خاطر طوفان شدید در تنگه‌ی گلدن گیت، ۲۴۳ متر از سازه تخریب شد. مجددا فرایندهای تعمیر شروع شد تا اینکه بالاخره چوب‌بست در هشتم مارس ۱‍۹۳۴ به اتمام رسید.
  • ۷ نوامبر ۱۹۳۳: ساخت برج در سمت شهرستان مارین شروع شد. منابع تاریخی، زمان اتمام برج را ژوئن یا نوامبر ۱۹۳۴ بیان می‌کنند.
  • ۲۴ اکتبر ۱۹۳۴: ساخت دیواره‌ی حفاظتی و هدایت کشتی در سمت سن‌فرانسیسکو به اتمام رسید.
  • ۲۷ نوامبر ۱۹۳۴: منطقه‌ی اسکله در سمت سن‌فرانسیسکو و داخل دیواره‌ی هدایت کشتی از آب خالی شد.
  • ۳ ژانویه‌ی ۱۹۳۵: اسکله‌ی سمت سن‌فرانسیسکو به ارتفاع نهایی ۱۳ متر از سطح آب رسید.
  • ژانویه‌ی ۱۹۳۵ تا ژوئن ۱۹۳۵: ساخت برج در سمت سن‌فرانسیسکو
  • اوت ۱۹۳۵ تا سپتامبر ۱۹۳۵: اولین کابل‌های نگهدارنده‌ی پیاده‌رو پل نصب شدند.
  • اکتبر ۱۹۳۵ تا مه ۱۹۳۶: اتصال کابل‌های اصلی و فشاردهی به کابل‌ها
  • آوریل ۱۹۳۶: ساخت جاده‌ی مجاوری ساسالیتو
  • ژوئیه ۱۹۳۶ تا تا دسامبر ۱۹۳۶: توسعه‌ی ساختار پل معلق
  • ۲۱ ژوئیه ۱۹۳۶: توسعه‌ی زیرساخت‌های راه‌آهنی از سمت سن‌فرانسیسکو و قوس فورت پوینت
  • ۱۸ نوامبر ۱۹۳۶: دو بخش از دهانه‌ی اصلی پل به هم متصل شدند. در این تاریخ یک جشن کوتاه برای اتمام زیرساخت‌های اولیه‌ی پل برگزار شد که گروه‌های ساخت و تولید از منطقه‌ی سن‌فرانسیسکو و مارین به هم رسیدند.
  • ۱۹ ژانویه‌ی ۱۹۳۷ تا ۱۹ آوریل ۱۹۳۷: اتمام فرایند جاده‌سازی

جدول زمانی بالا به‌صورت خلاصه فرایندهای ساخت پل گلدن گیت را نشان می‌دهد که برای اطلاعات دقیق‌تر می‌توانید به وب‌سایت رسمی منطقه‌ی گلدن گیت مراجعه کنید.

اهمیت ایمنی در ساخت

بسیاری از محققان و مورخان اعتقاد دارند فرایندهای جسورانه و بدون احتیاط پل‌سازی، در دوره‌ی ساخت گلدن گیت به پایان رسید و دوران تازه‌های در صنعت پل‌سازی شروع شد. جوزف استراس تأکید زیادی روی امنیت کارگران داشت و جدیدترین استانداردهای حفاظت و ایمنی را در پروژه پیاده‌سازی می‌کرد. در آن سال‌ها، آمار مرگ‌ومیر در پروژه‌های ساختمانی یک نفر به ازای هر یک میلیون دلار هزینه‌ی پروژه بود. با وجود چالش‌های متعدد باد و موج و ارتفاع زیاد عملیات، مرگ‌ومیر حادثه‌ی در فرایند ساخت گلدن گیت آن‌چنان زیاد نبود. استراس در مقاله‌ای در Saturday Evening Post در سال ۱۹۳۷، سیاست‌ها و قوانین اجرایی ایمنی در پروژه‌ی گلدن گیت را این‌گونه توضیح داد:

در پروژه‌ی پل گلدن گیت با پیاده‌سازی هر وسیله‌ی ایمنی ممکن تصمیم گرفتیم تا با مرگ مبارزه و افرادی مقابله کنیم که به فعالیت‌های عجیب و غریب روی کابل‌های علاقه‌ داشتند. ما تمامی کارگرهای قانون‌شکن را اخراج می‌کردیم.

برخی مورخان ادعا می‌کنند که استفاده از تجهیزات ایمنی برای اولین‌بار در پروژه‌ی گلدن گیت انجام شد؛ اما منابع معتبر اعتقاد دارند اگرچه گلدن گیت اولین پروژه با حضور وسایلی همچون کلاه ایمنی نبود، تأکید بر استفاده از آن‌ها در پروژه‌ی مذکور قوت گرفت. 

یکی از مهم‌ترین تجهیزات ایمنی که در پروژه‌ی ساخت پل گلدن گیت استفاده شد، کلاه ایمنی موسوم به Ballard بود که پیش از آن بیشتر در پروژه‌های معدنی کاربرد داشت. ماسک تنفسی هم برای افرادی که مسئولیت اتصال میخ و پرچ‌های پل را برعهده داشتند، وسیله‌ای الزامی بود تا از تنفس سرب جلوگیری شود. عینک‌های ایمنی هم از تجهیزات مهم کارگران گلدن گیت بودند که مقاومت ویژه‌ای هم در برابر تابش مستقیم و غیر مستقیم نور آفتاب داشتند. برای درمان مشکلات گوارشی و عصبی کارگان نیز داروهای مخصوص در محل پروژه ارائه می‌شد. همچنین یک بیمارستان در منطقه‌ی فورت پوینت برای پذیرش و درمان کارگران راه‌اندازی شده بود.

استراس سخت‌گیرانه‌ترین سیاست‌های ایمنی را در فرایند ساخت گلدن گیت اجرا کرد

همان‌طور که گفته شد، وزش باد شدید یکی از چالش‌های اصلی فرایند ساخت گلدن گیت بود. استراس و تیم مدیریت فرایند ساخت با فراهم کردن کرم‌های پوستی ویژه برای صورت و دستان هر کارگر، او را در برابر صدمه‌های پوستی باد محافظت می‌کردند. از فعالیت‌های مهم دیگر می‌توان به رژیم غذایی تحت کنترل برای کارگران اشاره کرد که با هدف کاهش پیامدهایی همچون سرگیجه و تهوع به خاطر کار در ارتفاع بالا و در میانه‌ی دریا، طراحی شده بود. 

استراس و تیمش برای به حداکثر رساندن حفاظت از کارگران در برابر افتادن در آب، یک تور ایمنی در زیر بدنه‌ی اصلی پل پیاده کردند که هزینه‌ای بالغ بر ۱۳۰ هزار دلار داشت. این تور جان ۱۹ کارگر را در فرایند ساخت نجات داد. آن‌ها بعدا به‌نام گروه Halfway to Hell Club (در میانه‌ی مسیر جهنم) شناخته شدند. البته درنهایت ۱۱ نفر در جریان ساخت پل گلدن گیت جان خود را از دست دادند. اولین مرگ پروژه‌ی ساخت، در ۲۱ اکتبر ۱۹۳۶ ثبت شد. ۱۰ نفر بعدی، به‌صورت هم‌زمان در ۱۷ فوریه‌ی سال بعد به‌خاطر سقوط بخشی از سازه روی تور محافظ از دنیا رفتند. یادبودی برای این ۱۱ نفر به‌صورت یک پلاک روی ورودی جنوبی پیاده‌روی غربی پل گلدن گیت نصب شده است.

 تور ایمنی پل گلدن گیت / Golden Gate

تور محافظ کارگران در زیر پل گلدن گیت

استراس در فرایند طراحی و ساخت پل گلدن گیت با بزرگ‌ترین فعالان صنعت سازه و ساختمان در زمان خود همکاری می‌کرد. او که به‌نوعی چهره‌ی اصلی پروژه در تاریخ محسوب می‌شود، اطراف خود را با بهترین مهندسان سازه، معمارها، زمین‌شناس‌ها و بسیاری متخصصان دیگر پر کرده بود. از مهم‌ترین افرادی که در پروژه‌ی گلدن گیت درکنار استراس بودند می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • کلیفورد ای پین، معاون ارشد شرکت مهندسی استراس که به‌عنوان دستیار مهندس ارشد در طراحی نهایی و ساخت حضور داشت.
  • راسل جی کون که به‌عنوان مهندس مقیم در کارگاه (مهندس ناظر) پروژه در زمان ساخت فعالیت می‌کرد.
  • چارلز کلاراهان جونیور و دوایت ان وثرل که به‌عنوان مهندسان دستیار فعال بودند.
  • او اچ آمان و چارلز درلث جونیور و لئون اس موسیفکه اعضای هیئت مهندسان مشاور بودند.
  • سیدنی دبلیو تیلور که به‌عنوان مهندس مشاور ترافیک فعالیت می‌کرد.
  • اروینگ اف مارو از شرکت معماری مارو که معمار مشاور پروژه بود.
  • اندرو سی لاوسون و آلان ای سدویک که به‌عنوان مشاوران زمین‌شناسی در پروژه حضور داشتند.

استراس در سال ۱۹۳۸ و در ۶۸ سالگی از دنیا رفت. به سفارش همسرش، مجسمه‌ای از او در نزدیکی پل گلدن گیت نصب شده که در سال ۲۰۱۲ به منطقه‌ی بازدیدی در جنوب شرقی پل گلدن گیت جابه‌جا شد.

افتتاح پل گلدن گیت و رویدادهای تاریخی

پس از اتمام پروژه‌ی گلدین گیت در سال ۱۹۳۷، برای افتتاح این سازه‌ی تاریخی جشنی به مدت یک هفته برنامه‌ریزی شد. در آن هفته، اکثر مدرسه‌ها و کسب‌وکارهای محلی هم تعطیل بودند تا حداکثر افراد ممکن در جشن افتتاح نماد شهر سن‌فرانسیسکو شرکت کنند. هفته‌ی افتتاح گلدن گیت در سال ۱۹۳۷، از ۲۷ مه آن سال با جشن پیاده‌روی در ساعت ۶ صبح شروع شد. در آن ساعت، حدود ۱۸ هزار نفر منظر افتتاح پل بودند. در روز مذکور، پل از طلوع تا غروب به روی بازدیدکننده‌ها باز بود و هر فرد، در روز اول برای عبور از گلدن گیت باید هزینه‌ی ۲۵ سنتی پرداخت می‌کرد. فروشگاه‌های هات‌داگ در مسیر پیاده‌روی روز اول باز بودند که حدود ۵۰ هزار هات‌داگ فروختند. در همان روز، رکوردهای متعددی همچون اولین عبور از گلدن گیت با اسکیت، با کالسکه‌ی کودک و بسیاری عناوین دیگر، ثبت شد.

جوزس استراس در ساعت ۱۰ صبح در محل پل حاضر شد و یکی از شعرهای خود به‌نام At last, the mighty task is done را قرائت کرد. در شب اولین روز از افتتاح گلدن گیت نیز جشنی با آتش‌بازی گسترده در طول پل برگزار شد.

روز دوم هفته‌ی افتتاح پل گلدن گیت، به خودروها تعلق داشت. در همان روز رئیس‌جمهور وقت ایالات متحده، فرانکلین روزولت یک تلگراف به سرتاسر جهان مخابره کرد که افتتاح پل گلدن گیت را اعلام می‌کرد. از رخدادهای مهم دیگر در روز دوم می‌توان به پرواز هواپیماهای نظامی بر فراز پل و نزدیک شدن کشتی‌های نظامی به سازه اشاره کرد. در روزهای بعدی نیز جشن‌های متعددی در مناطق اطراف پل گلدن گیت برگزار شد.

پس از افتتاح گلدن گیت، یکی از رویاهای همیشگی جامعه‌‌ی آمریکایی به حقیقت پیوسته بود. این دستاورد بزرگ صنعت سازه، قطعا در سال‌های بعد نیاز به ارجاع مجدد و جشن‌های سالگرد داشت. اولین سالگرد بزرگ، در ۲۵ سالگی گلدن گیت در ۲۵ مه ۱۹۶۲ در هتل سنت فرانسیس سن‌فرانسیسکو برگزار شد. تعداد زیادی از مقام‌های مشهور از ایالات متحده و کشورهای دیگر جهان در مراسم حضور داشتند تا یک ربع فعالیت گلدن گیت را جشن بگیرند. رویداد مهم بعدی، در ۳۵ سالگی و در سال ۱۹۷۲ برگزار شد که تنها هیئت‌مدیره‌ی گلدن گیت در آن حضور داشتند. در چهلمین سالگرد گلدن گیت نیز جشن ساده‌ای برگزار شد و از رخدادهای مهم آن می‌توان به عبور ۸۱۰ خودرو از روی طبق سفارش KGO TV اشاره کرد که نمادی از رادیوی باند 810AM این شبکه بود.

جشن ۵۰ سالگی گلدن گیت یکی از مهم‌ترین رویدادهای تاریخ این سازه‌ی مهم بود که به‌عنوان نمادی از به حقیقت پیوستن یک رویای شهرسازی برگزار می‌شد. مردم از سرتاسر جهان برای شرکت در جشن سال ۱۹۸۷ به ایالات متحده سفر کرده بودند. در جشن ۵۰ سالگی، پل برای چند ساعت به روی خودروها بسته شد تا تنها افراد پیاده امکان عبور از آن را داشته باشند. در جشن سال ۱۹۳۷، حدود ۲۰۰ هزار نفر پیاده از روی پل گلدن گیت عبور کرده بودند. با وجود اینکه جشن سال ۱۹۸۷ تنها چهار ساعت امکان پیاده‌روی را به مردم می‌داد، حدود ۳۰۰ هزار نفر پیاده از روی گلدن گیت عبور کردند. کل جمعیت جشن ۵۰ سالگی نیز ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود. بسیاری از منابع تاریخی می‌گویند که جمعیت زیاد جشن ۵۰ سالگی، دلهره‌ی تخریب پل را در دل مدیران و مسئولان ایجاد کرد که البته حادثه‌ای رخ نداد.

جشن ۶۰ سالگی گلدن گیت با پشتیبانی شرکت پاناسونیک اینتراکتیو مدیا برگزار شد که امکان بازدید مجازی مردم را در سال ۱۹۹۷ از پل گلدن گیت فراهم کرده بود. جشن ۷۰ سالگی هم با انتشار کتابی کلکسیونی پیرامون گلدن گیت و برگزاری جشن‌های قدردانی از اولین کارگران پل همراه شد. آخرین مراسم جدی سالگرد گلدن گیت نیز در سال ۲۰۱۲ برگزار و ۷۵ سالگی این نمای تاریخی با نورافشانی و رویدادهای متنوع جشن گرفته شد.

در تاریخ پل گلدن گیت، این نمای تاریخی در چند دوره‌ی زمانی تعطیلی‌های سراسری را تجربه کرده است. در سال ۱۹۵۱ طوفان شدیدی در منطقه‌ی تنگه‌ی گلدن گیت شروع شد که حتی مهندسان پیش‌بینی می‌کردند پل را به‌صورت کامل تخریب خواهد کرد. تعطیلی در اول دسامبر آن سال از ساعت ۲ تا ۶ بعدازظهر بود. به‌خاطر همین رخداد، پیشنهاد شد که سیستم تقویتی روی کابل‌های مهار اجرا شود که در سال ۱۹۵۴ به پایان رسید. در سال ۱۹۸۲ مجددا طوفان شدید منجر به تعطیلی سه ساعته پل شد. تعطیلی دیگر در سال ۱۹۸۳ بود که باز هم به‌خاطر طوفان شدید در منطقه‌ی گلدن گیت رخ داد.

در سال‌های ۱۹۷۳ تا ۱۹۷۶ عملیات تعویض کابل‌های معلق پل گلدن گیت اجرا شد. برای این کار، به ممنوعیت موقت عبور و مرور نیاز بود که در هشت دوره‌ی دو ساعته در خلوت‌ترین ساعت‌ها (۲:۳۰ تا ۴:۳۰ صبح) انجام شد. از تعطیلی‌های طولانی دیگر می‌توان به سه روز تعطیی گلدن گیت در سال ۲۰۱۵ اشاره کرد که به‌خاطر نصب دیواره‌ی محافظ قابل حمل میان جاده‌ای رخ داد. این پروژه هزینه‌ای بالغ بر ۳۰ میلیون دلار داشت.

تعمیر و نگه‌داری

گلدن گیت مانند هر ساختار راه و جاده‌ای دیگر در جهان، قوانین و محدودیت‌های خاص خود را دارد. محدودیت سرعت روی پل در دوره‌های متعدد تغییر کرد و اکنون، ۷۲ کیلومتربرساعت عنوان می‌شود. در زمان عبور مرکز دریافت عوارض در مسیر شمال به جنوب پل، حداکثر سرعت مجاز به ۳۶ کیلومتربرساعت کاهش پیدا می‌کند. از قوانین اجرایی دیگر در گلدن گیت می‌توان به ممنوعیت پرواز پهپاد در نزدیکی و روی پل اشاره کرد که به‌خاطر خطر سقوط پهپاد و خسارت جانی و مالی به بازدیدکننده‌های پل، وضع شده است.

هیئت‌مدیره‌ی پروژه‌ی گلدن گیت برای بهینه‌سازی عملکرد و خدمت‌رسانی سازه و حفظ آن در طولانی مدت، برنامه‌های تعمیر و نگه‌داری متعددی را تصویب کرده است. مهندسان سازه، نقاش‌ها، مهندسان عملیات و مکانیک، مهندسان برق و ارتباطات و بسیاری گروه‌های تخصصی دیگر به‌عنوان نیروی انسانی ثابت گلدن گیت فعالیت می‌کنند که فرایندهای منظم حفظ و نگه‌داری را برعهده دارند. به‌عنوان مثال، عملیات رنگ‌آمیزی پل گلدن گیت همیشه به‌صورت منظم و طی بازرسی‌هایی که تیم نظارت انجام می‌دهند، اجرا می‌شود.

 میخ پرچ قدیمی پل گلدن گیت / Golden Gate

یکی از میخ‌پرچ‌های قدیمی فرسوده و تعویض‌شده از گلدن گیت

اطلاعات مهندسی و آماری پل گلدن گیت

پل گلدن گیت که امروز به‌عنوان یکی از عجایب جهان مدرن شناخته می‌شود، مشخصات فنی و قابلیت‌های مهمی دارد که برای علاقه‌مندان بسیار جذاب خواهد بود. در این بخش تلاش می‌کنیم تا اطلاعات مهندسی و آماری پل را به‌صورت جدول و فهرست‌های توضیحی ارائه کنیم.

طول، عرض، ارتفاع و وزن

مشخصه مقدار
طول پل از تکیه‌گاه سن‌فرانسیسکو تا مارین ۲،۷۳۷ متر
طول دهانه‌ی معلق شامل دهانه‌ی اصلی و دو دهانه‌ی کناری ۱،۹۶۶ متر
طول بخش معلق در سازه‌ی معلق بین دو برج ۱،۲۸۰ متر
طول یکی از بخش‌های معلق کناری ۳۴۳ متر
عرض پل ۲۷ متر
عرض جاده‌ ۱۹ متر
عرض هر پیاده‌رو ۳ متر
بالاترین ارتفع از سطح آب ۶۷ متر
وزن هریک از لنگرگاه‌ها ۶۰ هزار تن
مجموع وزن پل شامل تمامی بخش‌ها همچون لنگرگاه و ورودی‌ها (۱۹۳۷) ۸۹۴،۵۰۰ تن
مجموع وزن پل شامل تمامی بخش‌ها همچون لنگرگاه و ورودی‌ها (۱۹۸۶)
(وزن پل در این سال به‌خاطر بازطراحی و تغییر زیرساخت بتن مسلح کاهش یافت)
۸۸۷ هزار تن

 اطلاعات پل گلدن گیت / Golden Gate

طرح مشخصات کلی گلدن گیت

انحراف و ظرفیت تحمل بار

پل گلدن گیت امکان جابه‌جایی و انحراف ارتفاعی به میزان ۴/۸ متر دارد. در میانه‌ی پل، حداکثر انحراف به سمت پایین (که توسط مهندسان در سازه پیاده‌سازی شده است) ۳/۳ متر و به سمت بالا ۱/۸ متر گزارش می‌شود (انحراف ایجادشده بر اثر بار زنده‌ی ترافیکی و زمین‌لرزه). همچنین برای تحمل بادهای شدید منطقه‌ی گلدن گیت، پل مذکور امکان انحراف عرضی در مرکز به میزان ۸/۴ متر دارد. وزن قابل تحمل در هر فوت از طول پل، ۱،۸۱۴/۴ کیلوگرم است.

انحراف مجاز در پل گلدن گیت، به‌خاطر ماهیت معلق آن لحاظ شده است. همان‌طور که در بخش‌های قبلی گفتیم، پل معلق انعطاف‌پذیر است و عموما به‌خاطر محل نصب که ازلحاظ زمین‌شناسی شرایط دشوار (مانند زمین‌لرزه) دارد، باید امکان جابه‌جایی و انحراف از مرکز داشته باشد. درواقع انحراف مجاز به گلدن گیت امکان می‌دهد تا در شرایطی همچون طوفان و زمین‌لرزه‌های پی‌درپی منطقه‌ی کالیفرنیا، با انعطاف‌پذیری بار ناگهانی وارد شده را کنترل کند.

یکی از نقاط ضعف پل‌های معلق، عدم تحمل بار ثابت شدید است. درواقع پل معلق برای رسیدن به انعطاف لازم، نیاز به سفتی کمتری در تحمل بار دارد. البته درنهایت مهندسان حداکثر انحراف و انعطاف طولی و عرضی را مشخص می‌کنند تا مدیریت ترافیک روی پل و همچنین مدیریت تعطیلی درصورت بار زیاد عرضی، مشخص شود. در طول تاریخ، پل‌‌های معلق متعددی به‌خاطر فشار بیش از حد از انحراف مجاز، دچار سانحه‌های خطرناک شده‌اند. از میان آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • پل بروتون در سال ۱۸۳۱ به‌خاطر رزونانس ایجادشده از رژه‌ی سربازها از یک سمت تخریب شد.
  • پل یارموث به‌خاطر بار اضافی واردشده توسط بازدیدکننده‌های یک جشن عمومی، در بخش زنجیرها‌ی مهار دچار ثانحه شد (۱۸۴۵).
  • پل انجرز در سال ۱۸۵۰ به‌خاطر رزونانس جریان باد و رژه‌ی سربازهای فرو ریخت.
  • پل تاکوما نروز در سال ۱۹۴۰ به‌خاطر ضعف در طراحی مدیریت فشار باد (آئرودینامیک) دچار نوسان شدید شد و فرو ریخت.
  • پل عابر پیاده‌ی معلقی در آرکانزاس، بر اثر نوسان ایجادشده توسط عابران فرو ریخت.

اطلاعات برج‌های اصلی

پل گلدن گیت دو برج اصلی در میانه دارد که دو کابل اصلی حامل بار به آن‌ها متصل شده است.

مشخصه مقدار
ارتقا برج از سطح دریافت ۲۲۷ متر
ارتفاع برج از جاده‌ی پل ۱۵۲ متر
ابعاد پایه‌ی هر برج ۱۰*۱۶ متر
بار وارد شده به هر برج از سمت کابل‌ها ۵۶ میلیون کیلوگرم
وزن مجموع دو برج ۴۴ هزار تن
انحراف مجاز عرضی هر برج ۰/۳۲ متر
انحراف طولی مجاز هر برج ۰/۵۶ متر به سمت ساحل و ۰/۴۶ متر به سمت دریا
عمق پایه‌ی برج جنوبی در زیر آب ۳۴ متر

اطلاعات کابل‌ و بتن

دو کابل اصلی در پل گلدن گیت وجود دارد که با عبور از برج‌های اصلی در دو انتهای پل توسط لنگرگاه‌های عظیم حفظ می‌شوند. جنس کابل‌ها از فولاد کربنی گالوانیزه است که در همان محل پل در زمان نصب، پیچیده شدند و ۶ ماه و ۹ روز، فرایند ساخت آن‌ها به طول انجامید. قطر هریک از کابل‌ها با احتساب پوشش بیرونی به ۰/۹۲ متر می‌رسد. طول هرکدام نیز ۲،۳۳۲ متر گزارش می‌شود. مجموع طول سیم گالوانیزه‌ای که برای ساختن مجموع دو کابل اصلی استفاده شد، ۱۲۹ هزار کیلومتر بود. یک میلیون سیم برای ساختن کابل به کار رفت که هر کدام قطر نزدیک به پنج میلی‌متر داشتند.

پل گلدن گیت از ۲۵۰ جفت طناب عمودی بهره می‌برد که هرکدام نزدیک به ۷ سانتی‌متر قطر دارند. در طول کابل‌های اصلی پل گلدن گیت، در هر ۱۵ متر مکان‌های اتصال طناب‌های عمودی قرار دارد. در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ سیستم مهار جدیدی به پایین پل اضافه شد که بار وارده به طناب‌های عمودی و درنهایت پیچ‌های اتصال به کابل‌های اصلی را افزایش داد. مهندسان تخمین زدند که ۵۰ درصد بار اضافه به پیچ‌ها وارد می‌شود. در سال ۱۹۵۴ پیچ‌ها مجددا تنش‌دهی و تقویت شدند. در دهه‌ی ۱۹۷۰ نیز زمان تعویض طناب‌های عمودی پل رسیده بود که مجددا با افزایش تنش‌دهی به پیچ‌ها همراه شد.

کابل اصلی گلدن گیت / Golden Gate

برشی از سطح مقطع کابل اصلی گلدن گیت که سیم‌های بسیار زیادی در آن پیچیده شده‌اند

در زمان ساخت پل گلدن گیت، در مجموع از ۲۹۷،۴۷۵ متر مکعب بتن استفاده شد که جزئیات آن را در ادامه می‌خوانید:

  • اسکله و سپر سن‌فرانسیسکو: ۹۹،۴۰۰ متر مکعب
  • اسکله‌ی مارین: ۱۸،۰۰۰ متر مکعب
  • لنگرگاه‌ها، ستون‌ها و محل نگه‌داری کابل‌ها: ۱۳۹،۱۶۰ متر مکعب
  • ورودی‌ها: ۲۱،۸۰۰ متر مکعب
  • سنگ‌فرش: ۱۹،۱۱۵ متر مکعب

آمارهای درآمدی و عوارض

پل گلدن گیت از سال ۲۰۰۰ به‌صورت رسمی از برنامه‌ای به‌نام FasTrak برای دریافت الکترونیکی هزینه‌ها استفاده می‌کند. هزینه‌ی عبور و مرور خودروها از این بنای تاریخی در طول سال‌های گذشته دستخوش تغییرهای زیادی شد. از سال ۲۰۱۸، هزینه‌ی عوارض هر پلاک خودرو درصورت پرداخت با سیستم سنتی، هشت دلار بیان شد که درصورت استفاده از FasTrak به هفت و درصورت عضویت در کارپول به پنج دلار کاهش پیدا می‌کند. جالب است بدانید در سال ۱۹۳۷ و زمان افتتاح پل، هزینه‌ی عبور یک‌طرفه از آن ۵۰ سنت و هزینه‌ی رفت‌وآمد، یک دلار دریافت می‌شد.

 جاده پل گلدن گیت / Golden Gate

خلوت‌ترین روز پل گلدن گیت در تاریخچه‌ی نزدیک به یک قرن، چهارم و پنجم ژانویه‌ی ۱‍۹۸۲ بود که به‌خاطر طوفان در منطقه‌ی خلیج سن‌فرانسیسکو، تنها ۳،۹۲۱ خودرو در یک روز از پل عبور کردند. در شلوغ‌ترین روز در ۲۷ اکتبر ۱۹۸۹ نیز ۱۶۲،۴۱۴ خودرو از روی پل عبور کردند. امروزه به‌صورت میانگین روزانه ۱۱۲ هزار خودرو از گلدن گیت عبور می‌کنند. نکته‌ی جالب‌توجه اینکه آمار رفت‌وآمد از روی پل گلدن گیت در سال ۲۰۲۰ با کاهش زیادی روبه‌رو شد که به‌خاطر چالش‌‌های پیش آمده بر اثر ویروس کرونا، کاملا طبیعی محسوب می‌شود.

منطقه‌ی ویژه‌ی پل و آزادراه گلدن گیت، آمار درآمد سالیانه‌ی خود را از دریافت عوارض در وب‌سایت رسمی خود منتشر می‌کند. درآمد پل طبق اطلاعات سالانه در سال ۱۹۳۸ (اولین سال فعالیت گلدن گیت در ۱۲ ماه کامل)، ۱،۵۹۴،۹۵۸ دلار و در سال ۲۰۱۹، بیش از ۱۵۰ میلیون دلار بیان شده است. باتوجه‌به کاهش رفت‌وآمد در سال ۲۰۲۰، می‌توان کاهش درآمد را برای منطقه‌ی اقتصادی مذکور پیش‌بینی کرد.

گالری تصاویر گلدن گیت

سخن پایانی و نکات جالب درباره پل گلدن گیت

گلدن گیت / Golden Gate

  • رنگ پل گدن گیت، به‌نام «نارنجی بین‌المللی (Internation Orange) شناخته می‌شود. پیشنهادهای اولیه، رنگ‌های راه‌راه سفید و قرمز و سفید و زرد بودند که درنهایت رنگ نارنجی به‌‌خاطر هماهنگی بهتر با محیط اطراف، انتخاب شد. فرمول RGB رنگ پل گلدن گیت از این قرار است: Cyan: 0, Magenta: 69, Yellow: 100, Black: 6
  • تا سال ۲۰۱۵، بیش از دو میلیارد وسیله‌ی نقلیه از روی پل گلدن گیت عبور کرده بودند.
  • بسیاری از فیلم‌ها و سریال‌های آمریکایی، از پل گلدن گیت به‌عنوان نمادی جذاب در صحنه‌های خود استفاده کرده‌اند. از مهم‌ترین نمونه‌ها می‌توان به The Maltese Falcon ،Vertigo ،Superman: The Movie, A View to a Kil و Rise of the Planet of the Apes اشاره کرد.
  • تعداد ۶۰۰ هزار میخ پرج گالوانیزه در هریک از برج‌های پل گلدن گیت به کار رفته است.
  • تصویر مه‌آلودی که در بسیاری از عکس‌های گلدن گیت دیده می‌شود، به‌خاطر خود پل است که در ایجاد مه درکنار سازه تأثیر دارد.
  • گلدن گیت تا سال ۱۹۶۴ به‌عنوان بلندترین پل معلق جهان شناخته می‌شد.
  • رنگ مبتنی بر سرب پل، در دوره‌ای ۳۰ ساله به‌مرور با رنگ جدید جایگزین شد است.

 مقایسه پل گلدن گیت / Golden Gate

مقایسه‌ی گلدن گیت با بلندترین پل‌های جهان

سازه‌های تاریخی قرن بیستم که انواع آن‌ها را در سرتاسر جهان می‌بینیم، همگی نقش نمادین مهمی در تاریخ معاصر داشته‌اند. گلدن گیت امروز به‌عنوان نمادی از سن‌فرانسیسکو یا به بیان بهتر، ایالات متحده شناخته می‌شود. پلی که در ابتدای فرایند ساخت با چالش‌ها و مقاومت‌های متعددی روبه‌رو بود؛ اما پس از اتمام پروژه، تقریبا همه‌ی آمریکایی‌ها و حتی اکثر مردم جهان، زبان به تحسین آن گشودند. پلی که ساختنش «غیرممکن» بود، اکنون عمری نزدیک به یک قرن دارد و هنوز، یکی از نمادهای مدرن شهرسازی محسوب می‌شود.

دسته‌ها
Uncategorized

ردمی 9A و ردمی 9C شیائومی معرفی شدند


ردمی، زیربرند نام‌آشنای شیائومی، در اوایل ماه جاری میلادی از گوشی ردمی ۹ پرده‌برداری کرد. ردمی ۹ گوشی هوشمندی با قیمت مقرون‌به‌صرفه و سخت‌افزار مناسب است که به‌خوبی کارهای روزمره‌ی کاربران را انجام می‌دهد. ردمی در همین راستا به‌تازگی دو عضو دیگر نیز به خانواده‌ی ردمی ۹ اضافه کرده است: ردمی ۹ ای (Xiaomi Redmo 9A) و ردمی ۹ سی (Xiaomi Redmi 9C). شیائومی مدعی است که ردمی 9A و ردمی 9C «استانداردی جدید برای گوشی‌های اقتصادی تعیین می‌کنند».

ردمی تاکنون مشخصات فنی کامل دو گوشی موردبحث را با رسانه‌ها در میان نگذاشته و صرفا از هر کدام یک تصویر منتشر کرده است. این شرکت با انتشار پستی جدید در فیسبوک، قابلیت‌های کلیدی گوشی‌های جدید را اعلام کرد. بر همین اساس ردمی 9A شیائومی دارای تراشه‌ی هلیو G25 است و دو گیگابایت حافظه‌ی رم به‌همراه ۳۲ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی دارد.

ردمی 9A به‌منظور به‌تصویر کشیدن محتوای بصری به صفحه‌نمایشی ۶/۵۳ اینچ با بریدگی قطره‌ای‌شکل مجهز شده است که از وضوح 720p بهره می‌برد. ردمی 9A شیائومی همچنین دارای باتری ۵٬۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی است. در گوشی ردمی 9A از دوربین یگانه با حسگر ۱۳ مگاپیکسلی استفاده شده است. به‌علاوه این گوشی در پنل جلویی خود از دوربینی با حسگر ۵ مگاپیکسلی بهره می‌برد. 

ردمی 9A شیائومی رنگ آبی پنل پشتی و جلویی لیست مشخصات فنی

ازطرفی ردمی 9C را داریم که برای پردازش کارهای مختلف به سیستم-روی-چیپ هلیو G35 مدیاتک مجهز شده است و از دو گیگابایت حافظه‌ی رم در کنار ۳۲ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی استفاده می‌کند. در ردمی 9C همچون ردمی 9A شاهد صفحه‌نمایشی ۶/۵۳ اینچ با وضوح HD پلاس و بریدگی قطره‌ای‌شکل هستیم. در این گوشی نیز از باتری با ظرفیت ۵٬۰۰۰ میلی‌آمپرساعت استفاده شده است. شباهت دیگر بین دو گوشی، بهره‌مندی از دوربین سلفی ۵ مگاپیکسلی است.

در ردمی 9C نیز از دوربین اصلی ۱۳ مگاپیکسلی استفاده می‌شود، اما برخلاف ردمی 9A که از دوربین یگانه استفاده می‌کند، ردمی 9C به دوربین سه‌گانه مجهز شده است. در حال حاضر نمی‌دانیم که به‌غیر از دوربین ۱۳ مگاپیکسلی، دو دوربین دیگر با چه هدفی در گوشی گنجانده شده‌اند. احتمالا یکی از آن‌ها دارای لنز فوق عریض و دیگری دارای لنز تله‌فوتو باشد یا این‌که به‌منظور عمق‌سنجی صحنه‌ها مورداستفاده قرار گیرد. در پنل پشتی ردمی 9C از حسگر اثر انگشت استفاده شده است؛ قابلیتی که در 9A دیده نمی‌شود.

ردمی 9C شیائومی نارنجی دوربین پشتی نمایشگر لیست مشخصات فنی

قیمت گوشی شیائومی ردمی 9A برابربا ۸۵ دلار خواهد بود، درحالی که مدل 9C با قیمت ۱۰۰ دلار در دسترس قرار می‌گیرد. از قرار معلوم شیائومی قصد دارد ردمی 9A را روز هفتم ژوئیه ۲۰۲۰ (۱۷ تیر ۱۳۹۹) روانه‌ی بازار مالزی کند. تاریخ عرضه‌ی ردمی 9C برای اواخر ماه ژوئیه (اوایل مرداد) تعیین شده است.

شما کاربران زومیت چه دیدگاهی درمورد گوشی‌های جدید شیائومی دارید؟

دسته‌ها
Uncategorized

فینالیست‌های مسابقه عکاسی آلفا سونی ۲۰۲۰ مشخص شدند


تصاویر نهایی مسابقه عکاسی آلفا سونی ۲۰۲۰ از میان هزاران عکس اعلام شدند. این عکس‌ها در ۱۱ دسته‌بندی مختلف از نجوم تا عکاسی قرار دارند و تمام آن‌ها با دوربین‌های سونی گرفته شده‌اند.

بر اساس گزارش New Atlas، امسال تصاویر زیادی در این رقابت شرکت کرده بودند که حتی شگفتی داور این مسابقه، «رابین مون» را به همراه داشته است. برای ثبت برخی از این تصاویر از تجهیزاتی با ارزش نزدیک به ۲۰ هزار دلار استفاده شده است. این مسابقه منحصر به عکاسان استرالیایی و نیوزلندی می‌شود.

در ادامه نگاهی به فینالیست‌های این مسابقه داریم:

فینالیست عکاسی نجوم: کهکشان راه شیری بالای درخت واناکا

فینالیست عکاسی نجوم: طلوع ماه در کاترین هیل بی

فینالیست عکاسی نجوم: فوران کوه تاراناکی

فینالیست عکاسی از دریا: بکواش

فینالیست عکاسی از دریا: پیچ و تاب طلایی

فینالیست عکاسی از دریا؛ دندانه کوه یخی

فینالیست عکاسی کامپکت: زندگی نزدیک

فینالیست عکاسی کامپکت: در خیابان وین

فینالیست عکاسی کامپکت: کاردینال تاج قرمز

فینالیست عکاسی خلاق: ورود

فینالیست عکاسی خلاق: دور ریخته شده

فینالیست عکاسی ورزشی: Sunrise Bokeh Barrel

فینالیست عکاسی ورزشی: آتش در افق

فینالیست عکاسی ادیتوریال: مهبوله

فینالیست عکاسی ادیتوریال: خجالتی

فینالیست عکاسی ادیتوریال: میهم شاد

فینالیست عکاسی شهری: مدیتیشن

فینالیست عکاسی شهری: سگ و بانو

فینالیست عکاسی منظره: درخشش طلایی

فینالیست عکاسی منظره: متروک

فینالیست عکاسی منظره: جنگل مسحور

فینالیست عکاسی طبیعت: به سوی نور

فینالیست عکاسی طبیعت: اگر فرار کنی، میمیری

فینالیست عکاسی طبیعت: حمام کاکایی نوک‌ قرمز

فینالیست عکاسی طبیعت: محافظ پلیکان

سونی

فینالیست عکاسی عروسی: راه رفتن روی آب

دسته‌ها
Uncategorized

چرا برخی فیزیک‌دان‌ها به وجود جهان آینه‌ای باور دارند؟


طبق ادعای برخی پژوهشگرها، ناسا ذراتی از جهانی موازی را کشف کرده است که در این جهان زمان به عقب می‌رود. این ادعا اشتباه بود اما فرضیه‌ی اصلی بسیار هیجان‌انگیزتر و عجیب‌تر است و به داستان بیگ‌بنگ بازمی‌گردد.

برخی تیترهای هیجانی درباره‌ی جهان آینه‌ای با الهام از یافته‌های مقاله‌ای مبهم در سال ۲۰۱۸ نوشته شدند. این مقاله هرگز در مجلات معتبر منتشر نشد. طبق این پژوهش جهان می‌تواند انعکاسی آینه‌ای در طول زمان داشته باشد؛ این انعکاس، جهان دیگری است که در آن سوی بیگ‌بنگ قرار دارد. در صورتی که این پژوهش صحیح باشد و مجموعه‌ای از فرضیه‌های عجیب به واقعیت تبدیل شوند می‌توان پدیده‌ی جدید ذرات قطبی را توضیح داد. فرضیه‌ی کشف جهان موازی برای اولین‌بار در مجله‌ی بریتانیایی دیلی استار مطرح شد و مجله‌های آمریکایی و بریتانیایی دیگر از جمله نیویورک پست از آن اقتباس کردند.

آینه‌ی جهان ما

برای درک بهتر فرضیه‌ی دیلی استار، لازم است به بررسی ادعای دو مقاله‌ی مجزا از سال ۲۰۱۸ بپردازیم. اولین مقاله متعلق به لاتام بویل، فیزیکدان مؤسسه‌ی پریمتر اونتاریوی کانادا و همکاران او است. آن‌ها جهان آینه‌ای را به‌صورت انعکاسی از جهان در طول زمان تعریف می‌کنند. این مقاله در دسامبر ۲۰۱۸ در مجله‌ی Physical Review Letters منتشر شد (قبل از آن در ماه مارس روی سرور arXiv قرار گرفته بود).

جان لرند، اخترفیزیک‌دان دانشگاه هاوایی و یکی از مؤلفان مقاله‌ی دوم است. پژوهش او تعمیم یکی از نظریه‌های بنیادین درباره‌ی شکل‌گیری جهان است: ماده‌ی تاریک سرد لامبدا (ΛCDM). نظریه‌ی لامبدا سی دی ام، کیهان را با دو فرضیه‌ی کلیدی توصیف می‌کند: ماده‌ی تاریک ناشناخته‌ای که منجر به انبساط کیهان می‌شود و با بازگشت به گذشته جهان در یک نقطه متراکم می‌شود. فرضیه‌ی دوم ماده‌ی نامرئی است که روی مواد مرئی موجود در جهان تأثیر گرانشی دارد اما هیچ نوری را تولید نمی‌کند. این ماده‌ی تاریک بیشترین بخش جرم جهان را تشکیل می‌دهد. به گفته‌ی لرند:

نظریه‌ی لامبدا برای بسیاری از نمونه‌ها صدق می‌کند اما انحراف‌های توزیع در مدلسازی آن دیده می‌شوند.

برای مثال اندازه‌گیری‌های انبساط منطبق با زمان نیستند؛ بنابراین اندازه‌گیری انبساط براساس داده‌های جهان آغازین منطبق با اندازه‌گیری‌های مدرن نیست. علاوه بر این مدل لامبدا نمی‌تواند علت وجودی ماده را توصیف کند؛ زیرا طبق پیش‌بینی این مدل، ماده و پادماده پس از بیگ‌بنگ با سرعت‌های یکسانی شکل گرفته‌اند و یکدیگر را خنثی کرده‌اند.

جهان جدید بویل و همکاران، به تکینگی آغاز زمان و انعکاس آن در آن سوی بیگ‌بنگ اشاره دارد. آن‌ها داستان خود را این‌گونه توصیف می‌کنند: جهان کنونی را به‌صورت دایره‌ای مسطح و عریض در نظر بگیرید که در بالای دایره‌ی کوچک‌تر دیروزی قرار دارد و این دایره هم خود روی دایره‌ی کوچکتری در روز قبل‌تر قرار دارد.

نظریه بویل

تصور بویل و همکاران از جهان آینه‌ای

کل دایره‌ها را از امروز تا دوران بیگ‌بنگ جمع کنید تا به نقطه‌ی پایانی قیف برسید. ستاره‌شناس‌ها برای بررسی اعماق فضا، درواقع از نظر زمانی به عقب برمی‌گردند. برای مثال فاصله‌ی کهکشان GN-z11 تا زمین ۱۳/۴ میلیارد سال نوری است. این یعنی تصویری که از این کهکشان دریافت شده است مربوط به ۱۳/۴ میلیارد سال قبل و درست ۴۰۰ میلیون سال پس از بیگ‌بنگ است.

قبل از آن، عصر تاریک جهان میلیون‌ها سال طول کشید و هیچ شیء درخشانی در آسمان وجود نداشت و باز هم قبل‌تر، جهان قدیمی‌ترین رویداد قابل رصد را تولید کرده بود: تابش مایکروویوی پس‌زمینه‌ی کیهانی (CMB) که درست ۳۷۰ هزار سال پس از بیگ‌بنگ و با سرد شدن گاز پلاسمای داغ، تشکیل شد. تلسکوپ‌ها قادر به رصد پدیده‌های پیش از CMB نیستند. به گفته‌ی بویل بازگشت به عقب مانند نگاه کردن به داخل قیفی کیهانی است.

به این ترتیب داستان لامبدا سی‌دی‌ام با تبدیل جهان به نقطه‌ای واحد به پایان می‌رسد که پشت CMB پنهان شده است. نظریه‌ی بویل به بررسی دیواری می‌پردازد که CMB در طول زمان شکل داده‌ است و به نتیجه‌ی متفاوتی درباره‌ی پشت دیوار CMB می‌رسد.

به عقیده‌ی لنرد، طبق دیدگاه استاندارد، کسر کوچکی از ثانیه پس از بیگ‌بنگ مانند یک هرج‌و‌مرج یا بی‌نظمی بزرگ بوده است که معادلات فیزیکی فعلی هنوز قادر به توصیف آن نیستند. هنوز مشخص نیست در آن لحظه چه اتفاقی افتاده است و این رویداد دقیقا پشت CMB و در پائین‌ترین نقطه‌ی قیف کیهانی مخفی شده است. در کیهان‌شناسی لامبدا سی‌دی‌ام، اولین فصل از تاریخچه‌ی جهان پر از بی‌نظمی و هرج‌و‌مرج است و به سختی می‌توان آن را درک کرد.

تابش پس‌زمینه‌ی کیهانی مانع از بررسی رویدادهای پس از بیگ‌بنگ می‌شود

اما CMB آن قدر هم بی‌نظم نیست بلکه براساس نظریه‌ی لامبدا سی‌دی‌ام، ساختار ساده‌ای است که پس از فرایند مسطح ‌شدن جهان رخ داده است و در اواخر ثانیه‌ی اول، بی‌نظمی‌ها را از بین برده است. جهان منظم کنونی از هرج و مرجی کوتاه شکل گرفته است که در CMB ثبت شده است. به گفته‌ی لنرد:

ما علاقه‌مند به بررسی تصویری ساده‌تر بودیم که در آن بتوانیم با مقادیر ظاهری به شواهدی دست پیدا کنیم. شاید بگویند رسیدن به بیگ‌بنگ امکان‌پذیر نیست؛ اما ما با نگاهی دقیق‌تر و ساده می‌توانیم تا بیگ‌بنگ پیش‌ برویم. در دیدگاه فضا زمانی فعلی، بیگ بنگ پشت CMB مخفی شده است؛ اما نظریه‌ی ما بسیار ساده‌تر از اغلب تکینگی‌هایی است که در نظریه‌ی گرانش انیشتین صدق می‌کنند. این نظریه نوعی بسیار خاص از تکینگی فراساده است که در آن می‌توان ازطریق تکینگی به راه‌حلی برای معادلات فضازمانی رسید.

با اینکه مشاهدات فعلی، اتفاق‌های قبل از CMB را نشان نمی‌دهند، مدل‌های کیهان‌شناسی عادی، قبل از این رویداد را هم ترسیم می‌کنند؛ اما عموما در بیگ‌بنگ متوقف می‌شوند. بویل با اشاره به جهان دومی که در آن سوی بیگ‌بنگ قرار دارد می‌گوید:

فیزیک‌دان‌ها می‌گویند از نظر تحلیلی جهان پس از بیگ‌بنگ هم ادامه پیدا می‌کند و قیف دیگری را تشکیل می‌دهد. از طرفی تا وقتی جهان قابل رویت باشد می‌تواند معادلات آن را توصیف کرد.

جهانی که داخل قیف دوم قرار دارد از نظر فضازمانی فاصله‌ی زیادی با ما دارد و نمی‌توان آن را دید. به‌نظر می‌رسد از نقطه‌‌ای که ما ایستاده‌ایم زمان به عقب برمی‌گردد. از طرفی موجودات آن جهان هم درست مانند ما به‌دنبال دیدن رویدادهای پیش از تابش پس‌زمینه‌ی کیهانی (CMB) هستند. زمان جهان مقابل هم از بیگ‌بنگ آغاز می‌شود. با فاصله گرفتن از بیگ‌بنگ جهانی دیگر در جهت مخالف ما تشکیل می‌شود؛ اما روند آن برخلاف تصور برخی، چندان هم معکوس نیست. جهان ما درست در آن سوی تاریخچه‌ی کهن جهان وجود دارد و جهان کهن همان جهانی است که در آن سوی بیگ‌بنگ قرار گرفته است.

وضعیت صفر ذره

به گفته‌ی بویل هیچ مدرکی برای جهان آینه‌ای وجود ندارد. بااین‌حال او معتقد است:

در صورت یافتن شواهد می‌توان گفت این جهان نسخه‌ای متقارن دارد که از بالای قیف قابل رویت نیست.

تقارن‌ها مانند زنگوله‌ای هستند که حقیقتی عمیق‌تر را آشکار می‌کنند. در صورتی که قیف دوگانه وجود داشته باشد، می‌توان به رمزگشایی از تقارنی پرداخت که سال‌ها است فکر فیزیک‌دان‌ها را به خود مشغول کرده است.

طبق تقارن فیزیکی که با عنوان تقارن بار، توازن، زمان (CPT) شناخته می‌شود، اگر ذره‌ای را به دوقلوی پادماده‌ی آن تبدیل کنید (تبدیل الکترون به پوزیترون) یا آن را به حالت راست دست درآورید یا حتی آن را در زمان به عقب برگردانید، ذره همان رفتار را خواهد داشت و درست مانند قبل از قوانین فیزیک اطاعت می‌کند (راست دستی یا چپ دستی به جهت حرکت و چرخش ذره اشاره دارند). به گفته‌ی لرند روزگاری همه تصور می‌کردند تقارن‌های بنیادی اجتناب‌ناپذیرند.

در نهایت چین شین وو، فیزیک‌دان دانشگاه کلمبیا در سال ۱۹۵۶ در آزمایشی ثابت کرد تقارن CPT مطلق نیست (دو همکار مردی که فرضیه‌ی اصلی را به وو پیشنهاد داده بودند به خاطر این کشف در سال ۱۹۵۷ برنده‌ی جایزه‌ی نوبل شدند اما او از گرفتن جایزه بازماند).

طبق آزمایش وو، C (بار) در تقارن CPT ناقص است؛ و آزمایش‌های بعدی ثابت کردند برخی ذرات قادر به شکستن C (بار) و P (توازن) هستند؛ اما به عقیده‌ی اغلب فیزیک‌دان‌ها، تقارن CPT در حالت کلی صحیح است و هیچ ذره‌ای پیدا نشده است که بتواند هر سه عنصر این تقارن را نقض کند. در سطح ذره‌ای، جهان هم در تقارن CPT صدق می‌کند.

اما مدل لامبدا سی‌دی‌ام فاقد تقارن CPT است و درنتیجه وضعیت صفر ذره در آن نامشخص است. وضعیت صفر ذره به ماهیت فضازمانی در شرایط خالی بودن ذرات گفته می‌شود؛ بنابراین تقارن CPT در مقیاس کل فضا نقض می‌شود. به گفته‌ی بویل در مدل او تقارن CPT جهانی حفظ می‌شود؛ اما در کیهان‌شناسی لامبدا سی دی ام این‌طور نیست. با اضافه کردن یک قیف دوم فضا زمانی، دیگر وضعیتی به‌نام وضعیت صفر ذره، مبهم نخواهد بود و عدم تقارن CPT جهانی هم برطرف خواهد شد. بویل می‌گوید:

شاید در نگاه اول فکر کنیم تقارن CPT جهان نقض شده است؛ اما درواقع ما به تصویر کامل نگاه نکرده‌ایم. در صورتی که جهان، متقارن CPT باشد و به‌جای یک قیف فضا زمانی از دو قیف تشکیل شده باشد، چگونه می‌توان قوانین فیزیک را تعریف کرد؟

آنیتا

پژوهشگرها در حال راه‌اندازی آزمایش ANITA در قطب جنوب

حقیقت کشف دانشمندان ناسا

یکی از مهم‌ترین نتایج جهان متقارن CPT، می‌تواند توصیف ساده‌ی ماده‌ی تاریک باشد. یک مجموعه از نظریه‌های رایج درباره‌ی مواد نامرئی، به وجود نوع چهارم نوترینو یا استریل نوترینو اشاره کرده‌اند. تقارن CPT بویل هم در این مسیر قرار می‌گیرد. سه ماده‌ی سازنده‌ی نوترینو یعنی الکترون نوترینو، میون نوترینو و تاو نوترینو هر سه چپ دست هستند. درنتیجه، بدون انطباق با شریک راست‌دست خود به اطراف حرکت می‌کنند. طبق مدل استاندارد برخلاف ذره‌های دیگر، نوترینوها شریکی ندارند؛ اما جهان متقارن CPT متناظر با این نظریه نیست و نشان می‌دهد نوترینوها دارای شریک هستند.

طبق مدل کیهان‌شناسی بویل و همکاران به ازای هر نوترینوی چپ دست در مدل استاندارد، شریک راست دستی وجود دارد؛ اما این ذرات آینه‌ای چپ دست و راست دست برخلاف کوارک‌ها به یکدیگر نمی‌چسبند. بلکه دو نوترینوی راست دست در فضا زمان گم می‌شوند و از دید ما در جهان آغازین مخفی می‌شوند. شریک راست دست سومی هم در یکجا ثابت باقی‌مانده است.

هنوز مشخص نیست کدام یک از سه نوترینوی شناخته شده شریک هستند؛ اما امضای مشخصی از انرژی وجود دارد: ۴۸۰ پیکوالکترون ولت (PeV) که مقیاسی برای جرم ذره هستند و نوترینوی ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی کل ماده‌ی تاریک موجود در جهان را تشکیل می‌دهد. جزئیات جهان متقارن CPT و نوترینوی ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی پیچیده هستند و تعداد کمی از فیزیک‌دان‌ها موفق به درک آن شده‌اند. به گفته‌ی بویل:

این افراد از اعضای قابل احترام این رشته هستند؛ اما با وجود پیچیدگی‌ بالای پژوهش‌هایشان، نمی‌توان با قطعیت گفت نظریه‌های آن‌ها درست یا نادرست هستند.

به‌طور کلی پیشگویی ذره‌ی ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی بر لرند تأثیر زیادی گذاشته است. چهار سال پیش، آشکار‌ساز ذره‌ای که از بالنی بر فراز قطب جنوب معلق بود، رویدادی را کشف کرد که با فیزیک قابل توصیف نبود: ابزار ANITA (آنتن گذار تکانشی قطب جنوب) سیگنال‌هایی از ذرات پرانرژی را دریافت کرد که از یخ‌های قطبی سرچشمه می‌گرفتند. اغلب پژوهشگران ابزار ANITA از دانشمندان ناسا نیستند؛ اما این پروژه با سرمایه‌گذاری ناسا انجام شد.

ذره‌ی قطبی هیچ نظیری ندارد. هیچ کدام از ذرات شناخته‌ی شده‌ی مدل استاندارد نمی‌توانند کل مسیر را در زمین طی کنند و با انرژی بالا به سمت دیگر راه پیدا کنند؛اما ذره‌ی قطبی چنین رفتاری داشت. در ژوئن ۲۰۲۰، استریل نوترینو به محبوب‌ترین توصیف ذره‌ی آنیتا تبدیل شد. لرند که در اوایل پروژه‌ی آنیتا حضور داشت، رقم ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی را هم تراز با یافته‌های آنیتا می‌داند.

مقاله‌های مرتبط:

در صورتی که ذرات از فضا آمده باشند و سپس برای تولید ناهنجاری به سمت زمین نوسان کرده باشند، زیر سطح قطبی دچار فروپاشی شدند و به دوشی از ذرات سبک‌تر تبدیل شدند که آنیتا در نهایت آن‌ها را کشف کرده است. نوترینوی ماده‌ی تاریک ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی در مدل بویل در محدوده‌ی جرمی ذره‌ی اسرارآمیز آنیتا قرار می‌گیرد.

لرند و تیمی از چهار پژوهشگر دیگر، طرحی را ارائه دادند که در آن نوترینوی ماده‌ی تاریک ۴۹۰ پیکوالکترون‌ولتی رفتار مشابهی با ذره‌ی آنیتا داشت. آن‌ها مقاله‌ی خود را در سال ۲۰۱۸ با عنوان «رویدادهای ANITA، شواهدی برای جهان متقارن CPT» در پایگاه‌ داده‌ی arXiv منتشر کردند. بعدا دیلی استار، این عنوان را به عنوانی گیج‌کننده تغییر داد.

اگر ذره‌ی ANITA واقعا منطبق با طرح بویل باشد، می‌توان آن را شاهدی قوی بر وجود کیهان دو قیفی در نظر گرفت؛ اما این تازه آغاز راه است و برای اثبات قضیه باید ذره را به قطب جنوب نزدیک کرد. طبق مدل‌ها، ذرات کاندیدای ماده‌ی تاریک مانند نوترینوی ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی، بلافاصله پس از برخورد با زمین به مرکز زمین سقوط می‌کنند و برای تولید ناهنجاری آنیتا به اندازه‌ی کافی نزدیک به قطب نیستند.

به اعتقاد پژوهشگرها، شاید برخورد با دیسک نامرئی ماده‌ی تاریک منجر به تحریک نوترینوهای ۴۸۰ پیکوالکترون ولتی شده است که برخی از آن‌ها به سطح زمین نزدیک شده‌اند. لرند این فرضیه را ایده‌ای هیجان‌انگیز می‌داند اما هنوز دلایل کافی و قانع‌کننده‌ای ندارد. او می‌گوید: «باید به روش‌های دیگری مثل نزدیک کردن ذره به قطب و رساندن آن‌ها به حسگرهای ANITA هم فکر کرد.»

گرچه لرند و همکاران او سخت مشغول کار روی مقاله‌ هستند، او معتقد است نتایج به دست آمده اشتباه هستند. او می‌افزاید:

بین کیهان‌شناسان این فرضیه متداول است که شاید یک بار در مدل کیهان‌شناسی به نتایج خوبی برسید؛ اما برای بار دوم کمی دشوارتر است و من معتقدم باید حداقل دو یا سه بار نتایج تکرار شوند.

بویل هم با لرند موافق است. با اینکه ایده‌ی استفاده از فرضیه‌های او برای توصیف ANITA جذاب بودند، او معتقد است اعداد به اندازه‌ی کافی معقول نیستند؛ اما او از فرضیه‌ی بنیادین جهان متقارن CPT مطمئن است. او می‌گوید: «معتقدم این فرضیه صرف‌نظر از درستی یا نادرستی در مسیر صحیحی قرار دارد و بسیار درباره‌ی آن هیجان‌زده هستم.»

دسته‌ها
Uncategorized

۱۰ شکست تاریخی در پرتاب‌های فضایی [تماشا کنید]


در حالی که اسپیس ایکس اخیرا توانسته از خاک ایالات متحده آمریکا فضانوردان ناسا را روانه ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) کند، همیشه پرتاب راکت‌ها با موفقیت همراه نیستند. در اینجا نگاهی به تعدادی از بزرگترین شکست‌ها در پرتاب‌های فضایی خواهیم داشت.

توسعه و تولید یک راکت برای ارسال محموله به فضا هزینه بسیار بالایی را طلب می‌کند، بنابراین ایجاد هرگونه مشکل برای آن‌ها دردناک است، چه برسد به اینکه موشک در هنگام راه‌اندازی یا چندین ثانیه پس از پرتاب منفجر شود. سازمان‌ها و شرکت‌های فعال در حوزه فضایی برای جلوگیری از این موضوع، قبل از پرتاب نهایی یک موشک آزمایش‌های گسترده‌ای انجام می‌دهند.

اسپیس ایکس در ماه‌های اخیر تست‌های مختلفی روی نمونه‌های آزمایشی مختلف راکت استارشیپ انجام داده که اکثر آن‌ها با شکست مواجه شده‌اند. جدیدترین آن‌ها، انفجار مخزن SN7 این موشک در تست فشار بود.

برخی از راکت‌ها با وجود موفقیت در تست‌های قبل از پرتاب، در زمان راه‌اندازی دچار مشکل شده و با روشن شدن موتورها، منفجر می‌شوند. از زمانی که انسان شروع به توسعه وسایل حمل و نقل فضایی کرده تا به امروز، انفجارهای زیادی رخ داده که البته برخی از آن‌ها بخاطر مدت زمان و همچنین هزینه، نسبت به سایرین اهمیت بالاتری دارند.

تعدادی از این انفجارها و شکست‌ها مربوط به دهه ۵۰ میلادی می‌شود که برای مثال می‌توان به راکت ۱۲.۶ میلیون دلاری «تیتان یک» اشاره کرد که در سال ۱۹۵۹ در لحظات اولیه روشن شدن موتور در جایگاه منفجر شد. در سال ۱۹۶۲ موشک ۷۰ میلیون دلاری «سنتور اتلس» آمریکا چندین ثانیه پس از پرتاب در هوا نابود شد.

در قرن بیست و یکم نیز راکت‌های زیادی منفجر شده‌اند که برای مثال می‌توان به موشکی روسی «پروتون-ام» در سال ۲۰۱۳ اشاره کرد. این راکت ۶۵ میلیون دلاری چندین ثانیه پس از پرتاب تغییر زاویه داد و به سمت زمین حرکت کرد که همین موضوع آتش گرفتن و نابودی آن را در پی داشت.

راکت فالکون ۹ اسپیس ایکس که به وسیله آن فضانوردان ناسا روانه ISS شدند، در سال ۲۰۱۵ و چندین ثانیه پس از پرتاب و زمانی که همه چیز خوب پیش می‌رفت، در آسمان منفجر شد.

دسته‌ها
Uncategorized

آلفابت شرکت کانادایی تولیدکننده عینک واقعیت افزوده را می‌خرد


دنیای واقعیت ترکیبی، به‌ویژ‌ه واقعیت افزوده، می‌تواند عصر جدیدی از پردازش را در تاریخ ایجاد کند. به‌عقیده‌ی بسیاری از کارشناسان، این ابزارهای تعاملی کارایی زیادی در آینده خواهند داشت و حتی شاید تعامل‌های اجتماعی را هم تحت‌تأثیر قرار دهند. در‌این‌میان، شرکت‌های متعدد به‌دنبال پیشی‌گرفتن از یکدیگر برای عرضه‌ی محصولات بهینه به بازار هستند. از سال‌ها پیش، گوگل مشغول توسعه‌ی پروژه‌ی عینک واقعیت افزوده‌ی گوگل‌گلس است و درمقابل، شایعات و اخبار متعددی هم از تلاش اپل برای ورود جدی به بازار حکایت می‌کند. 

اخبار جدید نشان می‌دهد احتمالا گوگل و هولدینگ آلفابت تصمیم گرفته‌اند فعالیت خود را در بازار عینک‌های واقعیت افزوده با جدیت بیشتری ادامه دهند. شرکت کانادایی North، طراح و تولیدکننده‌ی یکی از عینک‌های واقعیت‌افزوده‌ی زیبای بازار، هدف احتمالی خرید آلفابت خواهد بود. در سال ۲۰۱۸، این شرکت عینک خود، North Focals را با قیمت ۹۹۹ دلار به بازار عرضه کرد که با وجود طراحی جذاب، مخاطب چندانی جذب نکرد. عینک شرکت نورث ظاهری کاملا شبیه به عینک‌های معمولی دارد و تمامی سخت‌‌افزار پردازشی لازم و پروژکتور تولیدکننده‌ی محتوا در دسته‌ی سمت راست آن قرار می‌گیرد.

عینک واقعیت افزوده‌ی Focals در تعداد محدود و با سفارش ویژه تولید می‌شود. شرکت کانادایی در تولید عینکی حرفه‌ای موفق شد؛ اما پلتفرم رابط به عینک، یعنی همان گوشی هوشمند را در کنترل ندارد؛ درنتیجه، آن‌ها نمی‌توانند گزینه‌های زیادی به کاربر ارائه کنند. همین کمبودها باعث می‌شود دیگر رقبا وضعیت بهتری در بازار واقعیت افزوده داشته باشند. بسیاری از کارشناسان اپل را بازیگر مهمی در بازار مذکور تصویر می‌کنند که به‌‌دلیل همان کنترل کامل روی پلتفرم‌ها، فرصت زیادی برای پیشرفت دارد. همین فرصت‌ها باعث شد گوگل و آلفابت به‌دنبال خرید نورث بروند.

مقاله‌های مرتبط:

گوگل می‌تواند عینک نورث را با اندروید یا هر سیستم‌عاملی ترکیب کند که شاید در آینده در دنیای واقعیت افزوده جایگزین آن شود. اهالی مانتین‌ویو تاکنون بارها تلاش کرده‌اند نسخه‌ای تجاری از عینکی واقعیت افزوده تولید کنند و به موفقیت نرسیده‌اند. شاید ترکیب توانایی نرم‌افزاری آن‌ها و طراحی زیبای سخت‌افزاری نورث بتواند محصولی مقبول و حتی جذاب را به دنیای فناوری معرفی کند. قیمت پیشنهادی آلفابت برای خرید نورث ۱۸۰ میلیون دلار تخمین زده می‌شود و ظاهرا دو شرکت در مراحل پایانی مذاکره قرار دارند.

آلفابت پس از خرید نورث، تنها با مسئله‌ی ترکیب‌کردن آن با دستاوردهای نرم‌افزاری گوگل روبه‌رو نیست؛ بلکه باید بسیاری از مشکلات کنونی عینک نورث فوکالز را مدنظر قرار دهد و با استفاده از منابع گسترده‌ی خود در تیم‌های فنی، مشکلات عملکردی همچون طراحی ارگونومی و گرم‌شدن سخت‌افزار را برطرف کنند. درنهایت، ترکیب‌شدن نورث با گوگل یا هر تیم دیگر در آلفابت شاید به حرکت در مسیری منجر شود که در انتهای آن، بالاخره شاهد عرضه‌ی یک دستگاه کامل واقعیت افزوده باشیم.

دسته‌ها
Uncategorized

رندرهای جدید گلکسی واچ ۳ تاریخ معرفی را لو داد


سامسونگ احتمالا طی ماه آینده میلادی از نسل سوم ساعت‌های هوشمندش رونمایی خواهد کرد، و حالا فرصت داریم تا رندرهایی جدید از گلکسی واچ 3 را با کیفیتی بالا مشاهده کنیم و با رنگ‌بندی آن نیز آشنا شویم.

بعد از آنکه هفته گذشته تصاویری تازه از این گجت پوشیدنی را با نمایشگر روشن دیدیم و گوشه‌هایی از رابط کاربری آن را شناختیم، افشاگر معروف یعنی «evleaks» رندرهایی باکیفیت بالا از گلکسی واچ 3 منتشر کرده که به خوبی تنوع رنگی این محصول را نمایش می‌دهد.

بر همین اساس به نظر می‌رسد ساعت هوشمند جدید سامسونگ در رنگ‌های مشکی و برنز راهی بازار خواهد شد. در حالی که مدل دوم در نگاه اول رزگلد به نظر می‌رسد، گفته شده که این رنگ در نسل سوم با نام برنز خوانده خواهد شد. نسخه برنز این ساعت از ابعاد ۴۱ میلیمتری برخوردار بوده و نسخه مشکی نیز ۴۵ میلیمتری است. در رابط کاربری مدل مشکی رنگ، تاریخ «چهارشنبه ۲۲» دیده می‌شود که احتمالا به تاریخ رونمایی از این محصولات در روز ۲۲ ژولای (۱ مرداد) که اتفاقا چهارشنبه است اشاره دارد.

طبق شایعات و گزارشات پیشین، گلکسی واچ 3 احتمالا در دو بدنه استیل ضدزنگ یا پلاتینیوم راهی بازار خواهد شد. شیشه نمایشگر از جنس گوریلا گلس DX بوده و زه چرخشی آن نیز باریکتر است. ضمن اینکه ساعت هوشمند مورد بحث از استاندارد نظامی MIL-STG-810G و همچنین استاندارد مقاومت در برابر آب 5ATM برخوردار خواهد بود.

مدل ۴۱ میلیمتری گلکسی واچ 3 باتری ۲۴۷ میلی‌آمپر ساعتی و نمایشگری ۱.۲ اینچی خواهد داشت. در سوی دیگر مدل ۴۵ میلیمتری از باتری ۳۴۰ میلی‌آمپر ساعتی و نمایشگر ۱.۴ اینچی بهره می‌برد. در عین حال هر دو مدل مجهز به سیستم شارژ بی‌سیم خواهند بود.

گلکسی واچ 3 احتمالا مشابه با بسیاری از ساعت‌های هوشمند دارای سنسورهای سلامتی متعدد از جمله سیستم پایش ضربان قلب، نوار قلب، فشار خون، خواب، و بسیاری موارد دیگر خواهد بود. سیستم عامل این ساعت تایزن ۵.۵ بوده و یک گیگابایت رم و هشت گیگابایت حافظه داخلی آن را همراهی می‌کند. انتظار می‌رود امکانات ارتباطاتی مختلفی از جمله LTE، وای‌فای، GPS، بلوتوث و NFC نیز در گلکسی واچ 3 حضور داشته باشد.



دسته‌ها
Uncategorized

خودروهای روباز به اندازه مدل های سقف دار ایمن هستند


گزارش جدید مؤسسه‌ی بیمه‌ی ایمنی بزرگراه (IIHS) ایالات متحده‌ی آمریکا نشان می‌دهد خودروهای روباز ازنظر آماری به‌اندازه‌ی مدل‌های سقف‌دار ایمن هستند. بنابراین، کسانی که به‌دنبال خرید خودرو کانورتیبل برای مسافرت در تابستان هستند، با خیال راحت می‌توانند محصول مدنظر خود را بخرند.

مؤسسه‌ی بیمه‌ی ایمنی بزرگراه در اطلاعیه‌ی خود اعلام کرده است:

باتوجه‌به تجزیه‌وتحلیل تصادف و میزان تلفات حوادث رانندگی، خودروهای روباز با وجود ظاهر نسبتا بی‌دوام سازه‌های سقف آن‌ها، درمقایسه‌با مدل‌های سقف‌دار خطرپذیرتر نیستند. 

اریک تئو، نویسنده و مدیر بخش خدمات آماری IIHS، اطلاعات مربوط به مرگ‌ومیر و تلفات سازمان ملی ایمنی ترافیک بزرگراه (NHTSA) را از سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۸ گردآوری و در مطالعه‌ای، داده‌های مربوط به خودروهای روباز را با مدل‌های سقف‌دار مقایسه کرده است. تئو با بررسی عواملی نظیر اختلال در عملکرد و استفاده از کمربند ایمنی و اوضاع‌واحوال حوادث فردی دریافت تصادفات مربوط به خودروهای روباز تولیدشده در پنج سال گذشته، ازنظر آماری احتمالا به آسیب (جدی) یا مرگ منجر نمی‌شوند.

اریک تئو همچنین اظهار کرد:

این یافته‌ها حاکی از آن نیستند که خودروهای روباز درمقایسه‌با سایر خودروها محافظت بیشتری برای سرنشینان خود ارائه می‌دهند؛ بلکه نشان می‌دهند مبنای آماری برای نگرانی درباره‌ی خطرپذیری نبود سقف دائمی و ثابت در خودرو وجود ندارد.

مقاله‌های مرتبط:

یافته‌های مهم دیگری نیز در این تحقیق وجود دارد که احتمالا خریداران خودروهای روباز از شنیدن آن بیشتر خوشحال می‌شوند. خودروهای روباز درمقایسه‌با مدل‌های سقف‌دار به‌ازای میزان مسیر طی‌شده (مایل طی‌شده)، حدود ۶ درصد کمتر دچار تصادفات رانندگی شدند. به‌عبارت‌دیگر، مسافران و رانندگان خودروهای روباز در تصادف احتمال بیشتری وجود دارد که بتوانند از خودرو تصادفی خارج شوند. در این حالت، داده‌های ایمنی خودرو نیز از این نتیجه‌گیری حمایت و بر آن تأکید می‌کنند.

در این تحقیق، آمده است:

۲۱ درصد از رانندگان خودروهای روباز که در تصادفات رانندگی کشته شدند، از خودرو بیرون کشیده شدند؛ درحالی‌که این میزان برای خودروهای سقف‌دار به ۱۷ درصد می‌رسد. در میان تصادفات رانندگی منجر به واژگونی خودرو، احتمال بیرون‌کشیدن سرنشینان خودروهای روباز ۴۳ درصد و این میزان برای خودروهای سقف‌دار حدود ۳۵ درصد اعلام شده است. 

دسته‌ها
Uncategorized

تیم Checkra1n با انتشار یک اسکرین‌شات از جیلبریک بتای iOS 14 خبر داد


چند روز پیش اپل در کنفرانس WWDC 2020 نسخه جدید سیستم عامل‌های خود از جمله iOS 14 را معرفی کرد. پس از پایان مراسم نسخه بتای آن منتشر شد و حالا تیم «Checkra1n» با انتشار یک اسکرین شات به جیلبریک iOS 14 اشاره کرده است.

در این اسکرین شات ویژگی جدید سیستم عامل اپل یعنی App Library به چشم می‌خورد که درون آن یک فولدر با نام «دیگر» وجود دارد. در این فولدر اپلیکیشن این تیم به همراه پکیج منیجر Cydia قرار گرفته‌اند. جیلبریک این تیم از یک اکسپلویت سخت افزاری با نام Checkm8 استفاده می‌کند، بنابراین بدون توجه به نسخه سیستم عامل می‌توان محصولات را جیلبریک کرد.

برخلاف جیلبریک «Unc0ver» که برپایه اکسپلویت مرسوم tfp0 است، جیلبریک Checkra1n را نمی‌توان با بروزرسانی نرم افزاری برطرف کرد. با این وجود، جیلبریک سیستم‌ عامل‌های iOS 14 و iPadOS 14 چندان هم ساده نیست و اپل تلاش‌های زیادی برای جلوگیری از این کار انجام داده است.

علاوه بر این موضوع، جیلبریک این تیم در مقایسه با Unc0ver محدودیت دارد. از آنجایی که آیفون 5s و آیفون 6 سیستم عامل iOS 14 را دریافت نمی‌کنند، امکان جیلبریک آن‌ها با ابزار تیم Checkra1n وجود ندارد و تنها می‌توان دستگاه‌هایی که از آن پشتیبانی می‌کنند را جیلبریک کرد.

در حال حاضر این تیم بروزرسانی iOS برای این بیلد را منتشر نکرده، علاوه بر این نمی‌دانیم در چه تاریخی امکان جیلبریک iOS 14 فراهم می‌شود. احتمالا تا زمان انتشار نسخه نهایی این سیستم عامل، Checkra1n ابزار مربوط به جیلبریک آن را در اختیار کاربران قرار نخواهد داد. این تیم در گذشته موفق به هک گران‌ترین محصول تولیدی اپل یعنی مک پرو شده بود.

سیستم عامل iOS 14 اپل به ویژگی‌های جدیدی مجهز شده و همچنین سیری در آن بازطراحی شده است. این نسخه از iOS از ویجت‌های جدیدی بهره می‌برد و امکان استفاده از آن‌ها در هوم اسکرین نیز وجود دارد. Messages نیز در iOS 14 با تغییراتی همراه بوده که برای مثال می‌توان به پین کردن پیام‌ها اشاره کرد.

دسته‌ها
Uncategorized

داستان برند: پی پال، از پرداخت آنلاین تا مافیای تکنولوژی


پی پال نامی شناخته‌شده و شاید شناخته‌شده‌ترین نام در‌زمینه‌ی پرداخت آنلاین در جهان است. این شرکت با بیش از ۳۰۰ میلیون کاربر فعال در بیش از ۲۰۰ کشور جهان و ۱۰ میلیارد پرداخت در سال با استفاده از ۱۰۰ ارز مختلف جهانی، به غولی در صنعت تجارت الکترونیک تبدیل شده است؛ غولی که حتی وجود رقبایی مانند ارزهای مجازی نیز به‌سختی بتوانند جایگاهش را متزلزل کنند. در این مقاله، قصد داریم شما را با سفری نه‌چندان طولانی، اما جذاب و هیجان‌انگیز پی پال آشنا کنیم؛ اینکه این سفر از کجا شروع شد و اکنون در کجای مسیر قرار دارد. پس، با زومیت همراه باشید.

پی پل/ paypal

شروع ماجرا

در اواخر قرن بیستم، در ایالات متحده استفاده از اینترنت و کامپیوتر رشد بسیار زیادی پیدا کرد؛ از‌این‌رو، بسیاری از سرمایه‌گذاران و کارآفرینان به‌سمت استفاده از این موقعیت جذب شدند. در سال ۱۹۹۸، دو جوان جاه‌طلب، مکس لوچین و پیتر تیل، استارتاپی مالی به‌نام کانفینیتی (Confinity) راه‌اندازی کردند. این استارتاپ به‌نوعی واسطه‌ی میان خریدار و فروشنده و بانک بود.

تا آن زمان، اگر کسی تمایل داشت از سایت‌های خرده‌فروشی مانند ای‌بی (ebay) خرید کند، باید چک پرداخت را با پست به فروشنده ارسال می‌کرد؛ درنتیجه، زمان لازم برای دریافت محصول و پرداخت وجه به‌شدت افزایش پیدا می‌کرد. کانفینیتی توانست راه‌حلی برای این مشکل ارائه کند و به رشد درخورتوجهی در همان سال‌های ابتدایی دست یابد. مشاغل کوچک و تاجران آنلاین و مصرف‌کنندگان به‌سرعت جذب سیستم شدند و پرداخت‌ها شروع شد. این شرکت در همان سه سال ابتدایی خود توانست سه‌میلیارد دلار پرداخت از ۱۰/۲ میلیون مصرف‌کننده را ثبت کند.

ایلان ماسک وارد بازی می‌شود

در نوامبر ۱۹۹۹، ایلان ماسک به‌همراه جمعی دیگر از نوابغ برنامه‌نویسی، سایت X.com را ایجاد کردند. عمده‌ی تمرکز ماسک و همکارانش روی سرعت تراکنش‌ها و تسویه‌حساب‌ها بود. همچنین، آن‌ها سیستمی طراحی کرده بودند تا افراد تازه‌عضوشده در وب‌سایت مبلغ ۲۰ دلار و افراد معرفی‌کننده‌ی وب‌سایت به دیگران مبلغ ۱۰ دلار دریافت کنند.

X.com توانست در مدت بسیار کوتاهی به موفقیت چشمگیری دست پیدا کند؛ اما همچنان مشکل اصلی پابرجا بود: مردم نمی‌توانستند به‌راحتی به این وب‌سایت اعتماد کنند؛ خصوصا بعد از رسوایی‌هایی که برای این شرکت در‌زمینه‌ی نقل‌و‌انتقالات مشکوک و امنیت حساب‌ها پیش آمد. درنهایت، ایلان ماسک تصمیم گرفت X.com با استارتاپ کانفینیتی ادغام شود و تمرکزشان را به‌جای رقابت روی بهبود عملکرد بگذارند.

پی پل/ الون ماسک/ پیتر تیل

ظهور پی پال

در اکتبر ۲۰۰۰ و پس از مذاکرات فشرده، درنهایت دو استارتاپ با یکدیگر ادغام شدند و برای بازسازی برند، نام پی پال را برای شرکت جدید انتخاب کردند. پی پال تقریبا تمام خدماتی که هر دو استارتاپ ارائه می‌دادند، با کیفیتی به‌مراتب بهتر به مشتریان ارائه می‌داد؛ از‌این‌رو، حتی زمانی‌که مدیران پی پال حق عضویت ۵ و ۱۰ و حتی ۲۰ دلاری دریافت کردند، مشتریان با کمال میل این حق عضویت را می‌پرداختند. استقبال از پی پال به‌حدی بود که در ماه‌های ابتدایی، رشد روزانه‌ی ۱۰ درصدی را در افزایش کاربران رقم زدند و تعداد کاربران پی پال از مارس ۲۰۰۰ تا تابستان همان سال، از یک‌میلیون به پنج‌میلیون نفر رسید.

سال ۲۰۰۲، پی پال در بورس نزدک (Nasdaq) عرضه شد. در عرضه‌ی اولیه این شرکت، قیمت هر سهم ۱۳ دلار تعیین شده بود؛ بااین‌حال در همان سال، ارزش پی پال بیش از ۵۰ درصد افزایش پیدا کرد. این رشد باعث تحیر بسیاری از تحلیلگران شد و چشم جهان را به‌سمت این استارتاپ تازه‌کار خیره کرد.

پی پل/ ای بی

ای‌بی وارد عمل می‌شود

رشد خیره‌کننده‌ی پی پال بسیاری از شرکت‌های بزرگ را به‌سمت این شرکت گسیل کرد. دراین‌میان، ای‌بی که سابقه‌ی همکاری طولانی‌مدت‌تری با پی پال داشت، در‌نهایت، موفق شد این استارتاپ را با پرداخت مبلغ ۱/۵ میلیارد دلار بخرد. این اتفاق آن‌قدر سروصدا به‌پا کرد که عده‌ای از آن به پیوند بزرگ‌ترین حراجی آنلاین و بزرگ‌ترین سرویس‌دهنده خدمات مالی آنلاین تعبیر کردند.

همکاری ای‌بی و پی پال توانست پی پال را به‌سرعت به بزرگ‌ترین سیستم پرداخت آنلاین در آمریکا و جهان تبدیل کند؛ به‌طوری‌که بیش از ۷۰ درصد خریدهای آنلاین در ای‌بی به‌واسطه‌ی سیستم پی پال انجام می‌گرفت. در سال ۲۰۰۵، پی پال توانست سیستم پرداخت وریساین (Verisign) را برای افزایش امنیت پرداخت‌هایش به‌دست آورد. همچنین در سال ۲۰۰۷، پی پال همکاریش با مستر کارت (Mastercard) را آغاز کرد. این همکاری به کاربران اجازه می‌داد در وب‌سایت‌هایی پرداخت انجام دهند که مستقیما پی پال را نمی‌پذیرند. این دو واقعه جهشی دیگر در درآمدهای پی پال ایجاد کرد؛ به‌طوری‌که در پایان سال ۲۰۰۷، این شرکت ۱/۸ میلیارد دلار درآمد کسب کرد.

تا سال ۲۰۱۰، پی پال بیش از ۱۰۰ میلیون نفر کاربر فعال در ۱۹۰ بازار و ۲۵ ارز مختلف داشت. یک سال بعد و در سال ۲۰۱۱، پی پال اعلام کرد قصد دارد خدماتش را برای خرید آفلاین و فروشگاهی نیز ارائه دهد. در پایان سال ۲۰۱۲، کل حجم معاملات بر بستر پی پال به رقم فوق‌العاده‌ی ۱۴۵ میلیارد دلار رسیده بود.

پی پل/ paypal/ ای بی

جدایی پی پال از ای‌بی

با شروع سال ۲۰۱۳، زمزمه‌هایی مبنی‌بر اختلافات مدیریتی میان مدیران پی پال و ای‌بی شکل گرفت. همچنین، بحران مدیریتی در پی پال باعث شد کارل ایکهان، یکی از سرمایه‌گذاران پی پال، کمپینی برای جدایی پی پال از ای‌بی به‌راه بیندازد. ایکهان معتقد بود ارزش پی پال بسیار بیشتر از ای‌بی است و اداره‌ی آن به‌دست ای‌بی مانع از آن می‌شود که پی پال به ارزش واقعی خود در بازار سهام دست یابد.

در ژوئیه‌ی ۲۰۱۴، ایکهان موفق و پی پال باردیگر به‌عنوان سهام عمومی از ای‌بی مستقل شد. پی پال زمان زیادی لازم نداشت تا نشان دهد حدس ایکهان صحیح است. در مدت کوتاهی پس از جدایی از ای‌بی، این شرکت با رشد نزدیک به ۵۰ میلیارد دلاری ارزشی بالاتر از ای‌بی در بازار کسب کرد. البته طبق توافقی که دو طرف پیش از جدایی امضا کرده‌اند، خدمات پی پال تا سال ۲۰۲۰ همچنان به‌شیوه‌ی قبل در ای‌بی انجام خواهد شد؛ اما پس از اتمام این زمان، طرفین باید باردیگر بر سر چندوچون ادامه‌ی همکاری با یکدیگر مذاکره کنند.

دوران پس از ای‌بی

پس از جدایی پی پال از ای‌بی، این شرکت به‌دنبال استارتاپ‌های موفق درزمینه‌ی مالی رفت. در این مدت، این شرکت توانست استارتاپ‌هایی مانند xoom ،venmo ،Paydiant و modest را بخرد و سرمایه‌گذاری روی تکنولوژی‌های پرداخت همتا‌به‌همتا و بلاک‌چین را افزایش دهد تا بتواند جای پای خود را در این فناوری‌های نوظهور محکم کند.

اگرچه امروزه با ظهور استارتاپ‌های متعدد درزمینه‌ی فینتک و حضور ارزهای دیجیتال جایگاه پی پال بسیار متزلزل شده است و هر لحظه امکان دارد این استارتاپ‌ها بتوانند جایگزین روش‌های پرداخت پی پال شوند، پشتوانه‌ی مالی مستحکم و سابقه‌ی طولانی درزمینه‌ی انجام تبادلات مالی باعث می‌شود به‌سختی بتوانیم حکمی قطعی درباره‌ی آینده پی پال بدهیم. آنچه فعلا وجود دارد، این است که پی پال با سرعت و شتاب به پیش می‌رود و رقیبان با فاصله نسبتا زیادی با آن در حال جلو آمدن هستند.

پی پل/ paypal

اقدامات انتقادآمیز پی پال

مقاله‌های مرتبط:

پی پال در این مدت اقدامات بسیار زیادی برای بستن یا مسدودکردن حساب‌های کاربری خود انجام داده است که تعدادی از آن‌ها با انتقاد مواجه شده است و حتی برخی‌شان تبعات غیرمنتظره‌ای برای این شرکت به‌دنبال داشته است. بعضی از این اقدامات عبارت‌اند از:

  • در سال ۲۰۰۳، پی پال به‌صورت داوطلبانه خدمات مالی به‌عنوان واسطه در فرایندهای قماربازی را متوقف کرد. در آن زمان، پی پال بزرگ‌ترین خدمات‌دهنده‌ی آنلاین پرداخت برای شرکت‌های قماربازی آنلاین بود. البته در سال ۲۰۱۰، این خدمات‌دهی از سر گرفته شد؛ اما تنها به کشورهایی محدود شد که قماربازی در آن‌ها کاملا آزاد بود و شرکت‌هایی که دستور قضایی برای فعالیت داشته باشند؛
  • در سال ۲۰۱۰، پی پال حساب یکی از توسعه‌دهندگان بازی ماینکرفت را بدون هیچ توضیحی مسدود کرد؛
  • در سال ۲۰۱۰، مسترکارت، شریک تجاری پی پال، حساب‌های کمک مالی به ویکی‌لیکس را مسدود کرد. همچنین، پس از آنکه وزارت خارجه‌ی آمریکا فعالیت ویکی‌لیس را غیرقانونی اعلام کرد، پی پال تمام حساب‌های کاربری این بنیاد را محدود و مسدود کرد. این اقدام آسیب زیادی به تأمین مالی ویکی لیکس زد که عمدتا ازطریق دونیت و کمک‌های خیرخواهانه انجام می‌شد. البته هکرهای طرفدار ویکی‌لیکس هم بیکار ننشستند و با حمله‌ای حساب‌شده، باعث متوقف‌شدن عملیات پی پال شدند؛
  • در سال ۲۰۱۳، دانش‌آموز ۱۷ ساله‌ی آلمانی متوجه خطایی (باگ) در یکی از سیستم‌های پی پال شد و آن را گزارش داد؛ اما پی پال از پرداخت پاداش به وی خودداری کرد. سران پی‌پال ادعا کردند پیش‌تر متوجه این باگ شده بودند؛
  • در سال ۲۰۱۳، پی پال کمک‌های مالی به یکی از پادکست‌ها و وب‌سایت‌ها را به جرم اشاعه‌ی تنفر و تبعیض نژادی و قومیتی در جامعه مسدود کرد؛
  • در سال ۲۰۱۴، پی پال حساب مؤسسه‌ی حقوق بشری در روسیه (RosUznik) را مسدود کرد.

مافیای پی پل

مافیای پی پال

عموما هنگامی‌که اسم مافیا به‌گوش ما می‌خورد، به‌یاد فیلم‌هایی مانند «پدرخوانده»، «رفقای خوب» یا «صورت زخمی» می‌افتیم؛ اما در دنیای تجارت نیز، مافیا وجود دارد؛ البته داستان مافیای پی پال از نوع مافیایی نیست که به‌دنبال حذف رقیبان هستند. درواقع، مافیای پی پال تعدادی از نوابغ تجارت و برنامه‌نویسی هستند که توانستند با کمک پی پال از بحران دات‌کام در اوایل قرن بیستم به سلامت عبور کنند و پس‌از‌آن نبض بازار دیجیتال را دراختیار بگیرند. این در ‌حالی است ‌که بسیاری از نوابغ برنامه‌نویسی که در زمان بحران فعال بودند، اکنون به کارمندان کوچک تبدیل شده‌اند. اعضای مافیای پی پال عبارت‌اند از:

  • پیتر تیل: بنیان‌گذار و مدیر اجرایی اسبق پی پال که به او لقب «دُن» داده‌اند. پیتر تیل اکنون علاوه‌بر نوشتن کتاب‌های موفق درزمینه‌ی راه‌اندازی استارتاپ، در سرمایه‌گذاری هم بسیار موفق عمل کرده و ثروتی افزون‌بر دومیلیارد دلار دارد؛
  • ماکس لوچین: بنیان‌گذار و مدیر ارشد فناوری پی پال که بعدها در پایه‌گذاری وب‌سایت اسلاید (Slide) فعال بود؛
  • ایلان ماسک: بعدها شرکت‌های بزرگی مانند تسلا و اسپیس ایکس و اوپن اَی آی (OpenAI) را تاسیس کرد و رئیس شرکت سولارسیتی شد؛
  • دیوید اوساکس: بعدها وب‌سایت یامر و جنی دات‌کام (Geni.com) را تأسیس کرد؛
  • جاوید کریم، استیو چن و چاد هورلی: بعدها یوتیوب را تأسیس کردند. فیلم «من در باغ‌وحش هستم» را که جاوید در سال ۲۰۰۵ در یوتیوب بارگذاری کرد، به‌عنوان اولین ویدئو یوتیوب شناخته می‌شود؛
  • رید‌هافمن: مدیر سابق اجرایی پی پال که بعدها لینکدین را تأسیس کرد؛
  • جو لنسدیل: به‌عنوان بنیان‌گذار استارتاپ‌هایی مانند Palantir و Addepar و OpenGov شناخته می‌شود؛
  • دیوید مک‌کلور: مدیر سابق بازاریابی پی پال که به مشاور سرمایه‌گذاری فوق‌العاده روی استارتاپ‌های نوپا تبدیل شده است؛
  • جرمی استوپلمن: معاون سابق فناوری پی پال که استارتاپ یلپ (Yelp) را تأسیس کرد؛
  • ییشان وونگ: مدیر سابق مهندسی در پی پال که بعدها در فیسبوک کار کرد و مدیرعامل ردیت شد.

در سال ۲۰۰۷، مجله‌ی فورچون (Fortune) مقاله‌ای درباره‌ی مافیای پی پال نوشت و آن را همراه‌با عکسی از اعضای سابق پی پال منتشر کرد که لباس‌هایی شبیه مافیای ایتالیایی پوشیده‌اند. ایلان ماسک به‌دلیل برخی ملاحظات رسانه‌ای در این عکس حاضر نشد؛ اما می‌توان این عکس را نمادی از دنیایی جدید دانست؛ دنیایی که در آن ایده‌های خلاقانه، همکاری مؤثر، دوستی و همراهی می‌تواند رمز موفقیت جوانان باشد؛ جوانانی از ملیت‌های مختلف از هند گرفته تا شرق و مرکز اروپا. در این عکس، ۶ میلیاردر جوان و بنیان‌گذار چندین استارتاپ میلیارددلاری حاضر هستند و می‌توانند الهام‌بخش بسیاری از جوانان باشند.